روز دختران مبارک - هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸
روز دختران مبارک

گویا امروز، یعنی 28 مهر ،روز دختران هستش،البته من از وبلاگهای دیگه فهمیدم و رفتم تو تقویم دیدم بله.......منم که به مناسبتها حساسدر اولین دقایق این روز خجسته اومدم تا ....

تولد حضرت معصومه(س) رو، به همه دوستان وبلاگی عزیزم تبریک میگم

Happy Valentine's Day

همینطور روز دختران رو،به همه ی دختران روی زمین،مخصوصا هستی عزیزتر از جانم، تبریک میگم و امیدوارم همشون در تمام مراحل زندگی موفق و سلامت و خوشبخت باشند٬اینم تقدیم به تمام دختران گل و دوست داشتنی....

از پست قبلی، پنجشنبه جمعه ای نداشتیم که ،عکسی گرفته باشم و ....از همون شنبه عصر،هستی خانوم مریض شده و گلو و گوشش درد میکنه،البته شبش دکتر رفته و دو تا آمپول هم زد ،الانم داره داروهاشو میخوره ولی زیاد فرقی نکرده،بی حوصله و کسل هستش....

چون مریض بود بهش گفتم یکشنبه نرو مدرسه که چون اردو داشتند(پارک ساعی)راضی نشد بمونه خونه،گفتم پس برای اسکیت نمون،برای همین ندادم اسکیتش رو ببره مدرسه،ساعت 12 ظهر دیدم زنگ زده خونه و میگه مامان من حالم خوبه،اسکیتم رو بیار،منم شلوار ورزشی و اسکیتش رو برداشتم و ساعت 2:20 رسیدم مدرسه،خودم کمکش کردم تا بپوشه و بره تو زمین،چون زیاد حال نداشت تمام مدت موندم تو حیاط مدرسه تا کلاسش تموم بشه،تا بیایم خونه ساعت 4:30 بود که داروهاش رو دادم و خوابید.....

دوشنبه هم،رفت مدرسه و برگشت،بهتر شده ولی بینیش همش کیپ میشه، که خیلی اذیتش میکنه،بخور گرم رو طاقت نمیاره بزارم تو اتاقش،برای همین باید به فکر یک دستگاه بخور سرد باشم،اگر کسی داره لطفا راهنمایی کنه ،چه دستگاهی خوبه و آیا تاثیری داره و به درد میخوره یا نه؟؟؟؟؟

پی نوشت 1:دوباره جمله نویسی های هستی شروع شد و من هر وقت دفترش رو میخونم کلی میخندم،که چند تا بانمک ترش اینه:

پیله(که احتمالا منظور پیله ی کرم ابریشمی چیزی بوده):من به مادرم پیله میکنم.قربون اعترافت مادر

خوش حالم:من خیلی خوشحالم.خسته نباشی با این جمله های طولانی...

 پی نوشت 2:از هفته ی پیش ،که مدرسه از این شیر لیوانی ها توزیع میکنه،هستی نمیخوره و میگه شیرش خوشمزه نیست،هر کاری میکنم راضی بشه، این شیرها که روزانه هستش از شیر پاکتی های مدت دار خیلی بهتره،ولی بازم نمیخوره یا سهم خودش رو میاره خونه،قبل از این شیرها،هر روز براش شیر پاکتی میزاشتم که همیشه میخورد ولی الان....چی کار کنم هر روز شیرش رو بخوره؟؟؟؟

پی نوشت 3:این چند روز تو هر وبلاگی رفتم،بچه ها مریض بودند،امیدوارم همه ی بچه هامون زودتر خوب و سلامت بشن و بیماری تو هیچ خانواده ای وارد نشه،امروز دوباره هستی از مدرسه چند تا کاغذ در مورد آنفولانزا خوکی و ....آورد،احتمالا خیلی زیاد شده که اینهمه در موردش هشدار میدن؟؟؟؟

هستی عزیزم روزت مبارک

از طرف مامان نوشین

از طرف بابا محمود

 

شاد و سلامت و خوش بخت باشید همه ی دختران ما....

 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ