عکس جشن های هستی و تبریک روز مادر - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧
عکس جشن های هستی و تبریک روز مادر

هر چند به خاطر مادر جون خیلی غمگینم و کار زیادی ازم برنمیاد ،ولی گفتم بیام آپ کنم شاید کمی حوصله ام بیاد سر جاش،تو این یکهفته ای که مامانم حسابی زمین گیر شده و نمیتونه راه بره ،با توجه به اینکه خونمون بهشون نزدیک نیست و نمیتونم تند تند برمو بیام ،دوباری غذا درست کردم و دوبار هم از بیرون غذا گرفتیم و رفتیم خونشون و از مهموناشون هم تا ساعت 12 شب پذیرایی کردم ،اما تا بیایم خونه ساعت از یک شب گذشته بود و محمود و هستی صبح ها خیلی اذیت شدن(هستی جایی میره 9 نمی خوابه)مامانم هم اصلا بهتر نشده و امروز که دکتر مغز و اعصاب رفته ،براش ام آر آی نوشته و گفته احتمالا دیسک داره و.......الان که باهاش صحبت میکردم حسابی گریان و ناراحت بود و میگفت ،نمیدونم با اینهمه درد چی کار کنم و.........در آستانه روز مادر ،از اینکه مادر خوب و مهربانم اینقدر درد میکشه که مدام گریه میکنه ،خیلی در عذابم.بازم برای مادر جون هستی دعا کنید لطفا........

روز زن و مادر به همه مادرهای مهربون روی زمین مبارک باد

مادر جون عزیزم روزت مبارک

خاله بیتا روزت مبارک

مامانای وبلاگی روزتون مبارک

مادر شوهر جان روزتون مبارک

مامانای تو بهشت روز شما هم مبارک

 

امروز یکسر رفته بودم پیش دوست عزیزم فرشته،که یک دکوری قشنگ برای روز زن بهم کادو داد که خیلی شرمنده شدم و کلی خجالت کشیدم که من.........فرشته عزیزم روزت مبارک هنوز از آقای همسر هدیه ای دریافت نشده و هستی جونم میگه مامان روز مادر از مهد برات نقاشی و چادر میارم(به حق چیزای ندیده)الهی من قربونت برم هستی من،وجود عزیز تو برام بهترین کادو،هر چند فکر میکتنم هدیه گرفتن از دست تو چه لذتی داره...........

  

عکسهای جشن فارغ التحصیلی (۸۷.۳.۲۲)

توجه داشته باشید که عکسها در تاریکی بی برقی گرفته شده(تمام مدت برق مهد رفته بود)

Luv Ya

  

هستی ٬در حال گرفتن لوح و جایزه از مدیر مهد و عکس انداختن

 

در حال خوندن شعر خوش آمد گوییDuck!

 

هستی و دوستانLove Couple

 

هستی در نقش آ همراه دنیا و.....Mr. Green

 

بچه ها با حروف الفباA Peck

 

هستی٬دنیا٬زهرا٬پریا و رویا که تو آفرینش هم همکلاسشه

 

عکسهای روز کنسرت(۸۷.۳.۲۹)

 

 

هستی و قسمت نوازندگان فولوتBeating Hart

 

 

نمایی از دور(خانوم ونکی مانتو مشکی)

 

هستی بی صبرانه منتظر گرفتن لوح

 

حالا دیگه گرفته و میگه بریمMad

 

هستی ٬با جایزه و لوح و فولوت(به زور عکس مینداخت)Twisted Mad

 

هستی و مهتا خانوم قد بلندI Luv U

   

 

 پی نوشت۱:روز مهمونی خاله بیتا ٬از ایلیا ها عکس انداختم که میدم خاله بیتا ٬براتون بزاره

پی نوشت ۲:روز جمعه ساعت ۱۲:۳۰ شب پدر جون رسید و ما و دایی رضا و سمیرا جون و دایی امیر و عمو ناصر رفتیم دنبالش و از همون فرودگاه٬ ساعت ۲ نیمه شب ازشون جدا شدیم و اومدیم خونه ٬روز شنبه غذا و سبزی خوردن برای مامانم اینا آماده کردم و بعد از شام رفتیم خونشون و از مهموناشون پذیرایی کردم و.... آخر سر سوغاتی هامون رو گرفتیم و اومدیم خونهبا توجه به اینکه پدر جون دفعه پنجمش بود که میرفت ولی بازم ما رو خجالت داد و برامون سوغاتی های قشنگی آورد٬برای عروس خانوم(سمیرا جون)هم که دیگه نگو ...............

  پدر جون دست شما درد نکنهقلب

 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ