عکسهای روز پنجشنبه و جمعه ی سفر به شمال - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
پنجشنبه ٢ مهر ۱۳۸۸
عکسهای روز پنجشنبه و جمعه ی سفر به شمال

 عکس های روز پنجشنبه و جمعه:

 پنجشنبه صبح هستی در حال خوردن صبحانه

توی محوطه ی هتل 

در حال شن بازی کنار ساحل هتل انقلاب خزر 

 قربون خودت و اسم قشنگت

 سوار بر قایق

 ماشین بازی جلوی درب هتل

ناهار در هتل(فقط تو این چند روز یا سوپ خورده یا سالاد

 از این شکلها که با درختها درست کردند خیلی خوشش اومده بود

 عاشق این عکسشمزیر بارون کلی قدم زد و به حرف من گوش نداد

 دوست دارم عزیز دلم

قبل از سوار شدن موتور ٬کنار ساحل خیس و بارانی 

 جمعه٬نمک آبرود

 توی تله کابین خط ۲

بالای تله کابین (به حیوونهای خشک شده هم نزدیک نمیشد)

 ژستت رو برم من

 فوتبال دستی با دایی رضا

 شهر بازی نمک آبرود

 کنار ساحل رستوران باران

 پیاده شدن از اسب و خسته از سوار کاری

پی نوشت ۱:بقیه ی عکسها رو٬تو پست بعد میزارم(عکسهای شنبه و یکشنبه)

پی نوشت ۲:میدونم کامنتدونیم باز نمیشهوقتی دیدم هیچ کامنتی ندارم خودم امتحان کردم و فهمیدم که مشکلی هست و گرنه مگه میشه من کامنت نداشته باشم؟؟؟برای مدیر بلاگفا ایمیل زدم ببینم چی میشه؟؟؟ولی بدون کامنتهای قشنگتون خیلی سخته ها؟؟؟کلی دلم تنگیده برای انرژی مثبت و حرفهای قشنگتونفعلا منتظر میمونیم تا انشالا درست بشهچند تا از دوستان که پست خصوصی میزارن ازشون خواستم بهم پسورد بدن ولی حتما نمیتونند دیگه؟؟؟؟منم موندم تو خماری...

پی نوشت ۳:سه شنبه با هستی٬رفتیم مدرسه ی کیان(البته من ساعت رو عقب نکشیده بودم و یک ساعت زود رسیدم و کلی کلافه و ...) که از اونجا همگی بریم مدرسه ی کیارش٬ که چون برنامه ی مدرسه ی کیان طولانی شد٬کیارش با پدرش رفت مدرسه٬ تا ما هم بریم پیششون٬ولی وقتی رسیدیم مدرسه ی کیارش٬برنامه تموم شده بود و کیارش و پدرش رفته بودند خونه٬خیلی ناراحت شدم که نتونستم به موقع برسم٬بیتا رو گذاشتیم و اومدیم خونه٬عصر زنگ زدم تا از دل کیارش در بیارم٬اولش گفت ٬نمی بخشمت خاله نوشین که مدرسه ی من نیومدی؟؟؟میخواستی کیان رو ول کنی و بیای پیش من....خلاصه با کلی منت کشی٬ منو بخشید و قول گرفت یک روز برم مدرسه شون

پی نوشت ۴:تو این دو سه روز٬درسای هستی رو با هم مرور کردیمدیروزم تمرین برای کنسرت داشت که بردمشدو تا تمرین دیگه داره ٬بعدش ۱۷ مهر روز جهانی کودک٬ کنسرت برگزار میشه و خانومی من٬برای سومین بار ....میخوام اوندفعه رو(یادتونه هیچی بهش ندادم و همه ی بچه ها از اولیاشون هم٬کادو گرفتن و هستی ناراحت شد و ....) جبران کنم و براش کادو بخرم و موقع معرفی بهش بدم ٬که خوشحال بشهولی نمیدونم چی بگیرم که خوشش بیاد و سورپیریز بشه(نمیخوام قبلش چیزی بگم)اگه خدا خواست و کامنتدونی درست شد؟؟؟تو خرید هدیه ی روز کنسرت٬ راهنمایی کنید لطفاخیلی بزرگ نباشه ها

پی نوشت ۵:هستی خوشگلم٬روز شنبه میره مدرسه و کلاس دوم رو شروع میکنه(یعنی شروع میکنیم)انشالا امسال هم در صحت و سلامت کامل درس بخونه و موفق باشهبرای هستی خودم و تمام بچه های عزیزمون٬سال خوب تحصیلی ٬ سلامتی و شادکامی آرزومندمعکسهای کیان و کیارش رو هم٬در پستهای بعدی٬ با عکسهای مدرسه ی هستی میزارم...

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ