سفرنامه تصویری 2 - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦
سفرنامه تصویری 2

 

حالا دیگه نوبت عکسای پوکته و اتمام سفرنامه:

 

پوکت -تور سی کانوئه (کشتی که سوار شدیم)٬تو رو خدا منظره رو نگا کنید٬محشر نیست؟

 

داخل کشتی

 

اینجوری چند بار با قایقهای دونفره به ساحلهای مختلف رفتیم(کشتی لنگر مینداخت)

 

 

همان تور و این قشنگترین جایی بود که دیدیم ٬یعنی جزیره جیمز باند(آخه جیمز باند اونجا فیلم بازی کرده)همون جزیره مخروطی شکل  تو عکس که نمیشه کسی توش بره

 

اینهم یه قایق چند نفره است که داره از کشتی آدما رو میبره ساحل

 

پوکت-همون شب(ورودی شوی بندبازی و سنتی)

 

محوطه بیرون شو٬ که یه شهر بازیه فوق العاده بود

 

پوکت-تور روز بعد(فی فی آیلند که به جزیره دلفینها معروفه)-ساحل برای شنا

 

این تور رو به خاطر دوریه راه با قایق موتوری پر سرعت رفتیم(البته از موجهای دو متری میپرید که حسابی درد آور بود)

 

این جزیره دور تا دورش بسته بود و جایی برای توقف نداشت و فقط برای دیدن منظرش ما رو بردند که عالی بود

جزیره میمونها که بهمون موز دادن تا بهشون بدیم و عکس بندازیم٬البته اینقدر شکم سیر بودن که موز نصفه یا خراب و....اصلا نمیگرفتن

 

استخر سه طبقه هتل نووتل در پوکت(همین طبقه والیبال و بسکتبال و جکوزی و طبقه های دوم و سوم برای شنا و عمیق بود)

 

بازم همون استخر با منظره خیلی قشنگش که با آبشاری که میبینید سه طبقه به هم وصله

 

ساحل زیبای هتل پوکت با ماسه های کرم رنگ نرم و قشنگ

 

هتل ساحلی پوکت

 

استخر هتل مونتین ریور ساید در بانکوک

 

معبد گلدن بودا(ما دو روز آخر رو دوباره در بانکوک بودیم تا از اونجا پرواز کنیم و چون همسر عزیز خیلی دلش میخواست معابد رو هم ببینه من بعد از بیمارستان و بستن گردنم٬همراهش شدم تا حقی ازش زائل نشده باشه)

این هم اصل کاری یعنی بودای بزرگ که از ۵ تن طلا درست شده

 

این هم یکی دیگه٬جالبه که بدونید کاغذهای طلایی کوچکی رو با احترام به بودا میچسبوندن که فکر میکنم یه جور دخیل بستن بود و با کفش وارد نمیشدن ولی اون تو پر بود از سگ و گربه.یعنی که اونا از پای شما تمیز ترند.

 

این هم ورودیه کاخ سلطنتی که باید همه با لباس پوشیده وارد میشدن وگرنه خودشون دامن بلند و بلیز آستین دار میدادند

 

عکسا دیگه تموم شد و بعد از چند نکته ناگفته سفر نامه تموم میشه

۱.حدود ۱۵۰۰ تا عکس گرفتیم که خیلیشو به عشق دیدن شما گرفتم ولی میدونید که از این بیشتر نه حوصله شما میکشه ٬نه گردن من.

۲.سفر خیلی جالبی بود بهتون پیشنهاد میکنم اگه میتونید حتما با همسر عزیزتون برید و لذتشو ببرید.تایلند خیلی جاهای دیدنی داره

۳.مردم تایلند خیلی خونگرم و مهربونند البته به جز راننده تاکسی هاش که گوش میبرندو خیلی بد اخلاق هستند

۴.حتما تای ماساژ رو امتحان کنید که خیلی لذت بخشه ولی اگه ناراحتی دارید حتما بگید که مثل من نقره داغ نشید هر چند من خودم هم نمیدونستم گردنم مشکل داره و اونجا دکتر اورتوپد بهم گفت باید همیشه مواظبش باشم چون حساسه.خلاصه فردای تای ماساژ رفتم بیمارستان و پس از دادن ۵۵ دلار ناقابل و زدن آمپول و گرفتنه گردنبند طبی با کمال پر رویی چون روز آخرمون بود و نمیخواستم همسری دلگیر بشه همونجوری همراهش شدم و تازه با اون گردنبند کلی هم عکس انداختم.عوضش با اون که ده روز گذشته گردنم فقط از اون شدت دردش کم شده و همچنان عاجز موندم٬تازه اینجا هم دکتر رفتم و دو تا آمپول هم نوش جان کردم ولییییییییییییییی

۵.شنبه ساعت۳صبح ما رو بردن فرودگاه واسه پروازه ساعته۶:۵۰ صبح ولی هواپیمای ماهان خراب شده بود و تا ۸ شب پروازی نبود.از همون جا ما رو بردن هتل نووتل در فرودگاه و به خرج ماهان عزیز صبحانه و ناهار و یه اتاق عالی در حد ۷ ستاره بهمون دادن تا استراحت کنیم.از اونجا هم سر ساعت رفتیم فرودگاه و ساعت ۸ شب با یه هواپیمای خیلی بزرگتر که مسافره چند پروازو تو خودش جا داده بود پرواز کردیم و ساعت۱۱:۳۰ شب به وقت تهران به زمین نشستیم.

 

حالا دیگه نوبت هستی خانوم و سوغاتیاشه که فردای اون شب روی تختش چیدم تا از مهد اومد ببینه و حال کنه.

نظرت چیه عسل مامان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ببخشید خانومی وقتی تو پروازه بانکوک پوکت بهمون اضافه بار خورد و بابایی ۱۸۰۰۰ تومان جریمه داد دیگه نذاشت خرید کنم و من حسابی کلافه بودم

 

اینم یه عکس از عروسکه من تا کسایی که دلشون براش تنگ شده ازم گلایه نکنن

 

در ضمن دفعه بعد خودش میاد و براتون از پارکی که رفتیم و نقاشیش کردن و اومد خونه و مارو مجبور کرد شبونه لباس عروسشو از چمدان در بیاریم تا عکس بگیره وووووووووووووو...............براتون تعریف میکنه

 

 راستی نکته قابل توجه اینه که چهار شنبه ۱۴ شهریور هفتمین سالگرد ازدواج من و محمود عزیزمه و این سفر هدیه محمود به من بود ٬که همین جا ازش به خاطره این هدیه جالب و همه خوبیهاش تشکر میکنم

واز خدای مهربون به خاطره اینکه همچین شریک مهربان و پاکی رو نصیبم کرده تا هر روز عاشقترش بشم و خوشبختی رو با تموم وجودم در کنارش احساس کنم بی نهایت سپاسگزار و شاکرم.

عشق من ٬محمود عزیزم سالگرد ازدواجمون رو بهت تبریک میگم و اعتراف میکنم

با تمام احساسم دوست دارم و عاشقتم

خدایا ازت میخوام سالیان سال سایه محمود خوبم رو  بالای سر من و هستی خوشگلم نگه داری و کمکم کنی تا همسر و مادر بهتری باشم.آمین

 

در مورد هدیه خودم به محمود و شب سالگرد ازدواج بعدا براتون مینویسم

ببخشید که خیلی طولانی شد

 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ