روزهای آخر اردیبهشتی ماااااا - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢
روزهای آخر اردیبهشتی ماااااا

تمام هفته ی پیش درگیر کلاسهای هستی بودم و تقریبا هر روز در رفت و آمد ،اینهفته یه کم سبکتر شده (آزمون مرحله ی دوم ک م بریج رو پنجشنبه داد و تموم شد )ولی از تابستون با شروع کلاسهاش بازم مشغول میشم ،هرکاریم میکنم کلاسها پشت هم بیوفته که یکم تو راه و گرما و تلف کردن وقتای ریز ریز کمتر اذیت بشیم نمیشه که نمیشههههههههههههه، یه وقتایی میخوام با دوستان عزیزم قراری ملاقاتی داشته باشم ولی یه روز بی استرس و خالی ندارم و اگرم داشته باشم اینقدر کار و برنامه و ...دارم که بازم بی نصیب میمونم،یه ناهار به بیتا و دوتا دختر عمه هام (اکیپ 4 نفره ی تقریبا همسن و سال که همیشه با هم بودیم و من از همه کوچیکتر)بدهکارم ،حدود یک سال و نیمه دیگه صداشون درومده اونا که هر سه شاغلن و البته مجرد ،بیشتر از من میتونن برنامه هاشونو جور کنن ،تا من با این وروجک و شغل شریف خانه داری و بچه داریه تمام وقت،همیشه بهم غر میزنن این سه تا شیطونکککک،از طرفی دید و بازدید عید تازه یه کم خلوت شده (هنوز داداشی گلم ، عمو کوچیکم، خاله منیر و خاله بهار و سه تا عموی هستی و ... که اول عید اونا سفر بودند و بعدش ما مونده که انشالا بعد از امتحانات هستی خانوم از خجالتشون درمیایم)٬خودمونم سه چهار هفته ی گذشته مهموندار بودیم و وقت یه پارک بردن هستی رو تو این هوای خوب بهاری نداشتیم،الانم که امتحانه ،با اون حال جمعه عصر که من به شدت گوش درد و گلو درد داشتم و همچنان هم دارم، با باباییش رفتن و اسکیت رو بعد از مدتها شروع کرد و قرار مدارهایی با هم گذاشتن که انشالا بقیش بمونه برای بعد از تعطیلی و بابایی هم بدقولی نکنه و بیاد ببرتش ،تا این اسکیت هم استفاده نشده کوچیک یا دزدیده نشده ...(اولین اسکیتش که قرمز بود یادتونه؟؟؟ از صندوق عقب ماشینم دو سال پیش با اسکوتر کادویی خاله بیتاش دزدیدن و سر خانومی بی کلاه موند ...)، پس فعلا دوهفته سخت مادر و دختر مشغولیممممم ،به امید موفقیت تمام بچه های عزیز و دوستان خوبمون در امتحانات پایان سال تحصیلیییییییییییییییییییییییییییییی

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaye%20jadid/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%D8%A7%DB%8C%20%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7.jpg

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaaa/1252465gmllu11dw3.gif

شب آرزوها اگر قابل بوده باشم به نیت براورده شدن آرزوهای تمام دوستان عزیزم ساعت 2:30 شب ،یه شمع روشن کردم و به تمام آرزوهای قشنگتون آمین گفتم ،انشالا که به همشون برسید مهربونا

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaye%20jadid/Www.Pix98.CoM_004.jpg

خداوندا.....
برای همسایه که نان مرا ربود، نان !!

برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی !!

برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش !!

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم....

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaaa/1252465gmllu11dw3.gif

تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم!
وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور!

بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم  ... بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم  ... نمیخواهم ...!

بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم!

بابا لنگ دراز

جین وبستر

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaye%20jadid/b4127d4e88a3c88e69a15aad49cf699d-425.jpg

کبـــــر و غـــرور چرا؟؟؟
وقتی فاصلهٔ بین زشتـــی و زیبـــایی ، دارائی و نداری حتی بودن یا نبودن ....فقط یک حادثه است !

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaye%20jadid/f318f6f29eaed577725bf0a4b442c42a-425.jpg

آنچه بر لوح زمان می ماند...

راه و رسم سفر است!

ر.ه.گ.ذ.ر میگذرد...

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaye%20jadid/ZibaPix.com%20%2811%29.jpg

در چشمانم تنهایی ام را پنهان می کنم

در دلم ، دلتنگی ام را

در سکوتم ، حرف های نگفته ام را

در لبخندم ، غصه هایم را 

http://hastiyemaman.persiangig.com/karthaye%20jadid/shookoofe_bahari_01.jpg

هنوز یک ماه از بهار زیبا و دوست داشتنی مونده٬تا میتونیم ازش لذتش ببریم چون نمیدونم بهاری دیگر را تجربه خواهیم کرد یا ............................

روزهای زندگیتون زیبا دوستان عزیزم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ