جاده چالوس - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸
جاده چالوس

چهارشنبه که هستی رو برده بودم کلاس پیانو،دیدم یک خانومی با دخترش منتظر ما هستند تا هستی براشون پیانو بزنه و ببینند که دخترشون خوشش میاد پیانو بزنه و میتونه پیشرفت کنه یا نه؟؟؟خانوم و ن کی میگفت تمام بچه های پیانویی من،به این مرحله میرسند٬ ولی بعضی ها مثل هستی که بهترین شاگرد من هستش تو یکسال،بعضی ها تو سه سال و ....خلاصه کلی هندونه داد زیر بغل هستی ،دخملی هم حسابی سرافرازمون کرد و تمام آهنگهاشو زد،کلی هم تشویق شد،در نهایت به اون مامان گفت،من همه ی پیشرفت هستی رو نتیجه زحمات و پیگیریهای مادرش میبینم،همیشه تمرین کرده و بدون غیبت سر کلاسهاش حاضره،توی پیانو تمرین و پشتکار، حرف اول رو میزنه و مثل زبان خیلی فرار هستش،اگه مدام تمرین نباشه ....دقیقا حرف معلم کلاسشون رو زد ٬که تو همون یک جلسه بهم گفت،من میدونم چقدر شما پیگیر و پشت صحنه ی درسای هستی هستید و معلومه که جز من کسی دیگری هم ....منم توی قلبم خوشحال هستم که، دختری با پیشرفتش، زحمات من رو به هدر نداده و همین باعث لذت من میشه .....

پنجشنبه وقتی هستی اومد گفت،مامان امروز وقتی تو کلاس از روی کتاب قرآن خوندم(اصلا تو خونه کتاب قرآنش رو نمیاره و همیشه تو مدرسه هستش)خانوم گفت،تو شاگرد اول کلاس من هستی،خیلی از این بابت خوشحال بود و اومد بغلم و منم کلی بوس و تشویق و ....برنامه ی عصرش رو٬ بهش گفتم و خوابید، تا من ساعت 3 ،همراه خاله بیتا به خونه ی دوستش که، از دو سه هفته زودتر دعوت داشتیم برم،هستی هم وقتی بیدار شد ،تکالیفش رو انجام بده و خودش رو برای آزمون جمعه(قلم چی)آماده کنه تا باباییش از دانشگاه برسه خونه،وقتی رفتم خواب بود،ساعت 5:30 زنگ زد که مامان تو نبودی بیدارم کنی تازه از خواب بیدار شدم؟؟؟بهش گفتم بابایی توی راهه،درساتو بنویس تا بیاد....خونه ی بیتا جون ٬دوست خاله بیتا هم، خیلی خوب بود و کلی زحمت کشیده بود،رفت و برگشت خاله بیتا خودش رانندگی کرد و اولین باری بود که من رانندگیش رو میدیم؟؟ساعت 8 رسیدم خونه و کارای هستی رو چک کردم و کمی باهاش درس کار کردم ،ساعت 10 شبم خوابید...

سام کوچولو٬پسر ماندانا جون که تا چند روز دیگه یکساله میشه

سمت چپ٬ایلیا پسر بیتا جون٬سمت راست پسر داییش

جمعه صبح ،محمود هستی رو برد برای آزمون،اومد خونه با هم صبحانه خوردیم و 10:30 رفتیم دنبالش،بر عکس اوندفعه٬ اصلا به سوالاتش نگاه نکردم و همه رو سپردم به ساعت 4 عصر که برای کارنامه میرفتیم،هستی رو کلی بوس کردم و به محمود گفتم باید به هستی خیلی خوش بگذره،چون تمام درساش رو تو هفته٬ به موقع خونده و من خیلی ازش راضی هستم(چقدر خوب شد اونموقع در مورد آزمون سوال نکردم و گرنه؟؟)محمودم گفت خیلی دلم جاده میخواد،این شد که زدیم به جاده،سد کرج وایسادیم و چند تا عکس انداختیم،هوا خیلی خوب بود کلی لذت بردیم،تا رستوران توچال رفتیم و اونجا ناهار خوردیم،ولی چون تا ساعت 4 باید خودمون رو به کارنامه هستی میرسوندیم،از همونجا برگشتیم و نیمساعتی سر راه به مامان و بابام سر زدیم،خدا رو شکر٬ بابا بعد از 10 روز خونه نشینی،بهتر شده بود و اینطور که الان مامان میگفت امروز رفته سر کار(ممنون از دعاهاتون)،ساعت 4:10 رسیدیم به کارنامه ی هستی،بخوانیم و بنویسیم(90 درصد)،فقط یک غلط داشت که اونم هم خانواده بود هستی، اصلا در مورد هم خانواده تا حالا چیزی نخونده بود و فقط هم معنی رو کار کردند،علوم (80 درصد)دو تا غلط داشت که خیلی بی دقتی کرده بود و اصلا نباید اونا رو غلط میزد،اما بگم از ریاضی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(60 درصد)از 20 تا سوال 7 تا رو غلط زده بود،البته خیلی سوالات و مخصوصا مسئله ها اصلا در حدی نبود که هستی تا حالا کار کرده و خیلی سخت تر بود،اما من از این ناراحت بودم که بعضی مسایلی که اصلا فکرشم نمیکردم بتونه حل کنه،درست جواب داده بود و اونوقت سوالایی مثل 44 چند رقمی هستش رو با بی دقتی جواب داده بود،یعنی به من میگفت دو رقمی هستش، ولی اونجا یک رقمی رو زده بود؟؟؟پشتیبانش میگفت هنوز تمام ترازها بالاتر از 5000 هستش و خوبه،بخوانیمش که به 6304 رسیده که عالیه و باید بیشتر روی ریاضی دقت کنه و ....بعد از اونجا،محمود گفت بریم خونه خوابم میاد، ولی من دلم نمیخواست تو اون ساعت غروب بیایم خونه و گفتم بریم یک چای قلیونی ،تو فرحزاد بخوریم و بعد بریم خونه(میدونستم به قلیون نه نمیگه)،اونم قبول کرد و رفتیم فرحزاد،به پیشنهاد هستی اینبار باغچه آبشار نرفتیم و جامون رو عوض کردیم،بد نبود ولی مثل آبشار خودمون نبود...ساعت 6:30 اومدیم خونه ....

 

ابتدای کرج٬در حال انتخاب چیپس

در حال خوردن چیپس

چقدر سوال در مورد سد کرج پرسید؟؟؟

بدون شرح

توی رستوران توچال

مثل همیشه اول سوپ

خودش میگو انتخاب کرده ولی میگه٬اینا دمش معلومه من نمیخورمقیافشو

اینم باغچه ی حاج حسین

دوست دارم خانومی

عشق ژله

کاردستی هستی خانوم٬منو درست کرده

پی نوشت ١:با تمام اشتباهات هستی تو آزمون٬خیلی از بابت ثبت نامش راضی هستم٬تمام دروسش تو این هفته ٬دوباره دوره شد من و خودش٬ با سوالاتی فراتر از کلاس و مدرسه٬آشنا شدیم که خیلی خوب بودحتما برای سالهای آینده هم٬ ثبت نامش میکنم٬از نظم و برنامه ریزیشون خوشم میاد

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ