کاردستی هستی و تولد داداش آرشام عزیززز - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
کاردستی هستی و تولد داداش آرشام عزیززز

ده روز گذشته اتفاق خاصی نیوفتاد که قابل نوشتن باشه٬پنچشنبه و جمعه هم جز یکسری خرید عقب افتاده که انجام شد جای خاصی نرفتیم٬چون هستی از شنبه امتحانات ترم اولش شروع شده و تا آخر هفته ی دیگه امتحان داره٬مامانم هنوز عفونت اریون از بدش خارج نشده٬ دندونش به جراحی کشید و فردا قراره جراحی لثه انجام بده٬حالا چرا تا اسم عمل اومده همه جاش عفونت کرده خدا میدونهههههههههه٬منم یکسری کارا داشتم مثل برنامه ی سفر تو بهمن ماه یا اسفند٬که تا عید کلا منصرف شدم تا تکلیف مامان روشن بشه و تا حدودی خیالم راحت بشه

پی نوشت ۱:کاردستی هستی خانوم توی مدرسه برنده شد و رفت برای منطقه

پیش قاضی ملق بازی

هیات داوران تشخیص دادند که بابایی هستی تو نقشه کشی مهارت زیادی دارد

پی نوشت ۲:امیدوارم فردا عمل مامان به خوبی و راحتی بگذره و زیاد اذیت نشه٬مامانم کلا بد گوشته٬ یعنی زخماش هم دیر خوب میشه هم ...

پی نوشت ۳:سه شنبه ۲۰ دی ٬تولد داداشی خوب و مهربون وبلاگستان٬ آرشام عزیز هستش٬که چند سالی میشه جزئ خواننده های وبلاگ هستی هستند و همیشه به من و هستی لطف دارند و با کمکهای همیشگیشون تو زمینه ی نت و ... بارها شرمندمون کردند٬بازم بابت تبریک تولدم تو وبلاگشون تشکر میکنم و از همینجا صمیمانه تولدش رو تبریک میگم

آرشام عزیز٬به قول خودت٬ زادروزت خجسته بادددددددددددددد

 روزی که تو آمدی

شعر نابی بودی

آفتاب و بهار با تو آمدند

روزی که آمدی

طوفان شد و پیکانی آتشین

در نقطه ای از جهان فرود آمد

و من با تو باور کردم

که می شود هم پای رنگین کمانی در باران قدم زد !

تولدت مبارک

!!!
|^^^^^|
|^^^^^^^^^|
[***********]

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا یه آرزو کن ؛بعدش شمعاتو فوت کن

آرشام جان٬ یک دنیا سلامتی و موفقیت و خوشبختی در کنار عزیزانت برات آرزومندم

اینم جمله ی آخر این پست که طرفدار خاص خودش رو پیدا کرده:

گاهی حرف نزدن

از نداشتن ِ حرف نیست

از داشتن حرفِ زیاد است !

پس وقتی می بینی سکوت کردم صحبت نکنی سنگین تری!خواب

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ