معجزه برای مامان +گراتن بادنجان - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸
معجزه برای مامان +گراتن بادنجان

بالاخره معجزه ی زندگی من در آستانه ی 32 سالگی رخ داد،ماجرا از این قرار که،همونطور که بیشتر شما میدونید من از بچه گی به شدت از عرق شدید دست و پا رنج میبردم و توی یک پست هم (۲۴ تیر ماه ۸۸ )٬مفصلا در موردش نوشتم و از محرومیتهایی که به خاطرش کشیدم ٬از کارهای کوچک گرفته تا تمام مسایل هنری و موسیقی و....تا دست دادن و بغل کردن بچه و ...تا اینکه بالاخره چند ماه پیش، فهمیدم با عمل جراحی بسته(دوربین)میشه عرق دست رو خوب کرد،رفتم دکتر و وقت عمل هم گرفتم،ولی به خاطر اینکه دکتر گفت بدترین حالت اینه که٬ در حین عمل خونریزی پیش بیاد که مجبوریم عمل رو باز کنیم و در بعضی افراد بعد از عمل٬ دستشون خوب میشه و جای دیگرشون عرقش بیشتر میشه مثلا زیر بغلشون یا کمرشون یا شکمشون یا ...کمبود عرق رو جبران میکنه؟؟؟؟این شد که تو لحظه های آخر پشیمون شدم و همونجوری موندم تا اینکه حدود 2 هفته پیش شراره مامان بردیا برام کامنت خصوصی گذاشت و آدرس آقای درویشی  رو ٬در این مورد برام فرستاد که همون موقع رفتم و با خوندن مطلب، نور امیدی تو دلم روشن شد ولی نتونستم فیلم مربوطه رو ببینم(الان درستش کردن)برای اون دوست ایمیل زدم و ایشون لطف کردن و فیلم رو به ایمیلم فرستادند و من شب ٬با محمود فیلم رو دیدم و ترجمه کردیم(دکتری به انگلیسی در مورد دستگاه توضیح میده)این تقریبا کار همون دستگاه یونتوفورز رو٬ انجام میده که من تو ایران پیداش نکردم و توی آمریکا به قیمت 300 تا 400 یورو به فروش میرسه که کاترین عزیزم بهم گفت٬ میتونه از طریق برادرش که تو آمریکاست برام بخره و بفرسته که قبول نکردم و نتونستم همچین زحمتی بهش بدم،این دستگاه خیلی ساده و ارزان تهیه میشه که من یکی دو مورد رو برای اطمینان ٬از خود اون آقا سوال کردم،اون روز اینقدر تا شب به محمود زنگ زدم که وسایل رو تهیه کنه،بهم گفت 32 سال تحمل کردی یکی دوروزم روش؟؟؟گفتم اگه درد منو کشیده بودی٬ میفهمیدی یک لحظه هم برام غنیمته؟؟؟خلاصه دستگاه رو تهیه کردیم و بعد از یکهفته استفاده ی پشت سر هم،دقیقا روز تولدم احساس کردم دستهام خشکه و اینقدر دست همه رو موقع عکس انداختن تو دستم گرفتم و هیجان داشتم که مامانم و بابام و خواهر و برادرم هم ٬کلی خوشحال شدند،از اون روز به بعدم٬ از عرق دست خبری نیست؟؟؟(همش منتظرم ببینم باز ....)امروز سر کلاس ٬برای اولین بار تو تمام عمرم بود که ٬اصلا دستم خیس نشد و مثل بقیه ی مردم عادی ٬بدون گذاشتن کاغذ و دستمال زیر دستم تونستم جزوه بنویسم،میتونید الان حالم رو درک کنید نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟امسال روز تولدم٬ خدا بزرگترین هدیه ی عمرم رو تو 32 سالگی بهم داد و من هنوز باور نمیکنم و امیدوارم دیگه به اون روزها برنگردم؟؟؟تا آخر عمرم مدیون شراره مامان بردیا و اون برادر بزرگوارم هستم و از خدا میخوام به خودشون و تمام عزیزانشون ٬سلامتی و موفقیت و عمر با عزت و .....هر چی که از خدا میخوان بهشون بده(نمیدونم چه جوری تشکر کنم؟؟؟چشمام پر از اشکه؟؟؟)امروز اومدم تا هم از اون عزیزان تشکر کنم و هم برای دوستان گلم که این مشکل رو دارن(خانوم ناناس و ...) ،خودم تجربیات و دستگاهم رو توضیح بدم،اول از همه ٬حتما به اون وبلاگ برید و دو سه تا پستی رو که گذاشتن کامل بخونید و فیلم رو ببینید،تا توضیحات من رو بهتر بفهمید،من عکس وسایل خودم رو هم براتون گرفتم تا راحت تر بتونید درست کنید و ببینید چقدر ساده و راحته؟؟من دو تا ظرف استیل از خونه ی مامانم آوردم و محمود دو تا آدابتور 12 ولت قابل کم و زیاد شدن٬ با دو تا اتصال ٬خرید و دستگاه آماده شد،حدود 20 ولت جریان لازم دارید که به نظر من همین دو تا 12 ولتی خیلی خوبه،بعد دو تا دیس رو با فاصله ی 3 تا 4 سانتی از هم قرار میدید و اون دو تا اتصال رو بهش وصل میکنید و توی هر ظرف آب میریزید و دستاتون(یا پاهاتون)رو توش میزارید و یک نفر (محمود برای من انجام میده)اولین و بعد دومین آدابتور رو که تو کمترین درجه هستند به برق میزنه و یکی یکی با نظر شما درجه رو زیاد میکنه ٬وقتی 12 ولت یکی کامل شد اون یکی رو هم دو سه تا درجه زیاد میکنه،شما اصلا دستاتون رو بیرون نیارید یا قطعی وصلی تو پریز برق و اتصالات نداشته باشید،چون شما کم کم اون جریان رو زیاد میکنید میتونید گز گز دستاتون رو تحمل کنید و اگر یهو بخواید دستاتون رو تو آب جریان دار وارد کنید یا یهو پریز شل شده رو سفت کنید و ....یهو حالت پریدن بهتون دست میده که خوشتون نمیاد،محمود جون دو سه بار٬ این کار رو با من کرد و خیلی اذیت شدم،البته اتفاقی نمیوفته ولی خوشایند هم نیست؟؟؟(اینا تجربیات منه و تو اون وب و فیلم چیزی ننوشته ها؟؟)بعد از 10 دقیقه،اول تمام درجه ها رو کم کنید و از پریز هر دو رو بکشید و بعد دستتون رو بیرون بیارید و جای اتصالات(مثبت و منفی هست در واقع)ظرفها رو با هم عوض کنید و دوباره 10 دقیقه دیگه به همون طریق شروع کنید تا جریان حدود 20 ولت برسه،البته من گاهی بیشتر از 16 تا رو نتونستم تحمل کنم،که مورد خاصی پیش نیومد،به مدت 10 روز هر شب انجام بدید و وقتی احساس کردید دستاتون در طول روز و شرایط مختلف خشک هستش،دفعاتش رو کم کنید و به هفته ای دو بار و بعد یکبار و ....خود من هنوز تا اونجاهاش نرفتم البته و تو این هفته فقط یکبار انجام دادم،البته اون آقا که گویا تو شهرستان هستش٬ معتقده باید به آب تهران خیلی خیلی کم آهک اضافه کرد تا جواب بده(میگن آب شهرستان به خاطر آهک بیشترش بهتر جواب میده) ولی من وقتی آهک ریختم دستم سوخت و نتونستم تحمل کنم و با همون آب معمولی تهران انجام دادم و جواب دادممکنه توی این آزمایش کمی دستاتون قرمز بشه یا بخاره ولی ناراحت نشید خیلی زود برطرف میشهازتون میخوام حتما امتحان کنید٬ وقتی من با اونهمه شدت جواب گرفتم٬ حتما شما هم به امید خدا نتیجه خواهید گرفت،اول میخواستم وبلاگ اون آقا رو براتون بزارم ولی دیدم بهتره در مورد خودم هم بنویسم که بیشتر متوجه بشید،امیدوارم هر کی این مشکل رو داره برای همیشه ازش خلاص بشه و دعاش رو به جون اون آقا و بقیه ی عواملش بکنه......

این دو تا ٬آدابتور ۱۲ ولت قابل کم و زیاد شدن (حتما کم و زیاد بشه تا بتونید تحمل کنید)

سیمهای مشکی به آدابتورها وصل است و ما منفی یکی رو به مثبت دیگری وصل میکنیم و اون دو تا سر قرمز و

مشکی رو که دو طرفه هستند به مثبت و منفی باقی مونده وصل میکنیم 

این اتصال از همه به نظرم پیچیده تر بود که براتون عکس گرفتماتصال دو آدابتور با یک سر سیم

اینم اونور سیمهای آبی که به دیسهای مامانم وصل کردمو بعد از ۱۰ دقیقه همینها رو فقط جا به جا میکنیم و دیگه به اتصالهای وسط اصلا دست نمیزنیمکل دستگاه همینه که میبینید

خب حالا اونایی که عرق دست ندارند چه گناهی کردند که اینهمه مطلب بیخودی خوندن؟؟؟برای اونا و تمام دوستان دستور گراتن بادنجان رو میزارم که درست کرده و نوش جان کنند(چقدرم الان سرم درد میکنه،امروز از صبح تا ساعت 2 که کلاس بودم همش منتظر بودم برسم خونه و بیام مطلب بالا رو بنویسم)به نظرم اطلاع رسانی هم خودش یکجور تشکر از نعمتی که خدا بهم داد،شما اینجور فکر نمیکنید؟؟؟من دستور گراتن رو تو اینترنت سرچ کردم ولی در نهایت از دستور زنداییم(همون که کیک مرغ رو بهم یاد داد یادتونه؟؟)درستش کردم،دقیقا مقدار مواد رو نمیدونم٬ چون چشمی درست کردم و همونی که درست کردم براتون میزارم،بادنجانهای نسبتا درشت و مشکی رو به صورت راه راه پوست بکنید و حلقه حلقه کنید(یک سانتی)بعد در آب نمک 3 ساعتی خیس کرده و خشک کنید،با حرارت کم و حداقل روغن(همه چیز روغن داره و چرب میشه)سرخشون کنید،ته ظرف پیرکس یک لایه کامل از بادنجانها بچینید،بعد مایع ماکارونی بدون آب رو( که شامل 2 تا پیاز،400 گرم گوشت چرخ کرده،نمک ، فلفل ،ادویه ،زردچوبه،رب گوچه و چاشنی پیتزا و لازانیا همیشک(زندایی اصرار داشت که حتما بزنم)هستش )روی تمام بادنجانها میریزیم و بعد نیمی از فلفل دلمه ی نگینی شده و تفت داده رو روی مواد میریزیم(حدود 2 تا فلفل که من 4 رنگش رو ریختم)بعد نیمی هم از قارچ ورقه شده و تفت داده شده رو روش میریزیم(400 گرم که فقط با کمی آبلیمو و نمک٬ با حرارت بالا تفت میدهیم و اصلا روغن نریختم)و در نهایت یک لایه کامل مخلوطی از پنیر گودا و پارمیزان رنده شده که طعم دهنده هستند روی همه مواد میریزیم و دوباره یک لایه کامل بادنجان و ....برای بار دوم روی مواد پنیر پیتزا رنده شده میریزم و روی ظرف را فویل کشیده و با چنگال سوراخ میکنیم،فر را گرم کرده و ظرف را به مدت 45 دقیقه در دمای 180 درجه قرار میدهیم و بعد فویل را آرام برمیداریم و 10 دقیقه هم گریل یا ترکیبی از ماکروفر و گریل میزاریم تا کمی پنیر خوشرنگ شود،اصلا نذارید پنیر خیلی طلایی بشه چون در اون صورت پنیر اصلا کش نمیاد و حالت بریده بریده و خشک میشه،اونایی هم که فر ندارند میتونند 15 دقیقه بدون فویل با در پیرکس تو ماکروفر بزارند و بعد 10 دقیقه هم گریل .....خیلی بد توضیح دادم شرمنده،خودم اولین بار بود درست میکردم٬ ولی خداییش عالی شده بود،البته من همیشه با فر غذامو درست میکنم و زیاد با ماکرو غذا نمیپزم و بیشتر برای یخ زدایی و گرم کردن از ماکرو استفاده میکنم.....

لایه اول قبل از پنیر٬البته من به گفته زندایی٬گوجه فیله شده و تفت داده هم ریختم٬ که به نظرم گوجه ی تفت داده شده له میشه و زیاد لزومی هم نداره٬اگرم خواستیم بریزیم٬ بهتره خام استفاده کنیم

اینجا هم آماده ی گذاشتن تو فر

نوش جان

پی نوشت 1:چند تا از دوستان عزیز٬ ازم خواستند که در مورد کلاسی که میرم٬ یعنی همون ف را در م ا نی تو وبلاگ هستی بنویسم که باید بگم این یکی، از اون موردهایی که اصلا نمیتونم در موردش اینجا بنویسم،یعنی اینقدر بحث این علم، خاص و مفصل هستش که اصلا نمیشه اینجا اشاره ای بهش کرد،پنجره ی جدیدی به روی آدم باز میشه با یک دنیا سوال که برای هر کسی پیش میاد که باید توسط مربی یا همون مستر، کامل برای طرف توضیح داده بشه تا دچار مشکل نشه و مسئولیت زیادی برای کسی که درس میده داره و اگر باعث اشتباه کسی بشی،خیلی برات گرون تموم میشه،اگر با شناختی که از من تو این مدت دارید و میدونید هیچ وقت چیز بدی رو بهتون نمیگم و پیشنهاد نمیکنم(حتی در مورد عرق دست هم منتظر شدم تا نتیجه بگیرم بعد کسی رو امیدوار کنم)بهتون توصیه میکنم حتما تو کلاسهای ف ر ا در م ا ن ی شرکت کنید و ازش برای خودتون و اطرافیانتون سود ببرید،من الان دارم ترم 7 رو تموم میکنم و خودم میتونم درخواست مستری بدم و ترم اول رو درس بدم، ولی به خاطر مسئولیت زیادش همچین قصدی ندارم،اما میتونم اینجوری راهنماییتون کنم که اینجا سایت اصلیش رو براتون میزارم(خیلی متفرقه و مخالف هم داره)که برید و باهاش آشنا بشید،از طرفی شماره تلفن دفترشون رو تو سعادت آباد براتون میزارم تا تماس بگیرید و تو هر منطقه و محلی که بهتون نزدیک هستش ،شماره ی مسترهای معتبری که دفتر بهتون معرفی میکنه بگیرید،تمام نقاط تهران و بیشتر شهرستانها و حتی خارج از کشور٬ مسترهایی در حال تدریس هستند که همه ی شماره هاشون تو دفتر هست و اونا کارشون٬ همین معرفی کردن مسترهاست.....شماره تلفن دفتر:۸۸۶۹۶۳۳۸ و ۸۸۶۹۶۴۵۴

سایت هم اینه: www.interuniversalfans.com 

پی نوشت 2:منه ساده رو بگو؟؟ که فکر میکردم هستی پنجشنبه امتحانش تموم شد و من راحت شدم؟؟؟؟نگو مدرسه ی خانوم، اینقدر امتحان نیم ترم رو دیر گرفته که وقتی پنجشنبه اون تموم میشه٬ از یکشنبه یعنی دیروز تا 4 بهمن امتحان ترم اول شروع شده؟؟؟خانومشون فاصله ی امتحانا رو٬ خیلی زیاد گذاشته تا بچه ها خوب آماده بشن؟؟؟؟ تقریبا هفته ای دو تا امتحان؟؟؟؟تا حالا هدیه های آسمانی باهاش کار نکردم و همیشه کتابهاش مدرسه میموند،چهارشنبه امتحان هدیه ها داره و من تازه دیدم عجب عقبیم ما؟؟؟؟شنبه هم فاینال زبان داره و باید تمام کتاب رو امتحان بده و کتاب جدید و ترم جدیدی رو شروع کنه به امید خدا و کمک مامان نوشین؟؟؟؟شنبه اومده خونه میگه مامان چرا جلسه نیومدی؟؟؟میگم کدوم جلسه،تو که کاغذی نیاوردی؟؟تازه فهمیدم خانوم خانوما٬ پنجشنبه که من سرم شلوغ بوده کاغذ رو نداده و من از جلسه ای که در مورد برنامه امتحان و ....جا موندم،کلی عصبانی شدم؟؟؟مخصوصا وقتی دیدم ساعت 7 شبه و طبق برنامه ای که همون موقع بهم داده،فرداش امتحان قرآن داره و کتاب قرآنش رو هم تو مدرسه گذاشته و ....به معلمش زنگ زدم که گفت هیچ مشکلی نداره و قرآنش بیسته و تمام نمرات میان ترمش ٬عالی بوده و خیلی از لحاظ درسی ازش راضی هستم و .....بعد از تلفن بهش گفتم٬ شانس آوردی خانومت..

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ