اولین پست تابستان 90 و ادامه ی احوالات ماااا - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
اولین پست تابستان 90 و ادامه ی احوالات ماااا

سلام به روی ماهتون٬امیدوارم همگی خوب و سلامت و شاد باشید و تابستان ۹۰ رو٬ به بهترین شکل آغاز کرده باشید و تا آخر هم٬ لذتش رو ببرید٬ما هم در کمال سلامت همچنان مشغولیم٬محمود اینقدر کار به کارامون اضافه کرد و کار تو کار آورد٬ که حالا حالاها نهضت ادامه دارد و سرگرمی و تفریح و سفر تابستانی ما٬ هم همین پیک نیکی زندگی کردن٬ تو خونه ی خودمون خواهد بود(دقیقا ۳ خرداد روز مادر ٬کارمون شروع شد و فردا میشه یکماه)پنجشنبه در اوج گچ کاری و کثیفی خونه٬ساعت ۶ تا ۸ همراه هستی و خاله بهار رفتیم مولودی ٬که خیلی عالی بود و من و خاله بهار٬ مثل تمام مواقعی که با هم جایی میرفتیم کلی خندیدیم و ....٬هستی هم نشسته بود بین ما و حاضر نبود یک لحظه از دهن ما چشم برداره٬حسابی از محبت خاله بهار استفاده کرد و از جاش تکون نخورد٬ساعت ۸ اومدیم خونه و محمود رو از بالای نردبان کشیدیم پایین و کشوندیمش تولد دختر عمه ی عزیزم٬ساعت ۱۰ رسیدیم و شب خیلی خوبی رو٬در کنار خانواده ی پدری عزیزم گذروندیم و ساعت ۲ اومدیم خونه و بیهوششششش

هستی در جشن تولد

بقیه ی هفته رو خونه بودیم و کار خاصی جز خاک خوردن و تماشا کردن نداشتیم٬دو هفته س تمام کمد دیواری های خونه٬به صورت اپن مونده و آقای نجار تشریف بردن درختهارو ببرن و درب درست کنن و رنگ بزنن و حالا کی تشریف بیارن نصب کنند خدا میدونه

کابینت سازه گفته ۲۰ روز دیگه کابینتها آماده میشه٬یعنی حالا حالاها

کف سالن پذیرایی و آشپزخونه هم ٬که پارکتهاشو جمع کردیم هنوز مونده و ....

عکسهای زشتمون رو ببینید تا بعدا ....

پی نوشت ۱:متاسفانه البته از نظر هستی خوشبختانه٬امسال الکی ترین تابستان عمر هستی بوده تا حالا٬یکماهی که گذشت٬ جز کلاس پیانو هیچ کلاس دیگه ای نرفت و منتظر کلاسهای ق ل م چی هستیم که از اونم خبری نیست فعلا و داره حسابی حال میکنه و من عذاب وجدان گرفتم که نتونستم با این کار و تعمیرات٬ برنامه ی مناسبی برای اوقات فراغتش برنامه ریزی کنمممم

پی نوشت ۲:تا میتونید گردش و تفریح و سفر برید و جای ما رو هم خالی کنید

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ