عکسهای تولد 7 سالگی هستی - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
عکسهای تولد 7 سالگی هستی

  اینم عکسهای روز پنجشنبه٬ساعت ۸ تا ۱۰ شب٬رستوران مدبر

دخملی با کلی کادو

هستی و عسلهای خاله بیتا(کیان و کیارش)

هستی و کیارش گل

هستی و کیان گل

 

کادوی بابا محمود(لب تاپ)

یکی از کادوهای مامان نوشین(کتونی٬صندل٬مداد نوکی٬چسب اکلیلی و اکلیل)

کادوی مادر جون و پدر جون(لباس دیسکو)

کادوی خاله بیتای عزیز که حسابی هستی کیف کرد٬ آخه بین لب تاپ و اسکوتر مونده بود کدوم رو انتخاب کنه تا بابایی براش بخرهخاله بیتا جونی خیلی ممنون

کادوی دایی رضا و سمیرا جون(یک خرس خوشگل با پول)

کادوی دایی امیر(تخت خواب عروسک)

کادوی عزیز گلم(پول) البته اینبار بدون آقاجون خدا بیامرزم...روحت شاد آقاجونمپارسال تولد هستی آخرین باری بود که آقاجون خونه ما اومد

چقدرجات امروز در کنار عزیز خالی بود٬آقاجوندو ماهه که رفتی ولی انگار خیلی وقت ندیدمت و دلم بدجوری برات تنگ شده(تولد پارسال هستی)

مجموع کادوهای خانومی ما ٬در ۷ سالگی

کادوی من و هستی به بابا محمود(بابت روز استاد)

پی نوشت ۱:هستی خانوم٬دیروز و امروز٬امتحان شفاهی علوم و قرآن رو داد ٬نهضت همچنان ادامه دارد.....

پی نوشت ۲:پنجشنبه شب٬هستی همراه مادر جون و پدر جون و دایی امیر ٬رفت خونشون تا جمعه صبح٬ من و بابایی بریم نمایشگاه کتاب٬کلی خرید برای هستی انجام دادیم که تو پست بعدی عکسشون رو میزارم....

پی نوشت ۳:جمعه٬ نمایشگاه شلوغ و....بود و من خسته٬ساعت ۷ عصر٬هستی رو برداشتیم و اومدیم خونه٬بابایی رفت دنبال استراحت و فیلم و...ولی من تا ساعت ٬۱۰ با هستی٬ مشغول دیکته نوشتن و علوم و....محمود اومد سراغم و گفت:من باید روز معلم برای تو کادو میگرفتم ٬خیلی زحمت هستی رو میکشی...منم گفتم:مرسی عزیزم٬ ولی هنوزم دیر نشدهمن یک کیف و کفش فیروزه ای میخوام٬بعد از امتحانات هستی بریم بخریم؟؟؟محمود هم....باشه خانوم هر چی شما بگینهر رنگی که مد میشه٬من خوشم نمیاد(سبز٬زرد....)اما از این رنگ فیروزه ای خوشم اومدهتا ببینیم کی ساعت خوش میشه و.....

پی نوشت ۴: دو روز پیش٬یک اس ام اس تبریک تولد هستی٬ برام اومد که ناشناس بودتشکر کردم و گفتم شما؟؟؟که بهاره جون طراح قالب هستی بود خیلی وقت بود که وبلاگش رو بسته و تلفنشم عوض کرده بود٬خیلی خیلی خوشحال شدم و چند تایی اس ام اس رد و بدل شد که بهاره جون گفت٬ برای کادوی تولد هستی ٬میخواد قالبش رو درست کنه و تغییراتی....کلی خوشحالتر شدم و منتظرم.....بهاره جونم دستت درد نکنههمیشه سلامت و شاد باشی(البته این قالب فعلی رو نهال عزیز دلم ٬برامون درستش کرد٬چون قالب اولیه(بهاره جون) در اثر یک اشتباه پرید)در هر حال٬از هر دوی این دوستان عزیز و مهربونم٬ بینهایت ممنونم که اینهمه وقت میزارن و ما رو شرمنده و خوشحال میکنن

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ