روزهای خرداد ماهی مــــــــــــــــــــــــــا - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۳
روزهای خرداد ماهی مــــــــــــــــــــــــــا

سلام به دوستان خوب و مهربونم ،بازم از تبریکات و کامنتها و پیامها و ... بابت هستی ممنونم،امروز اومدم که پست جدید بزارم ولی راستش حرفی برای نوشتن ندارم ،یعنی هستی مشغول امتحاناتش هستش و ما هم بیشتر مشغول روزمرگیهامون و چیزی که قابل نوشتن اینجا باشه پیش نیومده،با اینحال اومدم بنویسم که بدونید ما خوبیم و دعا گوی شما دوستان همیشه همراهمون هستیم که کامنت میزارین و نگرانمون میشید

هستی دوشنبه تعطیل میشه و خلاص،هرچند الانم خلاص هستش و یک کتاب رو در عرض یکساعت میخونه میاد میگه تموم شد و تا فرداش انگار نه انگار امتحان نهایی داره و ... من موندم چه جوری به من نرفته اصلا،من اگر درسم نمیخوندم باید کتابمو بغلم میگرفتم یا جلوم باز میذاشتم تا خود امتحان که استرسم کمتر باشه ،محمود بهش میگه چه جوریه ما صبح تا شب درس میخوندیم، تازه صبح زودم پامیشدیم دوره میکردیم تموم نمیشد اونوقت تو توی اتاق نرفته میگی تموم شد ،فقط بلده بگه کلاس پیانو نرم، زبان نرم، امتحان دارم،منم که عمرا کوتاه بیام و میکشم میبرمش و میدونم که اگر چند ساعت مفید توی روز داشته باشه، اونم ساعتایی هستش که سر کلاساش نشسته و مشغوله ...،حالا تعطیل بشه جز کلاسای خودش با خودم استخر میبرمش و شاید یه کلاس دیگه هم دوتایی بریم که هردومون تو فکرشیم

دو هفته ای که گذاشت یه تولد کوچولو برای خاله بیتا گرفتیم و یکی هم برای پدر جون،مونده تولد دایی امیر هستی شیرین، که 24 خرداده و ته تغاری خانواده ی مااااااااااااااا

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2015/1252465gmllu11dw3.gif

 پی نوشت ر م ا نی: اینروزا چون بیشتر خونه بودم ،کتابم بیشتر خوندم ،از پست قبل تا حالا ،ازدواج صوری ،ازدواج اجباری و اریکا رو خوندم ،الانم دردم تو دستمه و مشغولم ،میتونم بگم همشون قشنگ بودن و ارزش یکبار خوندن رو دارن ولی اریکا بد تموم شد و محمد داستان آخرش ... خیلی ناراحت شدم،کلا کتابی که آخرش بد تموم میشه رو اگر بدونم از قبل نمیخونم ،نه اینکه قشنگ نباشه نه،من چون ناراحت میشم از پایان غمگین و ناراحت کننده نمیخونم معمولا ،دردم هم بد نیست ولی شخصیت زنش اینقدر رو اعصاب آدم رژه میره و احمقه ،که تا الان چند بار خواستم بیخیال خوندن بقیش بشم ولی نمیشه که نمیشهههه ،کتاب نسبتا طولانی هم هست و فعلا مشغول حرص خوردن از دست نیاز و ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2015/1252465gmllu11dw3.gif

گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی،

عکس هایت همه با لبخندند !!

نمی دانست عکاس که می گوید سیب،

من یاد حماقت آدم و حوا می افتم ... 

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2015/a3fb5da184c559637bbf7e0caaf47033-425.jpg

“تنها” بمان…

تنهایی پاک است…

اینجا آدم ها “تن”ها داده اند تا تنها نمانند … 

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2015/baronnnnnnnnnnnnnnnnn.jpg

 دسـت بـه “صورتـم” نـزن !
می تـرسم بیـفتـد
نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم !
و بعــد
سیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــو” را بـا خـود ببــرد
و بـاز
من بمانم و تنهــــــایی …!!!

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2015/c72f8d0af94ca81418953b73331eaaa2-425.jpg

 تنهایی
تک درخت خشکی ست
که از نگاه دوربیـــــــن
زیباستــــــــــــــــــــ 

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2015/8692cac25df05584a97e61c408d57240-425.jpg

هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم

اگـر

دوست داشتـن

“تــــــــــو”

رو تجربه نکرده بودم ...

شروع تعطیلات طولانی تابستونی خوش بگذره عزیزای وبلاگی 

شاد و برقرار باشید

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ