بستنی دلقک و دکتر و سفر و ... - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
بستنی دلقک و دکتر و سفر و ...

تو هفته ای که گذشت ،تقریبا تمام کلاسهای هستی،با فاینال زبان پنجشنبه تموم شد و پیانو و نقاشی هم رفت تعطیلات تابستان تا مهر ماه ....


اینم نتیجه ی آزمون زبان که فاینال رو 100 شد و باز نمره ی کلاسی که من نمیدونم چرا 87 شده نمره ی نهایی رو به 91 رسوند(تمام نمرات کلاسی عالی و بدون غیبت )

 
تو یکی از همین روزها رفته بودیم کن،که هستی هوس بستنی کرد،به آقاهه گفتیم بستنی چی دارید؟؟گفت میوه ای سنتی .... هستی هی گفت نه اینو نمیخوام اونو نمیخوام،آقاهه گفت راستی بستنی دلقک هم داریمااااااا،محمود با خنده گفت همین دلقک خوبه براش بیارید،وقتی بستنی رو آوردن کلی خندیدیم از این ابتکار،همون بستنی چهار اسکوپ میوه ای بود که با دوتا چشم و دماغ شده بود دلقک،هستی گفت این دلقکه؟؟محمود گفت پ ن پ توقع داشتی برات دلقک بیارن ...  هنوزم یاد اونروز میوفتیم خندمون میگیره ...
 

بفرمایید بستنی دلقکــــــــــــــــــــــــــ

 
همونطور که گفته بودم، تو ده روز گذشته، هستی رو سه تا دکتر متخصص که مدنظرم بود بردم،از اونجایی که دکترای خوبی بهم معرفی شده بود توسط دوستان عزیزم،ساعتها تو مطب انتظار کشیدیم و تقریبا سه تا بعدازظهر ،تمام وقت از چهار تا هفت هشت شب تو نوبت بودیم و نتیجه این شد که:
طبق معاینه و چکاپ شش ماهه ی چشم پزشکش،متاسفانه چشمهای خوشگل دختری، کمی ضعیف تر شده که شیشه های عینکش رو عوض کردیم و کلی صحبت و دلداری (خیلی ناراحت میشه هر بار میره دکتر و نمره چشمش بالاتر میره)که نمیشه کاری کرد و تنها راهش اینه که بعد از اینکه نمره چشمت ثابت شد و بزرگتر شدی عمل میکنیم و از شر عینک خلاص میشی انشالااااا(دخترم ،عزیزم، همیشه حقیقت شیرین نیست و گاهی جز شکر در برابر خواست خدا نمیشه کاری کرد ،بازم صد هزار بار شکر که انحراف و مشکلات دیگه ای نداری گلمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ)
طبق معاینات دندونهاش توسط ارتودنتیست ،نتیجه این شد که هستی خانوم به سه سال ارتودنسی نیاز داره (اینو البته خیلی دوست داشت همیشه که دندوناشو ارتودنسی کنه،دو سالی بود که مدرسه براش مینوشت مشاوره ارتودنسی ولی دکتر خودش نظرش این بود که تا 12 سالگی صبر کنیم که بتونه بهتر بهداشت رو رعایت کنه و دندونهای اصلیش دربیاد و ...)و همونروز بعد از تصمیم نهایی توسط پدر و پرداخت مبلغی از کل کار،قالب گیری دندونهاش انجام شد و عکسهای مورد نیاز گرفته شد تا هفته ی آینده بره برای شروع کار انشالاااا(دکترش گفت چون مبلغ زیاده میتونید برید فکراتونو بکنید و بعدا بیاید ولی عوارضش میتونه این باشه و اون باشه و ... اینجوری که من فهمیدم تقریبا بیشتر آدمها به ارتودنسی نیاز دارن چون کمتر پیش میاد اونجوری که دکتر میگفت تمام دندونهای آدم دونه به دونه ردیف و روی هم و ... باشه و احتمال داره خیلی از سردردها کتف دردها حتی گردن دردها و بسیاری از جابه جایی های فک و مشکلات دندون در بزرگسالی ریشه در همین نامنظمی دندونها و ... داشته باشه)،ماهی یکبارم انگار باید بریم دکتر معاینه و کنترل کنه ...
اوفففففففففففف از شلوغی مطب دکتر غدد و متخصص رشد و بلوغ که به معنای واقعی اشکم درومد از ساعت سه و نیم تا هفت که نوبتمون شــــــــــــــــــــــــد ،اونم به گفته ی دکتر خدا رو شکر هستی، نسبت به وزن موقع تولدش، رشدش خوب بود و بلوغشم برعکس هم سن و سالهای خودش زود شروع نشده بود و تازه برای شروع دیر هم شده و اگر روند طبیعی خودش رو داشته باشه تا دو سه سالی کامل شدنش طول میکشه،فقط دوتا ویتامین براش نوشت که تو این سن لازم داره و یک عکس از مچ دستش که شش ماه دیگه برای چک کردنش بگیریم و ببریم نشون دکترش بدیم،که متاسفانه یکی از داروهاش که یه جور قرص آهن هستش بعد از چند روز گشتن پیدا نشده هنوز و ناراحتم از این بابت ،چون نمیخوام داروی مشابه براش بگیرم و همچنان در گیر پیدا کردنش هستیم ... دکتر چهارم (ارتوپد)هم، هنوز نبردمش ،که بعید میدونم چیز خاصی باشه و به خاطر راحت شدن خیال خودم و وسواس خودش به هر گونه ناراحتی و مریضی، خدا بخواد تو مهر میبرمش ....

شنبه صبح راهی شمال شدیم و سفرمون شروع شد و اگر خدا بخواد تا آخر هفته در سفر خواهیم بود ...
الانم از راهی دورتر از خانه با سرعتی پایین تر ،در حال پست گذاشتن هستم و انشالا پست بعدی بعد از سفر و برگشتن به خانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه .....



وجود هر تجــــــــربه ای در زندگـــــی برای این هست
که روی پــــله های بعـــــدی و بعـــدی پـا بگــــــذاریم


زیبــــــــــــــــــــــــــــــــا ترین ستایشها

نثار آنی باد، کـــــــــــــــــــــه

کاستیهایمـــــــــــــــــــ را میداند

وباز هم بیادم هستـــــــــــــــــــــــــ

و دوستی میکنــــــــــد ...


آخرین روزهای شهریوری  رو، براتون شاد شاد آرززومندیم
+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ