هستی و روزهای آخر مدرسه - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
هستی و روزهای آخر مدرسه

روز پنجشنبه٬ساعت ۳ تا ۵ بدو بدو با محمود رفتیم نمایشگاه کتاب و برگشتیم٬اینقدر گرمم شد تو غرفه ها که نتونستم زیاد بگردم و مستقیم رفتم انتشارات قلم چی و برای هستی خرید کردم٬سر راه هم چند تا مجموعه داستان براش خریدم که تابستون٬ کتاب داشته باشه برای خوندن٬محمودم براش دومینو خرید که خیلی مقبول افتاد٬متاسفانه کتابهای قلم چی کسری داشت و فلش کارتها و یکی دو تایی موند که بعدا بخرم

این کل خریدهای امسال هستی

این کتابهای درسی که برای کلاس سومش خریدم

این کتابهای داستان و دومینوهمه ی کتابها مجموعه هستش

این همون مجموعه کتابهای معنوی کودکان هستش٬ که ۳۰ تا کتاب توش داره

۱۰ تاییش در مورد سوال بچه ها از خداست ٬که هم فارسی و هم انگلیسی نوشته

روز جمعه تا ظهر خونه بودیم٬بعد رفتیم یک چرخی تو پارک نیاوران زدیم و ناهار خوردیم و اومدیم خونه ....

خانومی تو پارک نیاوران

برای چشمش که تو آفتاب میبنده بردمش دکتر که گفت مشکلی نداره

اینم دومینو که هستی با باباش درست کرد و خیلی قشنگ با یک ضربه همش افتاد٬میخواستم فیلمش رو بزارم ولی نتونستم تو پرشین گیگ فیلم بزارم و هر کاری کردم٬دانلود نشد

اینم ارگامی که محمود جدیدا برنامه شو از دوستش گرفته آورده٬ هر شب با هستی از اینا درست میکنند٬البته باید با کاغذ مخصوصش درست کنند نه سوالای دانشگاه؟؟؟؟فعلا دارن تمرین میکنند

شنبه و یکشنبه٬محمود رفت سر کار٬من و هستی درس خوندیم تو خونه٬مخصوصا امتحان زبان امروزش خیلی وقت گرفت٬نمره ی ورقه اش هم امروز آورد ۱۹ شده؟؟؟؟حالا تو کارنامه که از ۱۰۰ هستش و توصیفی٬ نمیدونم نتیجه چه جوری میشه؟؟؟؟؟دوشنبه هم رفتیم خونه ی مامانم و تا عصر اونجا موندیم و ساعت ۶ اومدیم خونهتا هستی دوره ای کنه و زود بخوابه٬آخه همچین عادت کرده بود که فکر میکرد بازم تعطیله و به زور فرستادمش تا بخوابه؟؟؟؟؟؟؟؟

 پی نوشت ۱:امسال از بعد عید و تعطیلات٬هستی خیلی هوایی شده بود و دو سه تا مهمونی و تولدش هم بیشتر باعث شد که حواسش پرت بشه؟؟؟پارسال خیلی بهتر بود و راحت قبول کرد که به کادوهای تولدش دست نزنه تا تعطیل بشه ٬ولی امسال خیلی اذیتم کرد؟؟؟؟چون دو هفته امتحان میان ترم داشتند و بلافاصله آخر ترم شروع شد٬خیلی برامون طولانی گذشت و واقعا من خودم خسته شدم و از خدا میخوام زودتر این ۵ تا امتحان تموم بشه و خلاص بشم از .....اگه خدا عمری بهم داد ٬از سال آینده چون همیشه تولد هستی تو فصل امتحانات هستش٬بعد از تعطیل شدن و امتحانات براش تولد میگیرم٬چون به جز روز تولد از دو سه هفته زودتر حواسش به تولده تا روزش برسه؟؟؟بعد از اونم حواسش به کادوهاست ٬که کی بازشون کنه؟؟؟؟

پی نوشت ۲:فردا میرم مدرسه برای ثبت نام کلاسهای تابستونی٬خودش که خیلی دوست داره بیشتره کلاسها رو بره٬اصلا هستی به خونه موندن عادت نداره و از سه سالگی تمام وقت مهد و مدرسه بوده٬پارسالم از فردای تعطیل شدنش رفت مهد کودک و ...من هیچ اصراری ندارم خودش بچه ی اکتیوی هستش

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ