کلاس چهارم تمامممممم - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱
کلاس چهارم تمامممممم

سلام به دوستان خوب و مهربونمون٬گاهی اوقات که نمیام و نمینویسم برای اینه که حرفی برای نوشتن نیست و همش روزمرگی ها و تکرار و تکراره ...٬این هفته هم همش به امتحانای هستی گذشت و خدا بخواد چهارشنبه آخریش رو میده و کلاس چهارم هم تماممم٬از اونجایی که سفر عید به علت مریضی من و محمود کنسل شد و هتل رزرو شده پول ما رو برنگردوند ٬باید در اسرا وقت میرفتیم و پولمون رو حلال میکردیم٬برای همین تا هوا گرمتر از این نشده بلافاصله بعد از تعطیلی خانومی اگر خدا قسمت کرد و مشکلی پیش نیومد سه چهار روزی میریم سفر و ...

توی خرداد ماه سه تا تولد داریم٬که یکیش گذشت٬ ۲ خرداد تولد خاله بیتا بود که گذشت٬ ۱۰ خرداد تولد پدر جون هستی خانومه (بابای خودم)٬ ۲۴ خرداد هم تولد دایی امیر هستی ٬که از همینجا تولد هر سه شون رو تبریک میگیم و براشون آرزوی سلامتی و شادی همیشگی داریم

تولدتون مبارکککککککککککککک

روز پدر رو در پیش داریم که اگر چه اون روز بنا به دلایلی که اس ام اس هاش داره میاد و روز ۱۵ خ ر د اد هستش و هدیه دادن منتفیه٬ولی خب هستی خانوم چند روزه شدیدا به فکره هدیه دادن به باباش افتاده و از حالا اون کادوی مخصوص خودش رو آماده کرده(مال منو همونروز درست کرد)٬احتمالا روز پدر در سفر باشیم و نتونیم پست بزاریم (هنوز تصمیمی برای بردن یا نبردن لپ تاپ نگرفتم)٬اگر گذاشتیم که هیچ ٬اگرم نذاشتیم پیشاپیش این روز خجسته رو٬به تمام مردان و پدران خوب و مهربان و زحمتکش ایرانی تبریک میگیم و براشون تن سالم و توان و قدرت زیادددددددد٬ برای کار شبانه روزی و دراوردن خرج خانواده رو تو این دوره ی سخت زمونه آرزومندیممممممممممم

پدر مهربان روزت مبارککککککککککککککک

پشت دریاها شهر یست...
که یک دوست در آن جا دارد،
هر کجا هست
به هر فکر ،
به هر کار،
به هر حال...
عزیز است... خدایا تو نگهدارش باش

آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم!
چون درگیر هزاران ثانیه اند…
ثانیه هایی که در هرکدام
رنگی دگر به خود میگیرند …

درونم غوغاست... ساده میشکنم... با یک تلنگر کوچک... اینگونه نبودم... شدم...!!

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ