یلدایی متفاوت ،تولد حضرت مسیح و کریسمس - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱
یلدایی متفاوت ،تولد حضرت مسیح و کریسمس

پنجشنبه که شب یلدا بود ٬سنت شکنی کردیم و امسال خونه ی هیچ کدوم از پدرا نرفتیم و دو ساعتی رو تو سفره خونه ای که رزرو کرده بودیم گذروندیم٬این کارمون خیلی به مذاق پدرها خوش نیومد ولی دیگه بستههههههههه٬ هر چی برای خوشحالی و راضی کردنه دیگران زندگی کردم کافیه ٬از این به بعد سعی میکنم بیشتر اون کاری رو انجام بدم که خودم خوشحال تر و راضی تر باشم٬وقتی هر کاری میکنی و یک عمر برای خوشحالی و رضایت دیگران از خیلی چیزا گذشتی و میگذری و بازم کلی آدم دماغشون خیس نخورد و بازم ناراضی و ....پس اونجوری از این به بعد زندگی میکنم که حداقل خودم و بچم خوشحالتر باشیم، چون بارها و بارها دیدم و حس کردم هرکاریم بکنیم بازم نمیتونیم همه رو راضی نگه داریم ،بگذریم ....

دخترم ٬برای خودت زندگی کن،

کسی‌ که ترا دوست داشته باشد، با تو میماند

برای داشتنت می‌جنگد....

اما اگر دوست نداشته باشد، به بهانه‌‌یی میرود ... 

شب خوبی بود موسیقی شون به خاطر ماه ص ف ر ،محدود شده بود به دف و نی و مرشد خوانی و فال حافظ و داستان و ... که بد نبود و آرامشش برامون لذت بخش بود ،پذیرایی شون هم مختص شب یلدا بود و چیزی کم نداشت ...

سفره ای بود که روی تختها و میزها چیده شده بود در بدو ورود بعلاوه هندوانه ی بعد از شام و سالاد بار شامل آش رشته و باقالی و لبو و .....

دخترم ٬هستی من٬ میدونم که میای و اینجا رو میخونی ٬امیدوارم که خوندنهات سرسری و تفریحی نباشه و گاهگاهی به حرفها و پندهای مامان گوش بدی و سرلوحه ی زندگی قشنگت کنی،عزیزم هیچ وقت دروغ نگو ٬نزار به دروغ گفتن عادت کنی و اینقدر دروغ برات عادی بشه که برای چیزایی هم که اصلا لزومی نداره٬ ناخوداگاه یا آگاهانه دروغ بگی٬قشنگم هیچ چیز زیباتر از صداقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت٬ اونم صداقتی که واقعی باشه و تظاهر و ریایی بهش نچسبیده باشه تو زندگی آدمها نیست٬گل قشنگم دروغ قلب مهربون و چهره ی پاک و معصوم آدمها رو سیاه و غیر قابل تحمل میکنه٬دروغ اعتبار و ارزش آدم رو پایین میاره و دیگه هیچ وقت کسی حرف راست آدم رو هم باور نداره٬ حتی اگر به روی آدم نیاره و ازش به حکم انسانیت بگذره ٬چوپان دروغ فقط یک داستان برای خوندن و از روش گذشتن نیست٬دروغ و دروغگویی خیلی بد و زشته مهربونم٬مواظب باش هرگز بهش آلوده نشی گل پاک و قشنگم٬ خیلی خیلی مواظب باش و تا میتونی صداقت رو سرلوحه ی زندگیت کن٬ درسته همیشه صداقت جواب نمیده و ممکنه خیلی وقتها بابتش اذیت بشی٬دعوا بشی ٬داد بشنوی٬ تو زندگی یه جاهایی بابت صداقتت عقب بیوفتی و ....اما با تمام این حرفها و سختیهاش خیلی حس خوبی داره پیش همه٬ به خصوص خدای خودت آدم صادق و راستگویی شناخته بشی ٬نه یک آدم بی لیاقت و بی ارزش و دروغگو که لایق هیچی نیست هیچییییییی

امشب٬ شب تولد حضرت مسیح (ع) و شروع کریسمس هستش که از همین جا این روز خوب و بزرگ رو به تمام دوستان و هموطنای مسیحی خودم تبریک میگم و بهترینها رو براشون آرزومندم

میلاد پیام آور توحیدصلح و مهربانی

سمبل صبر و شکیبایی

پیامبر اولوالعزم

حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)

بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد . . .

کریسمس نه یه زمانه و نه یه فصل، بلکه یک یادبوده،در واقع  گرامی داشتن صلح و

حسن نیت،  رحیم و بخشنده بودن، باعث میشه روح واقعی کریسمس رو لمس کنیم

 

امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا

تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره

تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی

اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم

کریسمس مبارک

من زبان برگ ها را می دانم …
مثلا “خش خش” یعنی “امان از جدایی”
پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمی کند …

مستقل ترین زن جهان هم که باشی...
وقت هایی هست...
که دلت پر میزند برای کسی که
برسد و بخواهد که آرام رانندگی کنی ...
و نهارت را نخورده نگذاری و بروی...
و دستت را بگیرد و از خیابان ردت کند...

مسافرترین زن دنیا هم که باشی...
وقت هایی هست...
که دلت دست خطی می خواهد که بنویسد برایت...
" زود برگرد . طاقت دوری ات را ندارم"...

حتی از همین راه دور…
شاید تو سکـوت میـان کلاممــ ـ ـ بـاشـی…
دیـده نمی شوی!
امـــا مـن، تـو را اِحسـاس مـے کنمـ!
شایــد تـُـــو… هَیاهـوی قلبـمــ ـ ـ بـاشـے …
شنیـده نمـے شوی…
امـا مـن، تــُــو را نـفس مـے کشمـ ـ ـ!...

 خدایـــــــــــــــــــا

من در قطار این دم و بازدم های پی در پی نشسته ام

و آرام آرام به سوی تو می آیم

محبوب بی همتای من

کاری کن روی ریل ها خوابم نبرد

می ترسم قطار که به آخر رسید بیدار نباشم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ