شاگرد برتر هفته ای که گذشت - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩
شاگرد برتر هفته ای که گذشت

سلام به روی ماه تمام دوستان خوب و مهربون و دوست داشتنیه روشن و خاموش وبلاگ هستی خانومامیدوارم همگی خوب و خوش و سلامت باشیدما هم به لطف خدای خوب و مهربون خوبیم و مشغول زندگانی هستیمممممممممم

هستی چند روز پیش٬ یک نامه ی خوشگل٬ برای رفتگر مهربون٬ تو کتاب بنویسیمش نوشته بود که خیلی ساده و قشنگ بود و من کلی لذت بردممخصوصا اونجایی که نوشته:من از اون آدمها نیستم بلکه دختری تمیز و پاکیزه ام .....قربون اون نگارشت برم عزیز دلم

پنجشنبه٬ هستی خانوم طبق نوشته ی پیک آدینه شون٬بهترین شاگرد هفته ی گذشته شده بود و یک ۵ هزار تومانی از من هدیه گرفت تا پولهاشو جمع کنهبابایی هم بردمون فرحزاد تا هوایی تازه کنیم٬ولی اینقدر هستی با وجود پالتویی که پوشیده بود سردمه سردمه کردکه شام نخورده اومدیم بیرون و ....خدا نکنه هستی به چیزی گیر بدهتا به هدفش نرسه آروم نمیگیره٬خداییش به منو محمود خیلی داشت خوش میگذشت٬ ولی نق نق های بیخودی و الکی هستی ....

نوش جونت خانومی بد قلق و ...اونوقت میگن چرا خودتون دوتا یه وقتهایی تنهایی میرید بیرون؟؟من که اینقدر حرص خوردم گردنم همونجا گرفت و زهرم شددددبا اونکه در ظاهر٬ بزرگ شده ولی هنوز ...عزیز دلم یادت باشه اگر همینطور به رفتارت ادامه بدی٬خودت بیشتر ضرر میکنی

جمعه صبح رفتیم خونه ی مادرجون و آش پشت پای پدر جون رو پختیم ٬ تا ساعت ۱۰ شب اونجا بودیم٬بعدش رفتیم خونه ی اون یکی مامان بزرگ هستی خانوم و آش براشون بردیم و تا ۱۱ اومدیم خونه تا هستی بخوابه و فرداش بره مدرسه

پی نوشت ۱:خدا بخواد٬ روز دوشنبه یک مهمون خیلی عزیز دارم که از حالا برای دیدنش لحظه شماری میکنم(حالا اینجا رو خوندی خودتو لوس نکنیا) چند وقتی میشه به خاطر سفر و عروسی و وضعیت خونه و بعضی چیزهای دیگه٬ مهمون خونمون نیومده و الان خوشحالم٬انشالا تا یکماه دیگه که کمی کارام سبکتر بشه٬ یکی دو تا مهمونی خواهم داشتتتتتتتتتتتتتتتتت

پی نوشت ۲:روز چهارشنبه ۱۲ آبان٬ ساعت ۹ تا ۹:۳۰ صبح٬ به انرژی مثبتتون(توی د ا د گ ا ه) بینهایت نیازمندیم٬لطفا ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید همراهان همیشگی

هستی جون٬ با تموم شیطنتها و لجبازیها و ....عاشقتم و تا وقتی نفس میکشم٬ عاشقت میمونم دختر خوب و عزیز و مهربونم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ