کلاس سوم بای بای - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠
کلاس سوم بای بای

سه شنبه ی پیش(روز مادر)،کار تعمیرات و ...رسما شروع شد،هستی خانوم هم کلاس سوم رو ،روز چهارشنبه ۴ خرداد ۹۰ به پایان رسوند و فارغ التحصیل شد،تمام مدت با مامان و هستی خونه بودیم،حالا حالاها کار داریم و ...،تو همین دو سه روزه،هستی خانوم اینقدر رو اعصابم بدو بدو فرمودند که موندم چه جوری وقتشو پر کنم، که خودمم تو این گرمای تابستون هلاک نشماصلا نمیتونه بیکار بمونه،هی میره میاد میگه حالا چیکار کنم؟؟،هر کاری میگم، میره نیمساعت دیگه میاد میگه حالا چیکار کنم؟؟وقتی کار کم میاره، همش تو آشپزخونه و سر گاز و ...دور و بر من میچرخه و با همه چی کار داره،اونم تو این کار و بهم ریختگی و وضعیت نابسامان خونه،دو دقیقه نمیشینه،انگار اومده پیک نیک،یه ذوقی داره رو پتو میشینه،تو اتاق خودش دووم نمیاره و همش تو گرد و خاک وول میزنه،دلم میخواست خرداد ماه رو خوب استراحت کنه و برای خودش باشه، ولی اینقدر وقت اضافی داره که اگر واقعا کار نداشتم و میتونستم، حتما کلاس میبردمش تا وقتش حروم نشه،تازه کلاس طرح سباح، هنوز تموم نشده و دارم دو روز در هفته میبرمش استخر،امروزم وقت ثبت نام کلاس چهارم بهمون داده بودند از طرف مدرسه،که رفتمو ثبت نامش کردم،فعلا همون کلاس علوم و ریاضی چهارم ق ل م چی برای تابستون ثبت نامش کردم و شرایط کلاس بردن و آوردنش رو ،حداقل تا آخر خرداد ماه ندارم،کارنامه و نامه ی اعمالش رو هم نگرفتم ،۱۸ خرداد به امید خدا میگیرم و ...

پی نوشت ۱:بهار اومد و رفت،یک پارک نبردیم این بچه رو،خیلی وقته یک سینما و یک گردش درست و حسابی نرفتیم،بیشتر آخر هفته ها رو هم خونه بودیم و ...گاهی اینقدر گرفتار و مشغولیم، چه از لحاظ فکری و چه از لحاظ کاری، که احساس میکنم اونجوری که باید هستی رو بیرون نمیبریم و براش کم گذاشتیم،انشالا کار خونه تموم بشه،حتما از خجالتش در خواهم اومد،با تمام اذیتها و شیطنت ها و جواب دادنها و ....دوستت دارم عزیز دلم و بهترینها رو برات میخواممم

پی نوشت ۲:یکی دوتا کلاس و برنامه داشتم برای خودم،که همینجوری رو هوا مونده و تا کارام تموم نشه ،نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم،اونا هم بمونن برای بعد ...

پی نوشت ۳:یک موردی که چند وقته میخوام بنویسم و یادم میره(که دیگه الان لازم میدونم اینجا برای همه بنویسم)،این بود که تقریبا از قبل از عید، مدام کامنت و ایمیل در مورد انتخاب مدرسه و ...دارم،که به تمام دوستان عزیز که من رو تو این زمینه قبول داشتند و لطف زیادشون شامل حالم بود، یک جواب بیشتر ندادم اونم اینه که،من واقعا نمیتونم کمک زیادی تو این زمینه به دوستان بکنم،چون هم تجربه ی جالبی تو این زمینه نداشتم و هم خودم کلی مدرسه برای ثبت نام هستی در نظر داشتم که بردم و تو آزمونهاشون شرکت کرد و چند جا پیش ثبت نام کردم و ...در نهایت فکر میکردم حتما بهترین گزینه رو انتخاب کردم،در صورتی که بهترین نبود و مجبور شدم مدرسه شو برای کلاس سوم عوض کنم و ...انتخاب مدرسه و توقع پدر و مادرها با هم فرق میکنه و مسلما همه مثل هم فکر نمیکنند و انتظاراتشون برابر نیست،مدرسه ای که از نظر من مناسبه میتونه برای مادر دیگه ای جالب نباشه و بالعکس،برای همین من به شخصه تو این زمینه کمکی نمیتونم براتون باشم و دلم نمیخواد حرفی بزنم که بعدها ته دلتون هم، منو بابت نارضایتی هاتون مقصر بدونید،توی تحقیقات من هم، این مدارس از نظر خیلی ها عالی بودن، ولی از نظر من نبودند و ...امیدوارم منظورم رو درک کرده باشید و از این بابت ازم دلخور نشید،بهتون پیشنهاد میکنم در مورد مدرسه ی مورد نظرتون بیشتر تحقیق کنید و به حرف یکی دو نفر تصمیم نگیرید،البته گاهی حساسیت و سختگیری زیاد مشکل بیشتری ایجاد میکنه ،در هر صورت برای تک تک عزیزانتون بهترینها رو آرزومندم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ