عکسهای جشن تولد و گردش با مادر جون - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
عکسهای جشن تولد و گردش با مادر جون

   عکسهای جشن تولد دوقلوها٬روز جمعه ۸ مرداد ۸۹ ٬خونه ی خاله نوشین

تولد با حضور دایی رضا و خانومش٬دایی امیر و مادر جون٬خاله بیتا و پسرا و خانواده ی خاله نوشین٬ برگزار شد(۱۰ نفر) که با اونکه تولد٬ خودمونی بود٬ ولی پسرا خیلی خوشحال شدند

کیک ۷ سالگی کیان و کیارش عزیزم(سلیقه ی دایی و زندایی عزیز )

هارمونی رنگ قرمز عکسارو خوشگل تر کرده

فوت کردن شمع ۷ سالگی با کمک هستی خانوم

ذوق کردن بچه ها

هستی و پسر خاله ها

بریدن کیک دو نفرهاحتمالا تا دومادیشون خوب یاد میگیرن چه جوری با عروس خانوم ...

عمو محمود و دو قلوها

یک عکس خوشگل دیگه

هستی در حال بوسیدن بچه ها٬ بعد از دادن هدیه ی خودش

هدیه ی هستی به پسرخاله ها٬البته برای خودشم ....

کادوی مادر جون و پدرجون به بچه ها٬ که خیلی مقبول افتاد

یک عکس فوق العاده از ذوق کیان٬ بعد از دیدن هدیه ی دایی رضا و سمیرا جون

هدیه ی ناقابل خاله نوشین و عمو محمود

بزرگ مردان کوچک

پی نوشت ۱:یکشنبه شب٬با دایی رضا اینا٬مادرجون رو بردیم تئ اتر با من ب خ و ن ٬که خیلی خوشش اومد و دوساعتی خندید٬البته بازم به نظر هممون ج ز ی ره ع شق قشنگتر بود

هستی ٬تو حیاط سینما کانون

قربون اون ژستات برم من

دوستت دارم عرسکم

پی نوشت ۲:از اونجایی که مادر جون راضی نشد تا سه شنبه بمونه و گفت پدر جون زیاد تنها مونده٬دوشنبه شب٬بعد از اینکه من و هستی و محمود از جلسه ی اتمام حجت قل م چ ی برگشتیم(۲ ساعت بیشتر تو ترافیک موندیم و واقعا از رفتنم پشیمون شدم)حدود ساعت ۸ شب٬با پدر جون هماهنگ کردیم و بردیمشون کن سولوقون٬که هم هوا خوب بود و هم خلوت بود٬شام رو اونجا بودیم و دو ساعتی نشستیم و برگشتیم خونه(خیلی به هممون خوش گذشت) ٬بعدش پدر جون و مادر جون رفتند خونشونوقتی اومدیم خونه٬جای مادرجون خیلی خالی بود و تا امروز روفرشی هایی که پوشیده بود رو برنداشته بودم و ...هستی هم دلتنگی میکرد و میخواست گریه کنه که نذاشتم و ...

هستی در حال کارت بازی(به قول خودش)با مادر جون

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ