کتابهای هستی و .... - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
کتابهای هستی و ....

 اینم عکسهای خرید هستی خانوم از نمایشگاه کتاب(۸۸.۲.۱۸)

خرید کلی ما٬ از نمایشگاه٬برای هستی

اینم از نمایی دیگر

کتابهای قلم چی دوم دبستان٬ (امسال خیلی راضی بودم) به همراه فلش کارتها و کتاب تابستان(اول به دوم)و سه تا داستان انگلیسی

مجموعه ۴۰ جلدی داستانهای شیرین دنیا

اینم ۴۰ داستان همون مجموعه

مجموعه ۱۶ جلدی دختر گلم (آموزشی)

اینم کتابهای دختر گلم٬ که خیلی چیزها به بچه ها توصیه میکنه که خوبه

مجموعه ی ۵ تن آل عبا

مجموعه ۶ جلدی داستانهای شاهنامه با سی دی

دو تا کتاب با سی دی کارتون

اینم مجموعه ی ۲۱ جلدی داستان زندگی پیامبران که پارسال براش خریدم و امسال چندتاش رو خونده و....کلی دوستشون داره

اینم برای خودم و بابای هستی که نگید چرا تربیتی نخریدی؟؟؟بابایی بیشتر از من خونده

اینجوری که حساب کردم٬چیزی حدود ۱۰۰ تا کتاب٬ هستی ٬برای خوندن داره٬که انشالا اگه بعد از تعطیلات شروع کنه و شبی یکی٬ قبل از خواب بخونه٬تا آخر تابستان ٬کلی کتاب قشنگ خونده و کلی روخوانی و دیکته اش خوب شده

البته برای خودم و بابایی هم کتاب خریدیم که وقتی هستی میخونه ما هم بیکار نمونیم

پی نوشت ۱:هستی عزیزم٬دوشنبه ۴ خرداد٬ که امتحان ریاضی میده٬تعطیل میشه و قرار تابستان خوبی رو با هم شروع کنیم و لذتش رو ببریم انشالا

پی نوشت ۲:امروز آخرین کارنامه ی ماهانه(اردیبهشت ماه)رو آورد خونه که خدا رو شکر این هم مثل تمام ماههای گذشته٬ معدل ۲۰ بود و کلی بوس و بغل و....همش میگفت:مامان این دوستم دو تا ۱۹ داشت ٬اون یکی ۱۸ داشت ٬فکر نکنی همه ۲۰ گرفتن ها.....منم مثل همیشه٬تشویقش کردم که تو همیشه شاگرد خوب و زرنگی هستی عزیزم٬ولی اصلا کاری به نمرات بقیه نداشته باش و مقایسه نکن٬دوستات هم شاگردهای خوب و زرنگی هستند و.....

پی نوشت ۳:جمعه پیش٬هستی ٬تولد دعوت داشت که نشد که بره٬امروز هم کارت تولد آزالیا رو٬برای هفته دیگه آورد که چون تعطیل هم میشه(۷خرداد)سعی میکنم ببرمش تا خوشحال بشه و خستگیش هم در بره

پی نوشت ۴:دارم برای کلاسهای تابستان٬پرس و جو میکنم که تو پستهای بعدی ....تا الان٬روزهای یکشنبه و سه شنبه صبح٬استخر نوشتمش که باید خودم ببرم و بیارم٬متاسفانه چون استخری که قرار بره فقط مال بچه هاست٬خودم نمیتونم تو اون ساعت استخر برم و باید منتظر بشینمقرار عمه فریبا٬به طور خصوصی به هستی خانوم شنا یاد بده(عمه فریبا مدیر داخلی استخر(دانشجوی دکترای تربیت بدنی) و مربی شناست)تلفنی بهش گفتم،از اول با هستی جدی برخورد کن که اذیتت نکنهچند ساله که عمه فریبا میگه هستی رو بیار استخر٬ولی چون هستی کوچیک بود ٬نمیتونستم تو استخر رهاش کنم و دلم شور میزد٬ولی امسال دیگه راضی شدم که بره یاد بگیره٬ولی بازم برای اطمینان٬به عمه فریباش سپردم تا از لباس پوشیدن و.....خیالم راحت تر باشه

 پی نوشت ۵:امسال اولین سالی هست که٬هستی توی تابستان خونه هست(تا آخرین روز شهریور پارسال مهد میرفت)برای همین از ۳ سالگی ٬زود بیدار شده و عادت به خونه موندن نداره٬باید دو سه تا کلاس رو حداقل بره تا کلافه نشه٬حتما باید روزهای دوشنبه که خودم از صبح تا ظهر٬ کلاس دارم٬فکری براش کنم.....منتظر برنامه تابستان مدرسه ی خودش(مخصوصا زبانش)و مهد کودک ملینا هستم تا ببینم چی میشه....فعلا پیانو و استخر رو داره٬زبان و نقاشی تو اولویته برام٬چون زبانش نباید ۳ ماه قطع بشه٬مخصوصا که دیروز امتحان ترم ۸ رو هم داد(ترم ۹ مشکلترم میشه) و نمیدونم مدرسه میخواد همون رو ادامه بده یا....نقاشیش هم باید از این بهتر بشه٬چون هنوز نمیتونه اونجوری که باید نقاشی کنه و من میخوام برای سالهای بعد٬کمی روانتر و قشنگتر نقاشی بکشه ولی جای خاصی در نظرم نیست٬با توجه به اینکه مسیر رفت و آمد برام خیلی مهمه......

پی نوشت ۶:جمعه٬من و محمود٬رفتیم و فیلم حریم رو دیدیم(زیر ۱۶ سال ممنوع)وای چی بگم که چقدر مزخرف بود و چقدر سخت٬ توی سینما نشستم تا محمود فیلم رو نگاه کنههمش هم غر میزدم که خدا لعنتت نکنه تو که میدونستی موضوعش اینقدر مزخرفه و صحنه هاش اینقدر وحشتناک و تهوع آور ...چرا منو با این روحیه٬ روز جمعه ای آوردی سینما و....تو رو خدا اگه نرفتید ببینید٬ اصلا فکرش رو هم نکنید٬مخصوصا نوشتند زیر ۱۶ سال ممنوع٬که بالای ۱۶ سالی ها شک بیفتند که....نه معنی داشت و نه مفهوم٬نه پیامی داشت٬ نه سر و ته....واقعا حیف پول نگیم٬حیف وقت روز جمعه....

 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ