هستی و لباس مدرسه + توجه توجه - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢
هستی و لباس مدرسه + توجه توجه

هفته ی پیش هم٬ مثل همیشه مشغول بودیم و کمتر وقت آزاد داشتیم،کلاسای هستی تا بیست و یکم تموم میشه و ما بالاخره ده روزی میریم تو تعطیلات تابستونی و احتمالا سفر و ...

روز دوشنبه هستی شیرین به اصرار خودش موهاش رو کوتاه کرد و تنوعی برای خودش ایجاد کرد،من موی بلند براش دوست دارم ،ولی خودش تا یکم موهاش بلند میشه خسته میشه و اصرار به کوتاه کردن داره ...

پنجشنبه عصر سه تایی رفتیم و لوازم التحریر مورد نیاز هستی خانوم رو خریدیم،کیف و لباس ورزشی رو مدرسه همراه مانتو شلوار مقنعه بهش دادند ،ما هم کتونی و دفتر و خودکار و مداد و ... رو تهیه کردیم و خدا بخواد تقریبا تموم شد،هستی های پ ر ا س ت ار رو برای خرید در نظر گرفته بود و ماه پیش گفت الان بخریم که ما گفتیم زوده و بزار تو شهریور خرید کنیم که البته اشتباه کردیم و اینقدر ورودی پارکینگش پنجشنبه شلوغ بود که منصرف شدیم و از جای دیگه خرید کردیم،از اونجایی که در حد نیاز خرید کردیم یکم خانومی غر زد و بابت نخریدن تراش(یه سبد کوچیک انواع و اقسام تراش کارکرده داشت) و مداد نوکی(سالی چندبار گم میکنه که آخریش رو یکی دوماه پیش براش خریده بودم دیگه زیر بار نرفتم) و جامدادی جدید(ده تا بیشتر جامدادی داره و تا یکم کهنه میشه میندازه اونور٬ منم نخریدم که از همونا استفاده کنه و قدر لوازمش رو بدونه و درست مصرف کردن رو یاد بگیره)دلخور شد،اما من و پدرش از خریدمون راضی بودیم و مثل همیشه با غر زدن و زیاده خواهیش کنار نیومدیم ...

کلاسای هستی همشون ادامه خواهد داشت و از پاییز همچنان مشغول تــــــــــر تــــــــــــــــــــــــــــــر خواهیم بود انشالا (زبان و پیانو و نقاشی و ت ی ز هوشان ) ،ولش کنم چندتا کلاس دیگه هم اضافه میکنه،من بیشتر از این حس و توان بردن آوردن ندارم وگرنه از شنا و رقص و ... بدش نمیاد خانوم کوچولـــــــــــــــــــو

آخر هفته مهمون دارم و کلی کار، که ثبت نام کلاس هستی و سرویس مدرسه و .... هم جزئ کارای اینهفته هستش و مامانمم بعد از مدتها چندروزی این هفته میاد خونمون (از بس من میرم و میام و خونه نیستم طفلی نمیتونه زیاد بیاد خونمون بمونه مثل قبل)،4 تا وقت دکتر هم برای هستی گرفتم که تا هفته ی دیگه باید ببرمش که دیگه تو زمان مدرسه وقتش گرفته نشه (چشم پزشک برای چکاپ شش ماهه،دندون پزشک برای مشاوره ارتودنسی،غدد برای چکاپ تیروئید و ب ل وغ و ارتوپد برای یه وسواس الکییییییییییییییییییی )،خلاصه تا دو هفته سر کارم و بعد از فاینال زبان اگر خدا بخواد و قسمت بشه هفته ی آخر شهریور بعد از 4 ماه تعطیلی خانومی٬ یکهفته بریم سفر و آب و هوایی عوض کنیم و آماده بشیم برای فصلی جدید برای هستی خانوم وگرنه من که  میدونید از پاییز دل انگیز همچین ...

کیف مدرسه ش ٬که خیلی ازش خوشم اومد

 
کفش و جوراب آدیداس که مارک و رنگش به گفته ی مدرسه بود و ....

من دلواپس انسانم!
آن که هست، می بینمش...
ناشناس عبور می کنم از کنار چشمانش
و می دانم که پر آشوب است خاطرش!

من دلواپس انسانم...!
آنکه خسته می خوابد،
خسته بر می خیزد،
خسته می گرید،
خسته می خندد
و خسته محکوم می شود!

من دلواپس انسانم!
بی آن که بدانم سیاه است یا سفید؛
اهل کدامین قبیله است
و به کدامین قبله نماز می گذارد
و بر کدامین سجاده می ایستد!

من دلواپس انسانم...!



معشـــــــوق در من است
و من هراسی ندارم ...

در آغوش او آرام می گیرم
به کجا میرویم ؟ او بهتر می داند ...

من فقط می دانم که مرا هر جا ببرد،
از خود دور نخواهد کرد...

و این همه آن چیزی است که نیازمندم ،
زیرا در « او » سرور و آرامش نهفته است ...

آرامشی برتر از همه آرامش ها
و سروری بی کران...!

توجه توجه: همین الان که پستم تموم شد یه دختر خوب و نازنین که چشم و چراغ خونشونه و از هستی من یکسال بزرگتر،تازه از اتاق عمل (آپاندیس اورژانسی )بیرون اومده و خیلی سخت بهوش اومد بچه و هممون میدونیم که شب سخت و پردردی خواهد داشت شب اول بعد از عمل،هم خودش و هم مادر و پدر نگرانش٬میدونم که همتون مثل همیشه با سخاوت تمام برای سلامتی هر چی زودتر این عزیز دلمون دعا خواهید کرد ،تا انشالا با سلامتی کامل ٬مثل تمام بچه های گلمون چند روز دیگه راهی مدرسه بشه و ... ممنون


زود زود خوب شو عزیز دلم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ