عکسهای قرار وبلاگی و...... - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧
عکسهای قرار وبلاگی و......

چهارشنبه ،ساعت 5 عصر رسیدیم بوستان،و با هستی یه خریدی کردیم و سر ساعت 5:30 رفتیم خانه کودک،آندیا عسلی و نیما کوچولو ،اومده بودن و هستی هم با اونا سرگرم بازی شد تا بقیه هم اومدن و کم کم مامانا رفتن بیرون نشستن و بچه ها.....تا ساعت 7 اونجا بودیم و زمانی که همه دور هم بودند و خاله بیتا هم رسیده بود،خداحافظی کردیم و برعکس همیشه خیلی زود رسیدیم خونه(به خاطر بازی فوتبال خیابونها خلوت بود)و مشغول درست کردن کوکو سبزی شدم و تازه کارم تموم شده بود که شوشو رسید خونه و شام و.......

اینم عکس کوچولوهای حاضر در قرار وبلاگی:

آندیا کوچولوی شیرین

نیما ٬پسر کوچولوی خوشگل

نیروانای ناز و عسل

ایلیا ٬مرد کوچک بانمک

 

پرنیان حودم٬ که عاشق شیرین زبونیشم(گفتم خوبی؟گفت اختیار دارین)

فاطمه(ملوسک) آروم و خانوم

فاطمه زهرای عسل اما اخموی خودم

باران خوشگل پروانه شده

ایلیای نقاش با (نمیشناسم)٬خودشم متعجب نگاه میکنه

دو یار و همراه مهربون

قربونت برم که خیلی زود موهات برات عادی شد

توجه:متاسفانه با اونکه خیلی عکس از مهدیار جون گرفتم ولی هیچ کدوم به خاطر جنب و جوش زیادش خوب نشده و قابل گذاشتن نبود که همین جا از خودش و مامان مهربونش عذر خواهی میکنم

پنجشنبه عصر که بابایی اومد،رفتیم تئاتر گلریز که متاسفانه بلیطش تموم شده بود ،شام خوردیم و یکساعتی رفتیم خونه عزیز اینا و سری بهشون زدیم و ساعت 11 رسیدیم خونه و.......

جمعه ،تا ظهر دنبال کلید مخصوص ،برای چراغ بالای پیانو بودیم که به سختی پیدا کردیم و از اونجا برای ناهار رفتیم خونه مادر جون که دایی اینا هم اومدن و تا عصر اونجا بودیم،ساعت 6 یکسر به عزیز و آقاجون من زدیم که خدا رو شکر خوب بودن و با پرستاری شبانه روزی همه بچه ها، فعلا همه چیز خوب پیش میره،از اونجا هم  چرخی زدیم و شامی خوردیم و ساعت 8 اومدیم خونه تا خانومی به موقع بخوابند......

امروز هم از صبح، کلی کار داشتم و بعد از ورزش، حمام کردم که هستی رسید و کتاب فرانسه شو با کلی ذوق بهم نشون داد و بعد از شستن دستاش و تعویض لباس٬ رفت خوابید(الان خوابه).....

اینم٬ عکس جلد کتاب فرانسه خانومی منباید مثل بقیه کتاباش سیمی بشه

پی نوشت 1:پنجشنبه این هفته و هفته بعد ،پا گشا دعوتیم(دایی بزرگم و عمه کوچیکم)،دوشنبه وقت آرایشگاه گرفتم، تا برم و یه بلای قشنگی سر موهام بیارم،خدا کنه خوب بشه...

پی نوشت ۲:بعضی هاتون در مورد ورزش با تردمیل و تاثیر اون تو لاغری پرسیده بودین که باید بگم٬من هفته ای ٬دو تا سه بار(یکروز در میان) و هر بار ۴۵ دقیقه رو برنامه لاغریش کار میکنم٬توی دو ماه ۲ کیلو کم کردمالبته خیلی کمه٬ اما باید بگم من بدنم٬ خیلی خیلی دیر لاغر میشه و به خاطر دو سه سالی که ایروبیک کار کردم چربی زیادی ندارم و همش عضله است به همین خاطر خیلی دیر لاغر میشم....اما راضیم چون به جز لاغر شدن ٬دلم میخواست یک ورزش که عامل سلامتی هستش و همیشگی باشه ٬انجام بدم و الان هر طور شده در هفته دو بار رو ورزش میکنم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ