هستی و دکتر تغذیه - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸
هستی و دکتر تغذیه

  دوشنبه همونطور که گفته بودم،هستی فرداش سه تا امتحان داشت،برای همین از ساعت 5 تا 9:30 شب، هر سه تا درس رو، که هر کدوم کلی مطلب داشت(فارسی،علوم،زبان ترم 9)با هم دوره کردیم،حالا خوبه همه رو قبلا به طور کامل باهاش کار کرده بودم و گرنه نمیدونم دوره که 5 ساعت طول کشید ....ولی خدا رو شکر ،اینطور که خودش میگه علوم و فارسی رو 20 شده و نتیجه ی فاینال زبان رو هم،دیروز آورد و بهمون نشون داد،همه ی موارد رو 5 گرفته(نمره ی کامل) و 100 از 100 شده،ولی امتحان کتبی روز سه شنبه رو 19.5 شده،حالا اگه گفتید غلطش چی بوده؟؟؟براتون عکسش رو میزارم تا ببینید؟؟؟دیروز کلاس پیانو نبردمش،با معلمش هم صحبت کردم و گفتم چون امتحان داشته،اونجوری که من دلم میخواد، درس هفته ی پیش رو ،تمرین نکرده و میخوام تا هفته ی بعد، همون درس رو تمرین کنه(این هفته هم امتحان داره)که معلمش هم تاییدم کرد و گفت هستی تنها شاگردمه که تو امتحانات هم غیبت نداره،الان دو سه هفته است، همه بچه هام امتحان رو،بهانه کردند و نمیان کلاس ٬ولی هستی همیشه بدون غیبت ...کلا من از غیبت بدم میاد و نمیزارم هستی٬ بی دلیل غیبت کنه ،هنوز امسال غیبت نداشته،پارسال هم فقط روز 15 فروردین که سفر بودیم و نتونستیم خودمون رو به موقع برسونیم تهران،غیبت داشت،مهد کودک هم که میرفت٬ چون هر روز 3 ساعت زبان داشت،نمیزاشتم الکی غیبت کنه؟؟؟حالا من٬ کلاس نبردمش و اصلا آماده ی بیرون رفتن نبودم، که گیر داده بود همین الان بریم٬ برام از گلدونه جایزه ی کارنامه ی زبانم رو بخر؟؟؟هر چی گفتم عزیزم خوشگلم مامانم ٬الان شرایط بیرون رفتن ندارم و باید حموم کنیم و ....راضی نشد که نشد و زد زیر گریه که شما برای من جایزه نمیخرید؟؟؟منم از دستش ناراحت شدم و گفتم،تا حالا کی شده تو برای چیزی گریه کنی و من برات بخرم یا به حرفت گوش بدم که این دومین بارت باشه؟؟؟چون گریه کردی و شرایط رو درک نکردی ٬فعلا از جایزه خبری نیست؟؟جایزه که زوری نمیشه؟؟؟خلاصه با کلی دلخوری رفت و خوابید،وقتی هم بیدار شد دیگه چیزی نگفت،میخواستم امروز که تو مدرسه جلسه بود،و از خونه بیرون میرفتم برم و براش اون جامدادی که مد نظرش هست رو بخرم که اونم نشد؟؟؟یعنی محمود٬ امروز خونه بود و خودش رفت جلسه و ....حتما تو اولین فرصت براش جایزه شو میخرم،برای هر کارنامه ٬جایزه ی جدا باید بگیره؟؟؟هر چند ارزشش رو داره، مخصوصا برای کلاس زبان ،که هنوز کوچکترین بچه ی کلاس هستش و ...

این پشت کارنامه ی زبان عزیز دلم

اینم نمراتش در موارد مختلف و نمره ی ۱۰۰ و ۱۹.۵

غلطش رو دیدید؟؟خانومی فامیل خودش رو غلط نوشتهآی رو تو هستی درست نوشته٬ اونوقت تو فامیلیش دنباله ی آی رو برعکس گذاشته و مثل جی شده٬خانومش هم نامردی نکرده و غلط گرفتهدیدید مدرسه ی غیر انتفاعی٬ الکی نمره نمیده

امروز پنجشنبه،از خونه بیرون نرفتیم،منتظریم تا دانشجوی همسری (چند سال از خودش بزرگتره)برای انباری تو خونه، کابینتی که درست کرده بیاره، تا مرتب و قفسه بندی شده وسایل رو توش بزاریم،(البته پولش رو کامل میگیره ها؟؟؟حتی همسری گفته فکر نکنی بهت نمره میدم؟؟برو خوب درست رو بخون که نیوفتی؟؟)نمیدونم چرا هر چی کمد دیواری و انباری و سوراخ و سنبه داریم،بازم جا کم دارم و همه ی کمدهام از ازدهام وسایل مثل کمد آقای ووپی میمونه؟؟؟فردا جمعه٬ باید تمام وسایل توی حال و پذیرایی و آشپزخونه رو تا حد امکان(اتاق ها اینقدر پره که حد امکانمون خیلی کمه)به اتاق خوابها منتقل کنیم و بقیه ی وسایل رو هم کامل بپوشونیم و بریم دنبال مامانم تا بیاد پیش من و از شنبه نقاش بیاد خونه و حال و پذیرایی و ...رنگ کنه،هنوز کاری نکرده ٬دارم از خستگی بیهوش میشم؟؟؟تا حالا تو خونه ای که نقاشی داره میشه٬ نبودم و همیشه خونه ٬بدون وسایل رنگ شده و الان میدونم که برام سخته ٬ولی به تمیزی و قشنگیش می ارزه نه؟؟؟؟در ضمن میخوام، همه فرشها و پرده ها رو بدم بشورن و بعد از نقاشی و بعضی کارهای دیگه که میخوایم انجام بدیم(دو هفته ای حداقل کار دارم)دیوارهای اتاق خوابها رو که رنگ نمیکنیم ،کارگر بیارم اگرم نشد خودم،بشورم و خونه تکونیم رو قبل از تعطیلات بهمن، که اگه خدا بخواد میریم سفر، انجام بدم و تموم کنم،و اسفند رو بزارم برای استراحت و آماده شدن برای عروسی پسر عمه ی عزیزم(20 اسفند)،که خیلی وقته منتظریم؟؟؟حتما که نباید تو اسفند اتاق تکونی کرد؟؟؟من امسال به دلیل رنگ و سفر و عروسی ٬میخوام سنت شکنی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه امروز کلی کار داشتم ٬ولی گفتم بیام و قبل از نقاشی٬ یک آپی بکنم و بگم ممکنه تو این دو هفته کمرنگ بشم،مامانم هم که میاد، نمیشه زیاد تنهاش بزارم و بیام نت،همینکه باید صبح تا شب ٬تو اتاق خواب بمونیم و بوی رنگ رو تحمل کنیم،براش بسته طفلی؟؟؟میخواستم رنگ بی بو بزنم، که نقاش گفت برای ما خیلی راحت تره ،ولی اصلا دوام رنگ معمولی رو نداره و زودتر خراب میشه؟؟کلی با محمود، کاغذ دیواری دیدیم که اصلا خوشمون نیومد و هر کاری کردیم نتونستیم خونه رو، با اون کاغذها تجسم کنیم و خوشمون بیاد؟؟؟حالا منه میگرنی و هستی آلرژی، چه جوری میخوایم اون بو رو تحمل کنیم٬ الله اعلم؟؟؟انرژی مثبت هاتون رو بفرستید لطفا

پی نوشت 1:مهمترین امتحانای هستی که دیکته و ریاضی هستش،هنوز مونده و باید جلوی نقاش و مامانم با هستی خانوم سر و کله بزنم؟؟؟نمیدونم اینهمه فاصله برای امتحانها چه لزومی داشت؟؟امتحان ریاضیش 4 بهمنه و ....

پی نوشت 2:روز سه شنبه عصر، هستی رو بردم دکتر تغذیه http://rahsmsdset.com (به جای همه ی s ها i بگذارید)که گفت قد و وزنش خیلی خوبه و هیچ مشکلی نداره،اتفاقا خیلی خوش تیپ و خوش هیکله،هیچ شربت و ویتامینی نداد(کلا این دکتر با دارو موافق نیست)ولی گفت ٬اگر میخواید قد بکشه،اینا رو بهش بدید بخوره؟؟؟

1. هفته ای یکبار خوراک میگوحالا خوبه هستی دوست داره

2.هفته ای یکبار لوبیا یا عدسی

3.هفته ای یکبار خوراک قارچ

4.هفته ای 3 استکان تخمه ی آفتابگردان

5.روزی 2 لیوان شیر

توی مطب هم٬ که خیلی شلوغ بود(همه میخوان تا عید لاغر بشن)،اینقدر ورجه وورجه کرد که همه ی خانومها و آقایون، مثل بچه های دو سه ساله٬ ازش خوششون اومده بود؟؟؟یکی میگفت،ماشالا چه موهای خوشگلی داری کی برات درست کرده؟؟یکی میگفت،اسمت چیه خانوم کوچولو؟؟یکی دیگه میگفت،چقدر باباش رو دوست داره؟؟؟(اونم فهمید)یکی...کلاس چندمی؟؟یکی...چه با نمکه و ...از اینهمه شیطنتش حسابی ....

اینم با هزار مکافات تو مطب ازش گرفتم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ