هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢
روزهای گرم تابستانی مااااااااااا

هر چی از گرمای هوا و کلافگی اینروزهام بگم که چقدر اذیتم از بیرون رفتن و کباب شدن کم گفتم،به خصوص روزهای شنبه و دوشنبه که حداقل سه تا پنج بار باید سوار ماشین مثل کوره ی زیر آفتاب بشم ،هر چی هم فکر میکنم هستی رو کلاس اضافه ای ثبت نام نکردم که بخوام حذفش کنم و مجبورم این دو ماه باقی مونده ی گرم رو بگذرونم و صدامم درنیاد ...دو روز در هفته هم ساعت 7 شب باباش میاد و میبردش کلاس خصوصی اسکیت که برای ادامه ی چیزهایی که بلده ثبت نامش کرده و پدر و دختر خودشون تصمیم به این برنامه گرفتن وگرنه من نه حساسیتی رو این کلاس داشتم و نه جون بردن آوردنش رو و نه توان اونجا تو گرما منتظر نشستنش رو ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1379935945.gif

پنجشنبه شب گذشته ،اولین افطاری رو دعوت شدیم و رفتیم خونه ی عمه کوچیکه ی هستی خانوم،این هفته هم که داره میاد خونه ی عمو کوچیکه ی هستی خانوم و پنجشنبه ی بعدش هم تولد کیان و کیارش خاله بیتا

از اونجایی که اصلا دلم نمیخواد از جلو کولر تکون بخورم و بیرون برم ،روزهای تعطیلی هم بیشتر خونه هستیم و پای برنامه های مخصوص ماه رمضون و سریالها و ... دیگه جمعه شب یهو تصمیم گرفتیم بریم افطار فرحزاد و از اونجا بریم پارک آ ب و آت ش ،ساعت 8:30 رسیدیم رستوران مورد نظر ولی دریغ از یه جای سه نفره تو اون فضای چند طبقه ی بزرگ ،مونده بودم اینهمه آدم از کی اونجا نشسته بودن که افطار اونجا باشن،نیمساعتی منتظر موندیم ولی اینقدر گرم بود که محمود و هستی رو راضی کردم بزنیم بیرون و جای دیگه شام بخوریم و یه شب دیگه زودتر بریم و ...جالب بود که هر جا میرفتیم جای نشستن نبود و بهمون میگفتن جا رزرو کردین؟؟؟حتی رستورانهای ایتالیایی تو ماه رمضون و ...بالاخره بعد از کلی معطلی و دیر شدن شاممون رو خوردیم و رفتیم طرف پارک ،حدود ده و نیم شب بود ولی جای سوزن انداختن نبود و با اونکه دور پارک رو ،دوبار دور کامل زدیم(هستی خیلی اصرار داشت که حتما بریم)ولی نتونستیم جای پارک پیدا کنیم و دست از پا درازتر با کلی غرغر هستی خانوم اومدیم خونه و سریال دودکش رو نگاه کردیم و به هیچ کدوم از اهداف مبارکمون نرسیدیم ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1379935945.gif

دلت برای کسی تنگ شده ؟ بهش زنگ بزن

میخوای کسی رو ببینی ؟ دعوتش کن

میخوای تو رو بفهمند ؟ توضیح بده

سوال داری ؟ بپرس

چیزی هست که دوست نداری ؟ بگو

چیزی هست که دوست داری ؟ تأئیدش کن

عاشق کسی هستی ؟ بهش بگو

هیچکس نمیدونه تو ذهنت چی میگذره، بهتره که خودت شرح بدی !!!

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/0.355948001309895212_jazzaab_ir.jpg

اگــر روزی بین رفـتن و مــاندن شکــ کردی

حتمــا بــرو ،
بــی معطلــی !
چــون نمی بایستــ کــار به شکــ می کشید
که بیاندیشــی
یا نیاندیشــی!!!

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/www_iranpixfa_ir_love4.jpg

نعره هیچ شیری خانه های چوبی را خراب نمیکند
من از سکوت موریانه میترسم...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/0.104130001309895211_jazzaab_ir.jpg

پروردگارا ... به من بیاموز ...
دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند ...
گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غم مرا نخوردند ...
لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم
ننواخنتند ...
و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند !

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ
یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٢
ماه رمضان و اولین آزمون کلاس ششم

روزهای گرم تیرماه یکی پس از دیگری میگذره و تا چشم به هم بزنیم تابستون هم تموم میشه و پاییز و مدرسه و فصلی دیگر و ...بخواهیم نخواهیم روزهای زندگی و عمرمون به سرعت میگذره و پیمونه ی عمرمون پر میشه ...

ماه رمضان دیگری اومد ،منم مثل خیلی های دیگه با اونکه نمیتونم روزه بگیرم ولی عاشق این ماه هستم و خدایی رو که همیشه صدای بنده هاشو میشنوه و بهشون جواب میده رو به خودم نزدیکتر میبینم ...،امیدوارم طاعات و عباداتتون قبول درگاه الهی باشه و بیشتر از همیشه مریضهامون رو یاد کنید و شفای عاجلشون رو طلب کنید که مریضه عزیز داشتن برای هر کسی ،خیلی خیلی سخته...لطفا بابای رزگل جون فراموشتون نشه

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1379935945.gif

هفته ی گذشته بازم دو روز آقای پدر ماموریت بود و من و خانومی تنها و مشغول کلاس و کارهای خودمون،پنجشنبه شام خونه ی پدربزرگ هستی خانوم بودیم و جمعه صبحم خانومی اولین آزمون ق ل م چی کلاس ششم و تابستون رو داد که خدا رو شکر نتیجه ی خوبی گرفت و کلی خوشحالمون کرد ،آزمون از کل کتاب ریاضی و علوم و فارسی پنجم بود ،تراز 7608 و رتبه ی 2 استان / شهر و 8 کشوری رو آورد،از 60 تا سوال فقط سه تا توی بخوانیم بنویسم غلط داشت که سوالهاش نسبتا سخت و قابل تامل بود ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%2021%20%D8%AA%DB%8C%D8%B1%2092.jpg

ریاضی و علوم 100، بسی باب میلمان بود ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1379935945.gif

آهنگ هواتو کردم سریال خروس رو خیلی دوست دارم ،دلم میخواد کدش رو بزارم تو وبلاگم

تقدیم به عزیزترینم:

هواتو کردم منه حیرون تو این روزا هواتو کردم

دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم

هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری

میخوام بدونم تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری

دلمو دست تو دادم منه دلتنگ احساسی

نمی ذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی

دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن

همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن

چه روزا حالمو دیدی ، چه شبایی که رسیدی ، تو صدای دل تنهای منو شنیدی

تو که دردامو میدونی ، تو که چشمامو میخونی ، بده بازم به دل من یه نشونی

دلمو دست تو دادم منه دلتنگ احساسی

نمی ذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی

دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن

همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/images1.jpg

خیلی وقتا
دلت میخواد درمورد هرچیزی که رو دلت سنگینی میکنه با یکی حرف بزنی
اما
وقتی میشینی کنارش میفهمی خودش
بیشتر از تو به یه همدل
هم زبون
همدرد
نیازمنده
اینجور وقتا سکوت میکنی و برمیگردی
حالا تویی و بار روی قلبت ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/0.318371001302369672_irannaz_com.jpg

گاهی اوقات بی قانونی عجیب بیداد می کند در عاشقی ...

یکی دور می زند ،اما دیگری باید جریمه شود !!!!!

بهم گفت کمی از حال و روزت بگو و من سکوت کردم و سکوت کردم و سکوت کردم،

اونقدر سکوت کردم که مطمئن شدم چیزی رو از قلم ننداختم ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2012/0.838538001302369666_irannaz_com.jpg

نگران فردایت نباش، خدای دیروز و امروزت ،فردا هم هست !!!!!

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ
شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢
دیدن پریسا و کنسرت پیانو هستی شیرین

هفته ی شلوغ پلوغ رو، خدا رو شکر به لطف خدا گذروندیم و وارد هفته ی شلوغ پلوغ دیگه ای شدیم ...

همونطور که گفته بودم روز چهارشنبه ساعت 3 بعد از ظهر، همراه هستی و خاله بیتا رفتیم خونه ی دوست عزیزم پریسا٬تا ساعت 8 شب که محمود اومد دنبالمون،اونجا بودیم و به اندازه ی 25 سال خاطره زنده کردیم و کلی خوش گذشت بهمون،از حال و احوال همسایه ها باخبر شدیم و جالبش این بود که هیچ خونه ای بعد از 25 سال خراب و ساخته نشده بود و شکل و بافت محل همون بود که 25 سال پیش بود٬وقتی زنگ رو زدیم و رفتیم بالا ،پسرش ارشیا در رو باز کرد و رفت تو خونه و صدا کرد مامان مامان خاله اینا اومدن ،وای لحظه ای که پریسا رو جلو در دیدم ،از خودم مشتاق تر پرید با بغض تو بغلم و ... لحظه ی قشنگی بود خیلی قشنگ تر از اونی که بشه توصیفش کرد،زمان بچگی ما یعنی از کلاس اول دبستان تا پایان پنجم دبستان من، که اونجا بودیم ،خیلی با بچگی هستی و بچه های الان فرق داشت،ما تمام روزهامون صبح تا شب با هم میگذشت،صبح با هم میرفتیم مدرسه و اونجا خودمونو دخترخاله معرفی کرده بودیم و زنگهای تفریح جای همکلاسی هامون با هم بودیم،میومدیم با هم خونه و بعد از ناهار و یه استراحت اول مشقهامون رو، در کنار هم مسابقه میدادیم و تموم میکردیم تا مامانمون اجازه بده بازی کنیم و بعد از تموم کردن تکالیف هول هولکی شروع میکردیم به بازی تو حیاط خونه ی ما،وسطی، لی لی ،هفت سنگ،یه قل دو قل،زو،تاب بازی،حلقه،طناب بازی،کول هم سوار شدن و دور حیاط چرخیدن،رو لبه ی دیوار باریک راه رفتن،دوچرخه بازی،خاله بازی ،جوجه بازی،اسم فامیل و ...خیلی وقتها هم قهر و دعوا و منت کشی بعدش و ....خلاصه که روز اسباب کشی ما٬ عزای عمومی بود واسه خودش و چون تلفن نداشتیم ارتباطمون تا مدتی شد نامه نوشتن واسه هم و بعدشم جدایی و قطع ارتباط تا 25 سالللللللللللللللللللللللللللللللللللللل،خلاصه که خیلی چسبید دیدن پریسا و سه گل زیباش تانیا و النا و ارشیای عزیزم که همون دیدار اول کلی مهرشون به دلم افتاد ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1433557253.gif

روز پنجشنبه هم مهمونی مامان رو شکر خدا به خوبی گذروندیم و جمعه ساعت 4 همراه هستی رفتیم برای کنسرت و ساعت 5 دایی امیر و خاله بیتا هم اومدند و کنسرت شروع شد،جای ما ردیف اول بود ولی با اینحال همون نشسته هم نگذاشتند عکس و فیلمی از مراسم بگیریم و فقط دو سه تا عکس ... بعد از 6 سال و ششمین کنسرتی که هستی با این گروه برگزار کرد(دو تا کنسرت اول فولوت و بلز و چهار کنسرت پیانو)،تو این کنسرت مواردی وجود داشت که مثل همیشه نبود و ... با این وجود با اونکه وسط آهنگ هستی (خزان عشق)مدعوین فکر کردند آهنگ تموم شده و شروع کردن به دست زدن و رشته ی کار از دست خواننده و بقیه ی گروه(آهنگی که هستی زد جز چند آهنگی بود که خواننده و فولوت ،تنبک ،ویولن و پیانیست داشت) درومد ولی بازم هستی خوب جمع و جورش کرد و ادامه داد و مثل همیشه عالی بود و باعث افتخار من و پدرش، که عاشقانه دوستش داریم و از داشتنش به خودمون میبالیم ....

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/11111111.jpg

عزیز دلم قبل از رفتن به کنسرت (آهنگ رو تو خونه زد و خودشم خوند ،که من یک تیکشو ضبط کردم که بتونم بزارم، چون آهنگ طولانی بود و هفت صفحه نت داشت و اگر کامل ضبط میشد امکان گذاشتنش نبود)

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/333333.jpg

اول کنسرت(سرود ملی و شعر کودک توسط همه ی بچه ها که حدود 37 نفر بودند)

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/444444.jpg

هر بچه ای که برای پیانو زدن میومد عکسش با مشخصات و ... روی پرده نمایش داده میشد

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/555555.jpg

 هستی در حال نواختن (عکس و مشخصاتش روی پرده)

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/666666.jpg

معرفی هستی در آخر برنامه و گرفتن گل و کادو از من و خاله بیتا و دایی امیر

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/777777.jpg

قربونت برم عزیز دلمممممممم

اینم لینک پیانو زدن خانومی تو خونه

خزان عشششششششششششششقققق

امیدوارم بتونید ببینید فیلم رو ،بچم خواننده نیستا همینجوری تو خونه واسه من خوند و زد ،خوندن و همزمان پیانو زدن کار آسونی نیست و هنوز کسی تو کنسرتهای بچه ها اینکارو نتونسته انجام بده ....

حتما آهنگ وبلاگش رو اول قطع کنید بعد فیلم رو ببینید،لطفا راهنمایی کنید تا من بتونم آهنگ وبلاگ هستی رو بردارم یا عوضش کنم،هر کاری میکنم کدی که تو ویرایش قالب وبلاگ گذاشتم نه حذف میشه و نه تعویض میشه،بدجوری گیر افتادم

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1433557253.gif

پی نوشت مهم:با پریدن گوگل ریدر تمام آدرسهای غیر بلاگفاییم رو از دست دادم و دیگه نه آپ کردنشون رو میفهمم و نه میدونم کجا باید سر بزنم،لطفا غیر بلاگفایی ها حتما آدرسهاشون رو بزارن برام و یا آپ کردنشون رو خبر بدن،من تعداد زیادی وبلاگ میخونم که واقعا با نداشتن آدرسها ،هر روز سر زدن و چک کردن پست گذاشتنهاشون برام غیر ممکنه و امکان داره دیگه نتونم بخونمتون اگر کامنتی ازتون نگیرم ... بیاید کامنت بزارید تا کم کم تو پیوندهای روزانه ثبتتون کنم و آدرسها رو حداقل داشته باشم و گهگداری سر بزنم و به روز شده هاتون رو بخونم...

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1433557253.gif

گاه گاهی که دلم می گیرد

پیشِ خود می گویم

آنکه جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز؟

 http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/2222222222222222222222222222222222.jpg

شاد و سلامت و خوش باشید انشالا 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ
یکشنبه ٩ تیر ۱۳٩٢
برگشت فرشته ی کوچک خوشبختی ما و تبریک به دوستان عزیزمون

هستی تا جمعه خونه ی مادرجون اینا بود و حسابی بهش خوش گذشته بود،اینقدر مامان و بابام لی لی به لالاش گذاشته بودن که موقع اومدن های های تو بغل مامانمو دایی امیرش اشک میریخت ،شبا تو یه تخت یکنفره بغل مامانم میخوابیده،صبحا سفارش صبحونه و ظهرها ناهار دلخواهش و بیرون رفتن با پدر جون و بازی با دایی امیر و ... ٬خلاصه تو این یکروز که برگشته چندبار بهم گفته مادرجون خیلی مهربونتره و ...

دوشنبه که عید بود و پنجشنبه ،مدام به ما زنگ میزد که نکنه من و باباش جایی رفته باشیم و اونو نبرده باشیم٬حتی یکی دوبار پرسید مامان چی درست کردی؟؟یه چیزایی درست کن که من دوست نداشته باشماااا

درسته دلم براش خیلی تنگ شده بود و جاش تو خونه خالی بود٬ ولی دروغ چرا،اعصابم کلی آرومتر بود،دیروز تا حالا اینقدر باهاش چونه زدم خسته شدم،یکهفته ام حسابی پشتش باد خورده و خیلی کم تی وی میدید خودش،چندتا برنامه رو هم اونجا دیده و دنبال میکنه٬ولش کنم صبح تا شب از پای تی وی و سریالهای مسخره و بازی بلند نمیشه،چون منم ولش نمیکنم ،اینه که همش درگیریم با هم،آزمونهای ق ل م چی از 21 تیر شروع میشه و باید خودش رو آماده کنه،جمعه کنسرت داره و یکهفته جای پیانو با ارگ تمرین کرده و اینهفته باید جبران کنه،کلاسهای ربان از دوشنبه شروع میشه و نقاشی از پنجشنبه ،تو مدرسه شون انگار چندروز کلاس اجباری خواهد داشت که ممکنه کلاسهای علوم و ریاضی ق ل م چی رو مجبور بشیم کنسلش کنیم(یعنی بیخیال پولمون بشیم و گرنه کنسل کردنی که درکار نیست)،خلاصه که من کلا با بی برنامگی و 4 ماه صبح تا شب استراحت و سرگرمی موافق نیستم و فکر نمیکنم دو سه ساعت درس و کلاس چیزی از استراحت و تابستون آدم کم کنه ،بلکه خیلی هم مفیدتر و متنوع تر میگذره (اینم از شانس هستی خانومه،مامان آدم مدیریت خونده باشه و برنامه ریزی، اینجوری میشه که نمیشه تو هیچ زمینه ای بی برنامه پیش رفت ٬امشب دارم براش برنامه مینویسمممممممممممممممم...)

امروز از صبح درگیر تکمیل پرونده ی ثبت نام مدرسه و گرفتن عکس جدید و پر کردن دفترچه سلامت بهداشتی و دکتر عمومی و دندانپزشک و گرفتن مانتو شلوار و لباس ورزشی و کیف مدرسه بودیم،یه چیزی تو مایه های هلاک شدن ،از عصر که اومدم خونه زانو درد و خستگی نمیتونم تکون بخورم ،تا آخر اینهفته هم وقت سرخاروندن ندارم،هر روز بیرون و کلاس و تمرین گروهی و ... اگر خدا بخواد و قسمت بشه چهارشنبه هم همراه هستی و خواهری میریم خونه ی پریسا دوستم که تو پست قبلی نوشته بودم پیداش کردم،جالب اینکه اونا هنوز تو همون ساختمان 25 سال پیش که همسایه بودیم زندگی میکنند و قراره کلی خاطرات مشترک تو اون روز ورق زده بشه٬پریسا برعکس منه به قول محمود تنبل، سه تا بچه ی نازنین داره که دلم میخواد زودتر ببینمشون ،دختر بزرگش امسال میره دبیرستان و دختر کوچیکش یک سالشه و پسرش هم چهار ساله ...

پنجشنبه هم مامانم 40 تا مهمون داره که باید زودتر برم و کمکش کنم ،البته با کلاس زبان هستی و نقاشیش زودتر از 5 نمیرسم خونه شون .... (دختر کاملا مفیدی هستم من)٬البته غذاشو از بیرون میاره و بیشتر کارش پذیرایی و ... هستش٬جمعه هم کنسرته که قرار دایی امیر و خاله بیتا رو همراه ببریم ...خلاصه که پیش به سوی یکهفته ی شلوغ و پلوغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1167354yin8tsiepj.gif

نبودن هیچ کس سخت نیست

فراموش کردن یک بودن سخت است…

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/do%20adame%20asheghhhhhhh.jpg

گاهی به زندگی عشایری ها حسادت می کنم

بی دغدغه هرکجا که آب و هوا خوب باشد کوچ می کنند

منم دلم می خواهد از این شهر بروم

دلم برای قدری آبی آسمان پاک دل ها تنگ شده… آبی آسمان پاک دل هااااااااااا

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/f8bb13a74f35b279ab8f9851e7403a25-425.jpg

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل می کرد !

چه رنجی می کشد او

وقتی هوا ابریست . . .

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/images3.jpg

مثل آن مسجد بین راهی…تنهایم

هرکس هم که می آید مسافر است میشکند…

هم نمازش را ، هم عهدش را ، هم دلم را…

و می رود….

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1167354yin8tsiepj.gif

تیریک ویژه به دوستانم :در پایان به تمام دوستان عزیزم که تو نظرسنجی بهترین وبلاگ ٬حائز رتبه شدن تبریک میگم ،مخصوصا ده نفر اول و دوستان عزیزتره خودم٬داداش آرشام(رتبه دوم)٬صحرا جون(رتبه هفتم) و مریم جون(رتبه نهم)٬که هر سه از دوستان قدیمی و خوب من و هستی هستند و از برتر بودنشون بسیار خوشحال شدم ٬معلومه وبلاگ هستی هم٬ حسابی از برتر بودن و دوست داشته شدن دور شده ٬که از رتبه ی اولی و دومی دو دوره ی قبل٬ اینهمه تنزل کرده و به رتبه ی ۴۵ رسیده٬راستش دلم گرفت وقتی تعداد رای رو دیدم که ۴۲ تا بود٬کاش تعداد رای رو نزده بودن و من متوجه نمیشدم چقدر ...هرگز و هرگز از رتبه ی اول و دوم و ... نشدن ذره ای ناراحت نشدم و نمیشم هیچ وقت٬ولی از اینکه تعداد رای هامون اینقدر پایین براورد شده دلم گرفت٬من حاضر بودم جز صد نفر اول نمیشدم ولی تعداد رای ها و دوستانم از این بیشتر بود٬نمیدونم چقدر تونستم منظور و حسمو منتقل کنم اینجا٬امیدوارم کسی دچار سوئ تفاهم و باز کلی حرف و حدیث و.... نشه

این گلهای زیبا هم تقدیم به این دوستان عزیز و شایسته ی خودم ٬که عاشق وبلاگ و نوشته ها و قلم زیباشون هستم و جزئ خوانندگان پر و پا قرص وبلاگشون

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/golllllllllllllllllllllllllllllllllllll.jpg

ذهن ما باغچه است

گل نکاری ،‌ گل من !

علف هرز در آن می روید

زحمت کاشتن یک گل سرخ

کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است …

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ
دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢
تو را من چشم در راهم دخترم ...

دقیقا یکروزه که عزیز دلم از مولودی خونه ی عموم(شنبه عصر)،با مادرجونش رفت خونشون که چندروزی که کلاس نداره و فقط تا آخر این هفته آزاد هستش و بعدش کلاساش شروع میشه،پیش اونا باشه،البته با اجازه ی معلم پیانوش، که به خاطر کنسرت 14 تیر چندتا تمرین گروهی گذاشته ،خانومی رو با ارگش فرستادم که به جای پیانو با اون تمرین کنه ،تو همین چندساعت به اندازه ی چند روز دلم براش تنگ شده ،پریشب از بس اومد بوسیدم و گفت مامان شب به خیر کلافه شدم و دعواش کردم که یکبار شب به خیر بگو و برو ،یعنی چی که هی میری میای بوس و شب به خیرررررررررررررر،الان دلم از همون شب به خیرای خاص خوشگل خودمو میخواد که بره بخوابه و من تازه موقع خوابیدنه خودم برم بالای تختش و حسابی بغل و شب به خیر و ... اونم بدون هیچ بد اخلاقی وسط خواب دست بندازه دور گردنمو بگه مامان خیلی دوست دارم .... وقتی خونه نیست انگار ما هم نیستیم هر کی سر کار و برنامه ی خودش ،امیدوارم این دو سه روز دختر خوبی باشه و مادرجون رو اذیت نکنه و بهش خوش بگذره،خوب تمرین کنه و آهنگ دسته جمعی رو هم حفظ کنه و خودش رو آماده کنه برای یه تابستون خوب و مفید انشالاااا(احتمالا اینجا رو از خونه ی مادرجون با کامی دایی امیرش دید بزنه عسل ماماننننننننننن)

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/111122223333333311111.gif

هفته ی گذشته هم هفته ی پرکاری برام بود،خدا رو شکر عزیز دلم آزمون 29 رو قبول شد ،که بعدا میگم چی بود بعد از اتمام کار،فاینال زبان رو هم روز پنجشنبه با نمره کل 93 گذروند و برای ترم تابستون ثبت نام کرد،همیشه نمره ی کلاسی میانگینش رو میاره پایین، وگرنه فاینالش 97.5 بود ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/%D9%86%D9%85%D8%B1%D9%87%20%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86.jpg

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/111122223333333311111.gif

پنجشنبه یک مولودی خیلی خوب با خواهری و عده ای از دوستانمون رفتیم و اگر قابل باشم همتون تو ذهنم بودید مخصوصا مریضها و مریض دارهامون،شنبه هم مولودی خونه ی عموم بود که اونم بسیار معنوی و زیبا برگزار شد و تمام مدت بابای رزگل جون و چندتا مریض دیگه جلوی چشمم بودن و برای سلامتی هر چه زودترشون از ته قلبم دعا کردم ،امروز یکشنبه هم دوتا مولودی دعوت داشتم، که اونم یکیش رو رفتم و دقیقا موقعی که حاضر شده بودم از خونه دربیام ،دوست عزیزم نسیم جون مامان رزگل، بهم خبر خیلی خوبی داد از بیماری همسرش، که اشک تو چشمام جمع شد و چند لحظه ای مات و مبهوت نشستم رو مبل و خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت میگفتم و ... دقیقا تو هر 4 تا مولوی که امسال قسمتم شد تو ماه شعبان برم ،حاجتم سلامتی و شفای همه مریضها مخصوصا سه چهار تا مریضی بود که بیشتر تو ذهنم بودن و شنیدن خبر سلامتی و شفاشون از هر چیزی بیشتر خوشحالم میکنه این روزها ...  انشالا که خدا صدامونو میشنوه و ... خدایا به امید تووووووووووووووووو ،لطفا دستامونو خالی برنگردون

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/111122223333333311111.gif

جمعه شب هم رفتیم تئاتر جشن سالگرد تو پارک شفق یوسف آباد که همون روز به خط محمود اس ام اس داد  و محمودم تا من تلفن دستم بود پولو پرداخت کرده بود و ... بد نبود، هر چی بود ما تئاتر رو به فیلمهای سینما ترجیح میدیم و به خاطر هستی که خوشش میاد گهگداری میریم ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/111122223333333311111.gif

پی نوشت 1:ما هم از خوشحالی مردم، تو هفته ی گذشته بسیار خوشحال شدیم و غرق شادی،شنبه همراه آقای پدر چرخی میون جمعیت و مردم، البته از تو ماشین زدیم و هستی کلی کیف کرد و شیطونی،اما روز سه شنبه و پیروزی تیم ملی فوتبال، آقای پدر ماموریت بود و من و هستی تو خونه تنها و نتونستیم بازم بریم چرخ بزنیم و از تو خونه چرخ زدن دیگران رو چک میکردیم و صداشونو که از تو خونه ی ما بسیار زیاده می شنیدیم و بر هر چی ماموریت رفتن بی موقع است تاغغلاغفبغفبفقیبفقیقفیقثسیقثسقثس ...

پی نوشت ۲: تو این مولودیها ،خونه ی عموم فقط هستی رو برده بودم،این عروسک من خیلی حساسه و با اونکه جشن بسیار شاد و خوبی بود ،ولی تا حرف از دعا برای مریضها میشد یا دعای خاص برای شفا که خودمون خواسته بودیم بخونند یا حرف اونایی که مادر و پدر ندارن و قدر و منزلت مادر و ... بچم چشماش پر میشد اشک و خودشو تو بغلم فشار میداد، که خوب حسش رو میفهمیدم و ترس از دست دادنه پدر و مادر و ... ،برای همینه زیاد موافق نیستم هستی یا کلا بچه ها ،تو هر مجلسی حضور داشته باشن ،مخصوصا عزاداریها،چهارشنبه شب هم مراسم چهلم یک مادر خوب و مهربون تو فامیلمون بود که چون توی هتل ساعت ۷ تا ۱۱ شب بود و من و محمود باید هردومون میرفتیم و نمیشد هستی تنها بمونه با خودمون بردیمش،خیلی زیبا با نی میزدند و متن غمگینی از مادر میخوندند و تقریبا همه یه جورایی به مادرای خودشون فکر میکردن و ... طفلی بچم اونشب هم خیلی بغض داشت و همش چشماش بارونی بود، آخرشم وقتی بردمش تو دستشویی زد زیر گریه که مامان نمیر ،من خیلی دوستت دارم و ...........
http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/111122223333333311111.gif

بهاى دوست نه به “زیبایی” اوست ،

نه به “دارایی” اوست.

تنها به “وفاداری” اوست ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/12345.jpg

دریا

دلش که بگیرد

سر می گذارد بر سینه ی ساحل

ابر

سر می گذارد بر شانه ی کوه

چشمه

سر می گذارد بر دامن دشت

اما من

وقتی تو نیستی

سر می گذارم

در دست های شعر

و دلتنگی هایم را

قطره قطره

کلمه می شوم ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/0.525538001302369674_irannaz_com.jpg

هر وقت از دست کسی یا چیزی ناراحت شدی

فقط یه لحظه به نبودنش

یا نداشتنش

فکر کن ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/1299121551.jpg

گفتنــــــد:
عیــــــنک سیـــــــــاهـــت را


بــــردار دنـــــــــــیا پــر از زیباییستــــــ


عیـــــنکــــ را برداشــــتمـ


وحـشتــــ کردمـــ از


هـــــــــیاهـــوی رنـــگــــــها



عیـــــــــنکمــ را بدهیــــــد


میــــــــــــــخواهمــ به دنــــــــــــیای



یکـــــــرنـــــگمــ پناه بـــــــــــرمــ 

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/z2185_prisonlove32_3.jpg

حکایت عجیبیست

رفتار ما آدم ها را ،خدا می بیند و فاش نمی کند.

مردم نمی بینند و فریاد می زنند….. !!!
http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/111122223333333311111.gif
و حرف آخررررر اینکه، این عید بزرگ رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم و امیدوارم هر چی از خدا میخواهید بهتون بده و همیشه دلتون شاد و لبتون خندان باشه

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2011/0.563422001310802521_taknaz_ir.jpg

ای منتظران گنج نهان می آید /  آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور /  گفتند که صاحب الزمان می آید  . . .

میلاد آقا امام زمان بر همگان مبارککککککککککککک

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ