نمایشگاه نقاشی و ... - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠
نمایشگاه نقاشی و ...

خدا رو شکر ٬مادام عزیز به سلامتی برگشت و دلمون رو شاد کرد٬یک مهمونی سورپرایزی و دوستانه هم در بدو ورودش توسط دخترش٬برگزار شد که من و بیتا هم بودیم و ...٬پنجشنبه یعنی دیروز٬پسر عموی هستی خانوم با دوستانش یک نمایشگاه نقاشی دعوتمون کرده بودند ٬که رفتیم و از دیدن هنرشون لذت بردیم٬پسر عموی هستی٬ ۴ تابلوی زیبا تو این نمایشگاه داشت که هستی با همشون عکس انداخت٬امیدوارم تمام بچه هامون تو زمینه های مختلف همیشه بدرخشند و لبخند شوق و عشق رو به لب خانواده شون بیارند

ما دقیقا نیمساعت آخر رسیدیم ٬ولی همون نیمساعت اینقدر هستی شیطونی کرد و بالا پایین پرید که کلافه شدمممممممم٬یعنی از شیطنت هیچی از پسر بچه های شیطون کم نداره هزار هزار ماشالاااااااااااااااااااااااااااا٬محمود بهش میگه اصلا رفتارت به یه دختره ۱۰ ساله نمیخوره٬میگه خب نبایدم بخوره چون من ۱۰ سالم نیستو  ۹ سالمه

 انگشتشو کرده تو دماغ نقاشی

امروز جمعه رفتیم بیرون و چرخی زدیم٬محمود و هستی دلشون سینما میخواست که من حسش رو نداشتم٬منو گذاشتن خونه و خودشون دوتایی رفتن و اومدن٬فیلم سعادت آباد رو دیدند که محمود میگه نیومدی چیزی رو از دست ندادی،در ضمن وقتی تو نمیای اصلا خوش نمیگذره

اینم مثلا تحقیق هستی که رومیزش پیدا کردم و چون از خطش لذت بردم گذاشتم اینجا که دست خط چهارم دبستانش براش بمونه٬از من و باباش و بعضی ها٬ که خیلی خوش خط تره خدا رو شکرر

پی نوشت ۱:بسیار بسیار از لطف و دعای خیرتون برای مامانم ممنونم٬امیدوارم این ۱۰ روز به خوبی و خوشی بگذره و ...این هفته دو سه تا آزمایش سخت برای قلب و ریه و ...داشت که برای عکسهای رنگی و ...خیلی اذیت شد ،اما خدا رو شکر مشکلی برای عمل نداشت و میتونه عمل کنهاحتمالا یک پست دیگه قبل از عملش خواهم گذاشت

پی نوشت ۲:از فردا تا بعد از عمل مامان ،کلا مشغولم و بیشتر وقت خونه نیستم،شبا میام و وبلاگاتون رو میخونم، ولی اگر دو سه هفته ای کامنت براتون نذاشتم یا نتونستم به کامنتها و سوالاتتون جواب بدم، دلخور نشید

پی نوشت برای شیما:شیما جون دو سه بار در مورد دستور پخت مرغ نوشینی٬ ازم سوال کرده بودی که با توجه به کامنتدونی شلوغ من نتونستی جوابت رو ببینی٬عزیزم مرغ من فرقی زیادی با بقیه نداره٬فقط من بعد از پخت مرغ به صورت یک لایه مرغ تازه٬ یک ورق پیاز و یکی دو حلقه فلفل دلمه ای همراه با سسی که درست میکنم و از منیر جون یاد گرفتم(چند قاشق رب گوجه فرنگی رو بسته به حجم مرغ توی روغن همراه با نمک و فلفل و پودر آویشن و پودر سیر و زعفران خوب تفت میدیم و به اندازه ای آب جوش اضافه میکنیم تا سس غلیظی بهمون بده و کمی جوش بخوره و این سس رو همون جور لایه لایه روی مرغها میریزیم و دو سه لیوان آب جوش هم از کنار ظرف بهش اضافه میکنیم تا مرغ با بخار خودش و اون سس بپزه)،میپزم در حدی که مرغ اصلا نرم و له نشده باشه٬بعد تمام تکه ها رو از آبش در میارم و در حد یک تفت ساده که خیلی خشک نشه ولی هر طرفش طلایی شده باشه تو روغن سرخ میکنم و بعد از اینکه آب مرغ رو نمکش رو اندازه کردم٬ تمام تکه ها رو دوباره تو آب برمیگردونم تا یکی دو قل بزنه و مرغها خشک و سفت نره سر سفره،همین

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم.

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم.

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

و همچنان تنها می مانیم.

هیچ چیز آسانتر از قلب نمی شکند.

( ژان پل سارتر)

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ