هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢
یک قدم مانده تا بهـــــــــــــــــــار 93

سال 92 هم با تمام خوبی ها و بــــــــــــدی هاش ،پســــــــــــــــــتی ها و بلندی هاش تموم شد و نفسهای آخرش رو میکشه ،ما هم مثل تمام شما دوستان عزیزمون روزهای اسفند ماهی رو بدو بدو و با سرعت زیاد گذروندیم و خودمون رو برای سال جدید آماده کردیم،خدا رو شکر بابت سلامتی نسبی که داریم و عزیزانی که در کنارمون هستند و دوستمون دارند و دوستشون داریم ،سال 92 که سال من یعنی سال مار بود، برای خیلی ها از نظر اقتصادی و چیزهای دیگه زیاد خوب و مقبول نبود،امیدوارم سال 93 که سال هستی شیرین(اسب) هستش برای همه و همه از همه نظر عالی تر و مقبول تر باشه ،اصلا دلم نمیخواد یادم بیاد یا جایی ثبت کنم که بدترینهای سال گذشته برای من چیا بوده ،بهترینهای خاصی هم وجود نداشته، جز همون از دست ندادن عزیزانم تو سالی که گذشت و بابتش خدا رو هزار بار شاکرمـــــــــــــ و چیزی جز همینم نمیخوام تو زندگیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/Happy-New-Year-greeting-card-93-7.jpg

از همینجا سال نو رو به تک تکتون تبریک میگم و بهترینها رو در کنار عزیزانتون از ایزد منان آرزومندم ،امیدوارم تعطیلات نوروزی هر جا که هستید بهتون خوش بگذره و نهایت لذت رو ببرید،ما که هیچ برنامه ی خاصی نداریم و احتمالا تمام تعطیلات را در شهر و خانه ی خود خواهیــــــــــــــــــــــــــــــــــــم گذراند ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/hou3769.jpg

سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند

و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند

و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

عید نوروز مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/IMG_4754.JPG

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/www.Pichak.net12.gif

هر که گفته فــــــراموش می شود!

دروغ گفته است!

بهانه آورده است!

تا شاید خودش را دلداری دهد!

فـــــــراموش نمی شود!

تا ابـــــد مــــی ماند!

قصه دلدادگی و عاشقی!

حتی اگر متنفر شوی!

بِبُری!

دور شوی!

سایه اش را با تیر بزنــــی!

بــــاز هم هست!

یـــک جـــایـــی تـــو را پرت مـی کند

به تمـــامِ خـــــاطــــــراتِ خـــوب

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/images1111.jpg

 بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند!

شاید سکوتی تلخ، گویای دوست داشتنی شیرین باشد ...

دکتر شریعتی

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/images.jpg

 تا زمانی که به عمق واقعی انسانها پی نبرده ای 

دوستشان نداشته باش

زیرا عمیق ترین زخمها زخم خنجر کسی است 

که با تمام وجود دوستش داشتی

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/images2222.jpg

یک سال گذشت ...

بعضی ها دلشون شکست،


بعضی ها دل شکوندن،


بعضی ها عاشق شدن،


خیلیها تنهان ...


خیلیها از بینمون رفتن،


خیلیها بینمون اومدن،


گریه کردیم و خندیدیم


زندگی برخلاف آرزوهامون گذشت ...


  یکروز بیشتر نمونده


یکروز از تموم اون خاطره ها!


آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری آغاز روزهایی باشد


که آرزو داری ...

ایام به کامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ
دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢
خسته ام خیلی خستـــــــــــــــــــه

پنجشنبه شب مهمون دوره ای خانواده ی پدریم خونه ی ما بود که حدود سی و پنج نفر مهمون بعد از شام داشتم ،برای همین پنجشنبه بعد از کلینیک و بخور رفتم دنبال خرید میوه و شیرینی و ... شب خوبی بود و آخرین مهمونی سال 92 ما که خدا رو شکر به خوشی گذشت و روز جمعه ظهر بعد از آزمون هستی اول رفتیم نمایشگاه پارک گفتگو تو گیشا که هم فاطمه جویکار دوست عزیزم رو ببینیم که اونجا غرفه داشت تو قسمت کودک و هم خریدی کنیم،یک ساعتی چرخ زدیم و بعد از گپی با فاطمه و احوالپرسی با دوست عزیز دیگه ام گلناز جون،جز یکم خوراکی و چندتیکه قرتی بازی برای هستی مثل بدلیجات و ساعت،خریدی نکردیم و زدیم بیرون ،وقتی هم اومدیم بیرون هر کاری کردم هستی گفت میخوام برم خونه و درس دارم و حوصله ی خرید ندارم و ... این شد که گذاشتیمش خونه و خودمون دوتایی رفتیم یه نمایشگاه دیگه که ازونجا هم جز جوراب شلواری و دمپایی روفرشی و یه لباس تو خونه ای چیزی نخریدیم و خسته و کوفته اومدیم خونه ... اصلا نمیدونم برای هستی از کجا خرید کنم،هر جا تا پارسال خرید میکردم دیگه سایز هستی زیاد لباس ندارن و هر جا میرم چیز مناسبی پیدا نمیکنم

عشــــــــــــــق را

ننویسیــــــد …

نخوانیـــــــــد …

نقاشی نکنیـــــد …

احساس کنیــــــد …!

احساس …!

… زندگی کنید….

زندگی…!

تا ابد

تا همیشه …


آدمایی که ساکت سوار تاکسی میشن

تا مقصد از پنجره بیرون رو نگاه میکنن،

آخرشم ،

بدون ِ هیچ حرفی

کرایه رو میدن و میرن

آدمای خسته‌ایَن،

سر به سرشون نذارین …




دیگران برای خوابیدن قصه میگویند

ما قصه ی خود را میگوییم

که دیگران بیدار شوند

دوست داشتن

ربطی به دیدن ندارد

آدم ها خدا را هم

دوست دارند هنوز ...
 
اینروزها کمی تا قسمتی خسته ام از خیلی چیزا ،مخصوصا قضاوتها و حرفهای بی معنی و ناحق و ... لطفا مدتی منو به حال خودم بزارید و کامنتهای پر از بغض و ناله و ... نگهدارید برای زمانی دیگه،مثلا من وبلاگنویسی رو بزارم کنار به شماها چی میرسه؟؟مشکل زندگیهاتون حل میشه واقعا؟؟ من جای کدومتون رو تو دنیای مجازی تنگ کردم که اینجور روتون میشه کامنت بزارید؟؟والا خدا رو خوش نمیاد ،شماها به چه دین و مذهبی هستید که اینقدررررررررررررررررررررر راحت حرفای یکطرفه و بیخودتون رو به زبون میارید ،لطفااااااااااااااااااااا دست نگه دارید و برید سراغ وبلاگهایی که دوستشون دارید ،من دیگه انگیزه ای برای نوشتن ندارم و خیلی خسته ام از دست خیلی هاتون ،آخه بیام چی بنویسم ؟؟من که داستان و قصه نمیگم برای شما،من از خود واقعیمون مینویسم و ترجیح میدم بیشتر سکوت کنم و سکوتـــــــــــــ ، وقتی نمیتونم بیام راحت و بی دغدغه از روزهای اسفند ماهی که بیشترش به خرید و بدو بدوهای عید میگذره بنویسم ،وقتی مینویسم و هی پاک میکنم ،وقتی دلم نمیخواد اسم و عکس یه شیشه عطر رو که خیلی هاتون خواسته بودید بزارم ،وقتی حس خوبی ندارم از هستی عکسی بزارم ،وقتی وقتی ...،من نه از کسی میترسم نه چیز بدی مینویسم که کسی بخواد اذیت بشه نه با کسی خرده پورده دارم ،نه آدم ضعیفی هستم وگرنه 7 سال دووم نمیاوردم اینجا که بهم بگید اهمیت نده و ... ولی ازین همه نامرادی و بی انصافی خستــــــــــــــــــــــــــه ام خسته ی خسته،کافیه کافی، برید به زندگیتون برسید منم سکوت میکنم جاتون گشاد بشه تو این دنیای پر از نامردییییییییی ،ولی این یادتون نره کار خوب و انسانی نکردید و با محو شدن من چیزی عایدتون نمیشه ،تمام کوچه و خیابونها پر هستش از کسایی که دارن برای عید خرید میکنن ،اونا رو زورتون نمیرسه نمیبینید بعد با کلی مشکلات مالی و کاری و ... به قول خودتون،یکاره دخیل بستید پای این وبلاگ که من چی مینویسم شروع کنید به ... من سالهاست دارم با سانسور و بسیار کلی مینویسم و پستامو با عکس و شعر پر میکنم ،ولی متاسفانه تاثیری برای اونایی که نمیدونم دلیل واقعی و نفرتشون از چیه نداره و همچنان نهضت ادامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه داره ....
 
دوستان گلم میام و باز مینویسم، ولی نه دیگه هفته ای یکبار و ...
امیدوارم سال رو با شادی و سلامتی و دل خوش آغاز کنید
مواظب خودتون و گلهای زندگیتون باشید،دوستتون داریم خیلی زیاد 

 

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ
شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢
روزهای اسفند ماهی مـــــــــــــــــــــــا

مهمونی جمعه ی گذشته به خوبی و خوشی گذشت و تموم شد و کمی تا قسمتی حال و هوای تولدی هم داشت که بماند ،آخر شب هم محمود جلوی مهمونها کادوی ولنتاین من رو (مهمونی دقیقا روز ولنتایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن بود) که با هستی خریده بودند و کاملا سورپرایز بود بهم داد(همیشه هدیه هامو با خودم میرفتیم میخریدیم ولی از وقتی هستی شیرین بزرگتر شده و عاشق سورپرایز کردن هستش ،هدیه ها رو دوتایی پدر و دختری میرن میخرن و کلی قایمش میکنن تا به وقتش ...)،دستشون درد نکنه من که خیلی خوشم اومد ازش ... ،شنبه یعنی فرداش هم محمود نرفت سرکار و تا شب مشغول تمیز کردن خونه و دادن فرشها به قالیشویی و جا به جایی ظرف و ظروف و جارو برقی و تی کشیدن و ... بودیم دوتایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/tabloooooooo.jpg

هدیه ی تولد هستی به بابا محمودش ،که خیلی براش زحمت کشید تا بتونه به موقع تا روز تولد، آماده ش کنه و به باباییش بده ،که خدا رو شکر موفق شد و بسیار این تابلوی قشنگ مقبول افتاد (تابلویی متفاوت از کارای قبلیش با رنگهای تیره و پر رنگ  و ... ،میگه مامان تو تابلو اون یه زن بود زیر چتر تو تاریکی شب و بارون و پارک و ... ولی من بابا رو کشیـــــــــــــــــــــــــــــــــــدم )

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/IMG_4559.JPG

اینم هدیه ی ولنتاین من

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gifhttp://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gif

زمانی که برای مشاوره رفته بودم کلینیک ،مشاور این چای های م ه ر گ ی اه رو بهم معرفی کرد و گفت چای های خوبی هستش و برای سردرد و خستگی و خیلی چیزها مفیده،منم که رفته بودم هایپر این دوتا رو همینجوری انتخاب کردم و خریدم ،وقت نبود دونه دونه روی همه رو بخونم و همینجوری برداشتم ولی وقتی اومدم خونه دیدم توشون بروشوری هست که تمام طعمها رو نوشته با توضیحاتشون که حدود ده تا طعم متفاوته ،من که از خوردنشون راضی بودم و خوشم اومد(بهتون پیشنهاد میکنم مثل من برای بار اول متنوع رو بخرید که از بیشتر طعمها یکی دوتا توش هست و میتونید بعد از استفاده و خوندن خواص تک تکشون بعدا اونی که میخواید رو بخرید) ،گفتم مثل همیشه تجربیاتم رو براتون بنویسم تا اونایی که مثل من آشنایی با این محصول و خواصش ندارن استفاده کنند و انشالا براشون مفید باشه ،من همیشه تو این سالها وقتی از چیزی استفاده کردم و نتیجه خوبی دیدم (مثل رژیم، کار پوست ،دستگاه عرق دست،کلینیک ،عطر خوش بو و ... خیلی چیزای دیگه) و یا نتیجه ی خوبی ندیدم(مثل مدرسه هستی ،بعضی دکترها و خریدها و ...) اومدم تو وبلاگم نوشتم تا دوستان هم استفاده کنند ،حالا هر کسی چی برداشت میکنه ازین آگاهی دادنه من، برام مهم نیست ،من همچنان راه خودمو میرم و اون چیزی رو که درست میدونم انجام میدم ،هر کی خوشش نمیاد میتونه استفاده نکنه و بگذره ،نه اصراری دارم و نه دعوایی با کســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/%D9%85%D9%87%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87.jpg

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gifhttp://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gif

این هفته هم پنجشنبه جمعه ش به بدو بدو و کمی خرید برای هستی و تولد دوستش و ... گذشت ،چند روزه میخوام کارای عیدمو با کشوها و کمدها شروع کنم تا روزی که کارگر میاد دیگه فقط بمونه ظاهر خونه و من کارای خودم رو کرده باشم ولی دریغ از یک ذره حس کار کردن،هر روز میگم از فردا از فردا ولی هنوز اون فردا نرسیده و من هیچ تمایلی به کار کردن تو خودم نمیبینم،یک زمانی صبح تا شب کار عید میکردم ،صبح تا شب میرفتم خرید و راه میرفتم ولی دیگه اونهمه حس و حال رو تو خودم نمیبینم ،یک کمد دیواری مرتب میکنم سه چهار ساعت طول میکشه و بعدش دیگه دلم نمیخواد ادامه بدم و بقیش میمونه واسه بعد ،خودمو کشتم تو یک روز کمد دیواری اتاق خودم رو مرتب کردم و فرداش کشوهای دراورم رو ،هنوز سرتختی ها مونده ،اینجوری که پیش میرم فکر کنم تا یکی دوماه دیگه مرتب کردنهام طول بکشههههههههههههه ،میدونم که حتما شماها کارهای عیدتون رو شروع کردید ،از همینجا به تک تکتون خسته نباشید میگم و امیدوارم با دلی خوش و تنی سلامت کنار عزیزانتون سال جدید رو جشن بگیرید و از همه چیز نهایت لذتـــــــــــــــــــــــــــــ رو ببرید ...

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gifhttp://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gif

پی نوشت رم ا ن ی :حوصله ی هیچ کاریم نداشته باشم ،همچنان شبا ده و یازده به بعد، حس رمان خوندن رو دارم و از خوندنش لذت میبرم ،هفته ی پیش پانتی بنتی رو خوندم که اوایلش اصلا کشش نداشت و اگر چند نفر بهم نگفته بودند قشنگه بخون همون اوایلش ادامه نمیدادم ،ولی از وسطای کتاب قشنگ تر شد و حسابی جذب کرد،الانم آخرای باورم کن هستم که خیلی دوستش داشتم ،خوشحال میشم شما هم،هر وقت رمان قشنگی خوندید برای منم اسمش رو همچنان کامنت بزاریـــــــــــــــــد

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gifhttp://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/1420663398.gif

بارالهــا...

هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی!

به هر که و هر چه دل بستم، تو دلم را شکستی!

عشق هر کسی را به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی!

هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم؛

در سایه ی امیدی و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی به وجود آورم؛

تو یکباره همه را بر هم زدی!

تا هیچ آرزویی در دل نپرورم!

تا به غیر از تو محبوبی نگیرم!

به جز تو آرزویی نداشته باشم!

و جز تو به چیزی یا کسی امید نبندم!

و جز در سایه ی توکل به تو، آرامش و امنیت را احساس نکنم...!

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/32119.jpg

حرفها سه دسته اند:

دسته اول : گفتنی ها

دسته دوم : نوشتنی ها

و

دسته سوم : قورت دادنی ها

دو تای اول سبکت می کنند، سومی سنگینت …

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2014/www_iranpixfa_ir_love5.jpg

خداوندا...

ببین پر از توام!

به تهیدستی ام نگاه نکن!

مگو که هیچ نداری

ببین  *تـــــــــــــــــــــــــــــو*  را دارم...!

روزهای اسفند ماهیتون شاد و پر لذت

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ