آخرین روز مدرسه و قصه ی انگلیسی هستی+دانلود جدید - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩
آخرین روز مدرسه و قصه ی انگلیسی هستی+دانلود جدید

بالاخره بعد از دو روز،دوباره با موبایل از هستی فیلم گرفتم تا حجمش کمتر بشه و بتونم با یکی از سایتها فیلم رو دانلود کنم،امیدوارم منو ببخشید که اینقدر طول کشید.... 

 اول نوشت روز جمعه:متاسفانه فقط سایت پرشین گیگ برای آپلود فیلم بهم معرفی شد که نتونستم توش فیلم آپلود کنم و هر کاری کردم نشد که نشد؟؟؟؟یعنی آپلود که شروع میشه اصلا تموم نمیشه؟؟؟برای همین مجبورم فیلم امروز هستی رو هم با همون سایت قبلی بزارم تا همون دوستانی که میتونند٬ ببینند٬البته گویا اگر با فیلتر شکن وارد بشید میتونید ببینید؟؟؟امروز هستی تو توچال٬ برامون داستان انگلیسی رو ٬که خودش برای خانومشون نوشته و داده(کار کلاسیشون بوده)تعریف کرد و من ازش فیلم گرفتم٬اولین باری بود که هستی قصه از خودش گفته٬ اونم به زبان انگلیسیمیدونم شاید خیلی جالب نباشه که اینجا بزارم٬ ولی اینقدر من لهجه و تعریفش رو دوست دارم که گذاشتمش اینجا تا یادمون بمونه؟؟؟داستان٬ یه چیزی تو مایه های کدو قلقل زن خودمونه که اینجا یک موش گنده ....Clap your hands:9744خاله کاترین عزیز٬تو حتما میتونی ببینینظرت رو بهمون بگو

شنبه ظهر نوشت:خیلی خیلی سعی کردم مشکل فیلم رو حل کنم٬اما با اون سایتهایی هم که بهم معرفی شد نتونستم فیلم دانلود کنم و با اونکه هستی اون قصه رو تو دو قسمت گفت و من فیلم رو کوتاهتر کردم(هر کدوم یک دقیقه)اما بازم تو هر سایتی جز در اپ ش اپ که همیشه توش میزاشتم و الان ف ...دانلود کردم نوشت ۲ تا ۳ ساعت طول میکشه؟؟؟؟پرستو جون هم برام سایت کم کردن حجم رو گذاشته بود ولی اینقدر دانلود دانلود توش داشت که هر کاری کردم نتونستم باهاش کار کنم و الان بعد از چند ساعت با سردردی که هنوز خوب نشده(هرگز به حرف همسر مهربانتون اغفال نشید و قلیون نکشید)نتونستم کاری کنم٬فقط همون فیلمهای صبح رو دوباره تو همون سایت قبلی که از همه معقول تره و سریع دانلودش تموم میشه٬گذاشتم که اگر مشکلش حجم زیاد بود حل بشه لااقل؟؟؟؟؟ولی خیلی کلافه ام که نشد درستش کنم؟؟؟؟ 

روز چهارشنبه٬هستی اومد خونه و گفت داوطلبی رفته و امتحان روز پنجشنبه(فارسی)رو داده و ۲۰ هم گرفته؟؟؟خدا رو شکر اعتماد به نفس خوبی داره و من از این بابت خوشحالم٬عمرا اگه من بودم و تمام درسم رو هم بلد بودم داوطلب میشدم برای درس جواب دادن؟؟؟تو تمام ۱۶ سالی که درس خوندم٬ همچین چیزی سابقه نداشته؟؟تمام تلاش منم همیشه این بوده ٬که اعتماد به نفس خوبی داشته باشه....برای همین تمام چهارشنبه رو برای خودش کیف کرد و از شر درس پرسیدن من راحت شد.....

پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۸۹ ٬آخرین روز مدرسه کلاس دوم هستی بود و فقط مونده سه تا امتحان که یکشنبه٬سه شنبه و پنجشنبه ساعت ۸ صبح امتحان میده و میاد خونه....

دیروز یک دیکته بهش گفتم و رفتیم کن یک چرخی زدیم و برای اولین بار رفتیم رستوران ایتالیایی ژ و ا ن ی که تعریفش رو زیاد شنیده بودیم(مرزداران٬بالای تواضع و پایین رستوران شانلی) ٬همونجور که شنیده بودیم غذاش خوشمزه بود و خوشمون اومد٬از این به بعد رفت تو لیست رستورانهای مورد علاقه مون ٬از اونجا رفتیم خونه ی پدر و مادر بابا محمود٬تا ساعت ۱۲ اونجا بودیم و بعد اومدیم خونه ....

پنجشنبه٬هستی خانوم تو کن

امروز یعنی جمعه٬صبح زود بیدار شدیم(همون ۱۱ خودمون) و زدیم به جاده چالوس و توی توچال توقفی داشتیم و برگشتیم٬حدود ساعت ۴ هم نزدیک تهران توی یک باغچه خانوادگی ایستادیم و چای و قلیون ....که مثل اینکه به من نساخت و سردرد بدی گرفته ام که هنوزم داره ....

هستی تو رستوران توچال

هستی٬ تو باغچه خانوادگی

هستی و پت جلوی باغچه .....

پی نوشت ١:تو رو خدا ببخشید اگه نتونستید فیلم رو ببینید؟؟؟اگر بازم کسی بیاد یک سایت فیلت ر نشده ی خوب برای فیلم بهم معرفی کنه و نحوه ی کارش رو هم خوب توضیح بده٬هر دو تا فیلم رو دوباره دانلود میکنم و به جای اینا میزارم٬خدا شاهده خیلی تو گوگل سرچ کردم٬ ولی نتونستم چیز خاصی پیدا کنم که بتونم باهاش کار کنم؟؟آرزو جون٬ شما هنوز با همون سایت قبلی فیلم میزاری؟؟

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ