مهمونی و ماااااااااااااااا - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠
مهمونی و ماااااااااااااااا

سلام به روی ماهتون،ممنونم از کامنتها و اس هایی که روز مهمونی بهم دادید و انرژی مثبت بهمون منتقل کردیددددددد،خدا رو شکر، پنجشنبه مهمونی به خوبی برگزار شد و تمام مهمونام بدون کم و کاست اومدند و شب خوبی کنار هم گذروندیم،مخصوصا که عمو کوچیکم پیانیست هستش و بعد از شام یکی دو ساعتی با هستی پیانو زدند و مجلس رو حسابی گرمتر و دوست داشتنی تر کردند،از همون یکشنبه که مهمونیم اوکی شد مشغول بودم تا همین الان که اومدم خدمتتون،خوشحالم که به مهمونام که دوست داشتند همه با هم بیان خونمون خوش گذشت ،ولی اعتراف میکنم خیلی خیلی پذیرایی و میزبانی از ۴۰ نفر تو خونه مشکله و من واقعا به معنای واقعی از پا درومدم،البته سمیرا جون زنداداشی گلم،امیر داداشی و محمود خیلی تو پذیرایی کمک کردند ،اما بازم به من که از سه چهار روز پیش سرپا بودم یکمی فشار اومد و از همون شب که مهمونا رفتن از زانو درد و کمردرد و ...افتادم تا الان که یه کم بهترم(تمام دیروز و امروز در حال استراحتم ولی هنوزم خسته ام)،محمود تو این مهمونی واقعا کولاک کرد و برعکس همیشه بعد از رفتن مهمونا هم که دید من حسابی افتادم، بیشتر کارارو خودش کرد،من اصلا ظرف تو ظرفشویی و ....نذاشتم همه رو دیروز خودش سری سری شست و جدا کرد، تا من جا به جا کنم،جارو برقی و تمیز کردن تمام میزهای شیشه ای و ...خودش انجام داد و ظرفای بزرگم شست و میوه ها رو جا به جا کرد و ...خلاصه اگر کمک نمیکرد من الان کل کارام تموم نشده بود و همچنان مشغول بودم،جا داره همینجا که الان اومده وبلاگ هستی رو بخونه ازش تشکر کنم، که خستگیش حسابی دربره،محمود عزیزم مرسی مرسی مرسی که خیلی کمکم کردی و هوامو همه جوره داشتی،الهی همیشه تنت سالم باشه و تو کارهات موفق باشی،از کامنتدونی پست قبل فهمیدم که اکثرتون منتظر عکس از میز و دسر هستید، ولی باور کنید چیز جدیدی برای گذاشتن ندارم و همش تکراری بود تقریبا، از دسرها و غداها گرفته تا میز میوه که مثل همون دفعه رو میز شیشه ای چیده بودم و .. ،از طرفی بعضی کامنتها و بعضی توهینها با اونکه پایه و اساسی نداره آدمو مجبور به سانسور و ....میکنه، که البته حتما شما خودتون هم که خواننده ی چند ساله هستید تا حالا اینو فهمیدید که دیگه من مثل اوایل نمینویسم و نخواهم نوشت....،بگذریمممم اون یکی دوتا کامنت مغرضانه هم،به اینهمه دوست خوب و با شعور درررررررر و توهینهاشون فدای سر همتون،من سعی میکنم جوری بنویسم که شما هم دلخور نشید ولی توقع دارم گهگداری ما رو درک کنید و ...چون تعداد کامنتهاتون برای غذا و دسر زیاد بود منم مثل همیشه به خواستتون احترام میزارم  دسر،مجبور شدم سه جور دسری درست کنم که تعداد زیاد رو جواب بده و نتونستم دسرهای خیلی فانتزی و کوچولو کوچولو درست کنمبرای همین همون ژله آکواریوم و ژله خرده شیشه و برای اولین بار پودینگ شکلاتی درست کردم که همه خوششون اومد

 ژله آکواریوم

 ژله خرده شیشه

 پودینگ شکلاتی

 

پی نوشت ۱:سه شنبه کارنامه ی ترم اول هستی خانوم رو میگیرم، که امیدوارم رضایت بخش باشه و ولی و اما و اگر مثل همیشه دنبالش نباشههههههههههه

 

  وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ