اندراحوالات تولد بازی و تشکررر و درخت کریسمس ما - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
اندراحوالات تولد بازی و تشکررر و درخت کریسمس ما

سلام و سلام به روی ماه همه ی شما دوستان عزیزم٬که واقعا منو با تبریکات قشنگتون از طرق مختلف بسیار بسیار شرمنده و خوشحال کردید٬از تک تک اس ام اس ها٬کامنتها٬تلفنها، مخصوصا تلفن تو اولین ساعات روز ۷ دی و دقیقا ساعت تولدم یعنی ۱ صبح که دو دوست عزیزمممممم زنگ زدند و بینهایت دلشادم کردند(اسمتونو نمیگم) و تلفن مژگان جون ظهر روز تولدم،از آلمان که بینهایت خوشحال و سورپرایزم کرد(بازم ممنونم عزیز دلم)،دوستان عزیزی که تو وبلاگهاشون تبریک گفتند،(بیتا خواهری،فاطمه جویکار عزیز،بازم مژگان جون،داداشی خوب و مهربون وبلاگستان آرشام جان(دیگه ببخشید شکلکش با بقیه فرق داره)، اگر کسی از قلم افتاده، من ندیدم شرمنده)،نهایت تشکر رو دارم و براشون بهترینها رو آرزومندم و امیدوارم بتونم تو شادیهاشون جبران کنمممممممممم ،و اماااااااااا از همسر خوب و مهربونم جناب آقای محموددددد ،که هم روز تولدم برام کیک کوچولو(از ترس اینکه دعواش نکنم) و سبد گل(با دو تا کارت از ترس هستی) خرید و هم جمعه که مهمون داشتم با کیک سورپرایز سفارشی ۴۰ نفرش برای ۱۰ نفر،کلی منو شاد کردددد،همینطور هدیه ی امسالش که اینقدر خاص و شرمنده کننده بود٬ که دلم میخواد بین خودمون بمونههههههه٬عزیزم مرسی بابت تمام خوبیهاتتتتتتتتتتتت

روز تولدم(میگم پس نوشیبنش چی شد؟؟میگه ببخشید دیگه رو یه ذره کیک جا نشد)

سورپرایز روز جمعه(کیک نامزدی برای یک تولد ۱۰ نفرهتوش کاملا شکلاتی بود) به مهمونا دادم بردن سرایدار و نگهبان و ....خوردن ،هنوز تو یخچال یک کیلوش مونده

هدیه ی تولد کریسمسی هستی به من

کادوهام همه بلیز بود،یعنی هم مامانم، هم بیتا ،هم رضا، هم امیر، همگی بلیز برام خریده بودند،کادوی هستی هم کار دست بود،یک قسمت از کادوی محمودم گوشی جدید سامسونگ گالاکسی تو بود(ممنون از همگیییییی)

روز پنجشنبه، هم من مهمونی زنونه دعوت داشتم، هم هستی تولد دعوت داشت،سرم گرم کارای مهمونی جمعه بود، که هستی حاضر شد و اومد گفت مامان یه ذره رژگونه بهم میزنی؟؟؟گفتم من دستم بنده برو خودت بزن،وقتی اومد بیرون دیدم بلهههههههههه عجب رژگونه ی خفنی همراه با سایه و ...،گفتم اینجوری میخواب بری؟؟؟گفت آره ببین چه خوشگل شدم،گفتم برو باباتو بیدار کن بگو حاضر بشه ببردت(میدونم محمود حساسیت داره به اینکار، گفتم بزار ایندفعه اون بگه که اینقدر بچه با من در نیوفته)،محمود تا چشماشو باز کرد گفت کجااااااا با این قیافه؟؟هستی بدو بدو اومد که مامان چیکار کنم بابا منو نمیبره تولد،گفتم دستمال بیار خوشگلت کنم تا ببره،خلاصه تا اونجا که میشد صورتشو پاک کردم و فرستادمش رفتتتتت

امشب شب سال نوی میلادی هستش و باز هم فرا رسیدن سال ۲۰۱۲ رو به همه ی عزیزان تبریک میگم و بهترینها رو براشون خواستارممممممممم

بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم،

بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم. کریسمس مبارک

درخت کریسمس سالن مادام اریت عزیز (دو تا ستاره ی طلایی هم من بهش آویزون کردم)

پی نوشت ۱:مامان تازه آزمایش داده و متاسفانه عفونت هنوز تو بدنش هست و فعلا باید دارو بخوره تا ببینیم چی میشهههه،پس هنوز تاریخ عمل و ....معلوم نیست

پی نوشت ۲:هستی از شنبه ی آینده، امتحانای ترم اولش شروع میشه و ۱۰ روزی باز امتحان داره،دیشبم پشتیبانش زنگ زد و گفت که خیلی درصدهاش خوبه و ...

پی نوشت ۳:از محمود خواسته بودم یک ریسه برای درخت مادام بخره و بیاره امشب،نمیدونم چی شده جو گیر شده،الان که اومده خونه یه درخت کوچولوی کریسمس هم برای خونه خریده،الان مشغول نصبش هستند پدر و دختر ذوق کرده،آماده شد عکسش رو تو همین پست اضافه میکنم

درخت کریسمس هستی خانوم(عکس داغ داغ)

خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه…. !

امیدوارم همیشه مسلح باشی !

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ