دو تا تولد و آزمون ق ل م چی - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩
دو تا تولد و آزمون ق ل م چی

آخر هفته ی نسبتا خوبی رو گذروندیم٬روز عید خونه ی پدر جون اینا بودیم و عصر همراه دایی رضا اینا و پسر عمه و خانومش رفتیم تئاتر بزن بریم٬ که از نظر قشنگی و خنده دار بودن٬ با جزیره ی عشق قابل مقایسه نبود(تعریفی نداشت)٬ساعت ۱۲:۳۰ اومدیم خونه تا هستی بخوابه و صبح بره کلاس...

هستی تو پارک لاله٬ قبل از تئاتر

روز پنجشنبه ظهر٬ مادر جون همراه بابا محمود ٬اومد خونمون تا چند روزی پیشمون باشهپنجشنبه عصر هم٬تولد پرنیان جون(دوست وبلاگیمون) دعوت بودیم که مادر جون رو به بابا محمود سپردیم و  همراه هستی رفتیم٬در کنار پروانه جون مامان پریسا و مژگان جون مامان آندیا و پذیرایی و مهمان نوازی پیروزه جون مامان پرنیان٬ بهمون خوش گذشت و حال و هوامون عوض شدپیروزه جون از دعوتت ممنونیم خانومی٬انشالا عروسی کردن و دانشگاه رفتن دخترای نازت

خانومی من قبل از تولد

هستی و صاحبخونه٬ پرنیان خانوم

کوچولوهای ناز

دختر متفکر منبا موهایی بلندیاد حسن آقا بخیر نه؟؟

پرنیان خانوم و دوستان

فوت دسته جمعی بچه ها٬ با اجازه ی پرنیان خانوم

روز جمعه صبح٬اولین آزمون ق ل م چ ی امسال برگزار شد٬که آزمونهای تابستان٬ به این صورت هستش که سوالات هر درس به دو قسمت تقسیم میشه٬نگاهی به گذشته(سوالات مربوط به کلاس دوم)٬نگاهی به آینده(سوالات کلاس سوم)پشتیبان هم تلفنی بهمون گفت که هستی میتونه فقط سوالات کلاس دوم رو جواب بده و اشکالی نداره اگر کلاس سوم رو بلد نباشه٬ولی اگر جواب بده و غلط باشه نمره منفی نداره و بهتره که همه رو جواب بدهمنم کلی با خانومی صحبت کردم که همه رو جواب بده ....و اصلا نمیتونستم نتیجه رو حدس بزنم؟؟؟خلاصه پدر و دختر رفتند و برگشتند٬دقیقا ساعت کارنامه دادن(۵ تا ۶:۳۰ عصر)٬هستی و باباییش رفته بودند تا فینال فوتبال شرکت بابایی اینا رو تماشا کنند٬برای همین من تو خونه رفتم تو سایت و از دیدن کارنامه ی هستی لذت بردممخصوصا ریاضی٬ که هر دو قسمت رو ۱۰۰ زده بودعلوم دوم رو ۹۰ (که فهمیدم تو ورقه ی سوالات٬ درست زده بوده و اشتباه وارد کرده بود)٬بخوانیم دوم رو هم ۱۰۰ ٬علوم سوم ۸۰ و بخوانیم سوم ۶۰ ٬حدود ۸ تا سوال مشکل٬ تو ریاضی و بخوانیم رو هم درست زده بود و تمام غلطهاش سوالات مشکل ارزیابی شده بودرتبه تو استان تهران ۷ و تو کشور ۲۸  ٬خیلی خیلی خوشحال شدم و خیالم راحت شد که زحماتمون تو خونه نتیجه دادهخدایا٬ ازت ممنونم که دلم رو شاد کردیدخترم٬ مرسی که اینقدر با دقت به سوالات جواب دادی و مامان رو خوشحال کردیییییییییییی

اینم کارنامه ی خانومی که از کامی عکس گرفتم

پی نوشت ۱:دوشنبه عصر باید با هستی بریم جلسه ی اتمام حجت و معرفی کتاب و ....ق ل م چ ی ٬خیلی واجب و مهمه٬ وگرنه مادر جون رو یکی دو ساعتی تنها نمیذاشتیم

پی نوشت ۲:دلمون میخواست برای مادر جون٬ یک برنامه ی شاد تو این دو سه روز داشته باشیم ٬که به پیشنهاد خاله بیتا٬میخوایم فردا شب با دایی رضا اینا٬ ببریمش یک تئاتری که تعریفش رو خیلی کردند و خاله بیتا هم تاییدش کرد٬خدا کنه خنده دار باشه و مادر جون خوشش بیاد

پی نوشت ۳:دیشب یعنی جمعه٬یک جشن تولد کوچولو٬ برای کیان و کیارش تو خونه ی خودمون گرفتیم که دایی رضا و سمیرا جون و دایی امیر هم اومدند و کلی به بچه ها خوش گذشتچون عکسهای تولد زیاده٬ گفتم تو پست بعد بزارمشون٬مادر جون تا سه شنبه شب ٬خونه ی ما هستند و آپلود عکسها وقت زیادی میبره٬ نمیخوام زیاد تنها بمونهانشالا چهارشنبه٬ پست تولد رو میزارم تا خاطره اش برای هستی و پسر خاله ها بمونه

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ