تولد فاطمه جون و مامان نوشین،کریسمس مبارک و ... - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
تولد فاطمه جون و مامان نوشین،کریسمس مبارک و ...

پنجشنبه عصر هستی رو بردم و موهاشو به اصرار خودش یکمی کوتاه کردم٬این دفعه برعکس بود٬ من و محمود نمیخواستیم موهاش کوتاه بشه ٬ولی خودش دوست داشت کوتاه کنه ٬که در نهایت راضیش کردم که همون مدل رو دوباره بزنه و خیلی کوتاه نکنه٬جمعه صبح هم با محمود رفتن برای آزمون(که خدا رو شکر نسبت به سختی سوالا راضی بودم) و وقتی برگشتن رفتیم خونه ی مادر جون اینا و تا عصر اونجا بودیم ٬بعد از ظهرش هستی یادش افتاد که روز یکشنبه باید یک ضرب المثل رو بصورت کاردستی درست کنه و ببره برای نمایشگاه مدرسه٬کلی سر ضرب المثل بحث کردیم٬یعنی ما هر چی میگفتیم هستی میگفت اینو چند نفر درست کردند٬آخرش محمود گفت بیا اصلا پیش قاضی و ملق بازی رو درست کنیم٬هستی کلی خوشش اومد و هر چی گفتیم سخته و نمیشه قبول نکرد٬سر راه محمود یکسری لوازم براش خرید و اومدیم خونه ٬دو سه ساعت جمعه و دو سه ساعت شنبه شب وقت گذاشت تا تمومش کرد٬خداییش من که دیدم کلی لذت بردم٬از اینکه فکر و طرح رو همون لحظه تونسته بود طراحی کنه و همه چیز رو با نهایت دقت و نقشه تو کامپیوتر طراحی کنه و با چند تا مقوا و برچسب ...(کار کپی کردن از روی مدل یا جایی نسبتا راحت تره ولی همه چیز از ذهن و فکر خودت خیلی جالب و باارزش )٬بیشتر از همیشه به کار و طراحیش ایمان آوردم٬البته کارای اینجوری مخصوصا تو تعمیرات خونه و طراحی آشپزخونه و ...زیاد ازش دیدم ولی این ملق بازی درست کردنش با اون قاضی و دادگاه و صندلی و نیمکتهاش خیلی بهم چسبیددد٬شنبه هستی ساعت ۱۱ خوابید و کار رو کامل ندید(۱ تموم شد)٬یکشنبه صبح هم زنگ زدم و با سرویسش هماهنگ کردم که نیاد دنبال هستی٬تا محمود خودش ببردش که توی راه و سرویس٬ کاردستی رو خراب نکنه خانومیییییی

نمای کلی از پیش قاضی و ملق بازی

یک دادگاه واقعیییییی

اینم ملق بازی از جلووووووو

 روز یکشنبه ۴ دی٬ میلاد حضرت مسیح و کریسمس بود٬که از همینجا به تمام هموطنای عزیز مسیحی ٬مخصوصا مادام عزیزم تبریک میگم و یک دنیا سلامتی و شادی براشون آرزومندم٬همینطور فرا رسیدن سال نوی میلادی رو تبریک میگم و امیدوارم سال ۲۰۱۲ برای تمام مردم جهان٬ سالی پر برکت و پر از خوبی و خوشی و موفقیت و سلامتی باشههههههههه

 

امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا

تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره

تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی

اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم

کریسمس مبارک

از اینکه یک عده از دوستان روز تولدم رو یادشون بوده و جلو جلو تبریک گفتن٬علاوه بر شرمندگی ٬کلی خوشحالم شدم و بسیار بسیار٬ هم از اونها و هم از تبریکات پر از مهر بقیه در آینده٬ تشکر میکنم و میگم که خیلی دوستتون دارمممم٬بله دیگه ۷ دی دیگه ای اومد و یکسال به سن و تجربیات مامان نوشین هستی خانوم افزوده شددددددددددد٬سال پر فراز و نشیبی داشتم ٬پر از اتفاقات خوب و کمی هم اتفاقات بد٬ که شاید هرگز از یاد و خاطرم نره آثارشون٬ ولی زندگیه دیگه٬نمیشه همیشه همه چیز بر وفق مرادمون باشه و ...٬همینجا تولد دوستان عزیز دی ماهی وبلاگستان( که خودشون میدونند )مخصوصا فاطمه جویکار عزیز دوست و خواهر مهربون و خوبم رو٬ که دقیقا با ۱۰ سال فاصله ی سنی ۷ دی هستش بهش تبریک میگم٬یاد و خاطره ی تولد پارسالمون که یکی از بهترین تولدهای زندگیم در کنار فاطمه و بقیه ی دوستان وبلاگیم بود همیشه سبز و زیبا ٬تو خاطرم خواهد ماند٬البته فاطمه جون بازم پیشنهاد داد که امسال هم یک جشن کوچولوی مشترک دوستانه بگیریم(دیگه تولد گرفتن هر سال هر سال از من گذشته) که من بنا به دلایلی قبول نکردم ... امیدوارم به فاطمه جون و دوستان عزیزش خوش بگذره و تولدهای زیادی رو در کنار عزیزانش داشته باشه٬منم اگر خدا بخواد احتمالا جمعه شب٬ میزبان و در کنار مادر و پدر و خواهر و برادرای خودم خواهم بود

فاطمه ی عزیزم تولدت مبارککککککک٬همیشه شاد و برقرار باشی انشالااااا

هر جا دلت شکست خودت شکسته ها رو جمع کن!

تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه!!! 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ