هستی شیرینی زندگی مامان و بابا
چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۳
آخرین پست سال 93 هستی شیرین

سلام به دوستان مهربان و عزیزم ،حدود دو ماه میشه که ننوشتم ،خیلیاتون با کامنتهای خصوصی و عمومی جویای احوالمون شدید و نگران ،شرمندتون هستم به خدا، اینقدر از لحاظ فکری مشغولم که فقط خدا میدونه، زندگی در جریان هستش و ما هم باهاش همراه و همگام ،بهمن ماه هم گذشت ،کارنامه ی ترم اول هستی رو گرفتیم که خدا رو شکر معدل و انضباطش 20 شد و سومین آزمون جامع مدرسه رو دو سه روز پیش، برای سومین بار، نفر اول شد، اونم با اختلاف زیادی نسبت به نفر دوم (دلخوشی اینروزهای من شده هستی و موفقیتهاش )،تولد سمیه جون ،زنه دایی امیر ده بهمن بود که خونه مادرجون برگزار شد،تولد بابا محمود هستی خانوم(23 بهمن) رو تو فرحزاد همراه خاله بیتا جشن گرفتیم و ولنتاین هم از عزیز دلم یه عروسک خوشگل گرفتم ،چند روز قبل از تولد محمود ،عمه لیلای هستی شیرین نامزد کرد و بله برونش بود ،اسفنده بدو بدو کردن هم رسید و تقریبا به نیمه رسیده و من هنوز خیلی کارهامو نکردم ،تازه تازه دارم کارای مربوط به خودم رو تو خونه انجام میدم تا روزایی که قراره کارگر بیاد و کل خونه رو تمیز کنه،اینقدر سرعت و توانم برای کار کردن کم شده که فکر کنم اگر بجنبم تا خود سال تحویل مشغول باشم،خریدامم بیشترش مونده که باید تو هر فرصتی برم و انجام بدم،با اونکه یه مسایل خیلی ناراحت کننده ای برای خانوادمون پیش اومده و دل و دماغ خیلی کارا رو ندارم، ولی دارم با حس های درونی و بازدارنده ی خودم مبارزه میکنم که بتونم برای خانوادمو مخصوصا هستی، سال نو و عید خوبی فراهم کنم ،قرار نیست همه ی اعضا خانواده به خاطر مشکلات اطرافیانمون عزا بگیرن و روزهای خوبی که معلوم نیست هر کدوممون چقدر ازشون سهم داریم و چقدر برامون تکرار میشه محروم بمونن ،من دارم سعی خودمو میکنم مطمئنم خدا هم کمکم میکنه که کم نیارم،بعضی وقتا اینقدر از چند جای مختلف و بی ربط به همدیگه ،بهم فشار میاد که احساس میکنم بند بند وجودم داره از هم جدا میشه ،ولی باز خودمو کنترل میکنم و سرپا میمونم و تظاهر به خوب بودن میکنم و چقدر سخته این تظاهرا و از خود گذشتن ها

دوتا غلط تو 95 تا سوال ،آفرین دختر خوب و زرنگم

www Pichak net12

برنامه ی خاصی برای عید نداریم،شاید بریم سفر شایدم نریم،من اصراری به سفر رفتن ندارم چون وقتی فکرم مشغوله و درگیر ،هر جا باشم تو همون حال و هوا هستم و برام فرقی نمیکنه کجا باشم،اما نمیتونم حق خوش گذروندن رو از هستی بگیرم ،وقتی تنها تایم سفر رفتنش به عید و آخرای تابستون ختم میشه ،پس ریش و قیچی دست پدر و دختره ،هر جوری برنامه بریزن منم کنارشون هستم انشـــــــــــــالا .....

www Pichak net12

پی نوشت ر م ا ن ی : بعد از مدتها سه تا رم ان خوندم ،یکیش طلوع از مغرب که بد نبود برای یکبار خوندن و یکیش تقلب که قشنگتر بود و اون یکی بگذار آمین دعایت باشم که خیلی دوستش داشتم و توصیه میکنم بخونیدش اگر ر م ا ن دوست دارید ،الانم جان و شوکران دستمه که تازه شروعش کردم

www Pichak net12 

پس این ها همه اسمش زندگی است
دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دقیقه ها
حتی اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد
ما زنده ایم چون بیداریم
ما زنده ایم چون می خوابیم
و رستگار و سعادتمندیم
زیرا هنوز بر گستره ویرانه های وجودمان پانشینی
برای گنجشک عشق باقی گذاشته ایم
خوشبختیم زیرا ....
حسین پناهی 
 
55555555555555555555 
ایـن روزهــا....
دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه ام
حــال مـ ــن خــــــــوب است
خــوبِ خــوب
فقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانی
همــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ست
و فکـر مـی کنـــم
ایـن روزهـــا...
خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه است
چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدا
او...
از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه است
و مـــن...
از تکـــ ــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم ... 
 
 333333333333333333333333333
هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه ,
دوستــ♥ ــت داره ... مراقــــــبته ...
و نگرانــــــــــــت میشــه ...!
چـــون یــک روز بیــدار میشـــی و میبینــی ...
مـــــــــاه رو از دســــت دادی ...
وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی ... 
 
 222222222222222222222222

دقایقی در زندگی هستند
که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که
میخواهی او را از
رویاهایت بیرون بکشی
و در دنیای واقعی
بغلش کنی ...

www Pichak net12

مطمئنا این آخرین پست سال 93 ما خواهد بود ،سال 93 با همه ی خوبی ها و بدی هاش گذشت ،مثل تمام سالهایی که میان و میرن ،نمیگم سال بدی بود، چون اتفاقای خوب زیادی هم توش افتاد که مهمترینش اینه که تمام عزیزانم خوب و سلامت هستن و در کنارم و من میدونم که این خودش یعنی یه دنیا و من بابتش از خدا شاکرم و عاشقشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ،چند روزش برام خیلی خیلی خاص بود که خاص ترینش رو اینجا ثبت میکنم تا همیشه یادمون بمونه ، 30 مرداد 93

4444444444444444444444

www Pichak net12

از همینجا پیشاپیش براتون بهترین روزها و لحظه ها رو در روزهای پایانی سال 93 و تعطیلات عید و سال 94 آرزومندم ،امیدوارم تو سال جدید هر چی از خدا میخواهید و به صلاحتونه بهش برسید و با سلامتی و عشق و آرامش در کنار عزیزانتون زندگی پر از شادی و موفقیت داشته باشید ،لحظه ی تحویل سال من و خانواده مو هم یاد کنید ،منم اگر قابل باشم تو تمام لحظه های دعا و نیایشم شما رو یاد کردم و یاد خواهم کرد

index

پیشاپیش عیدتون مبارک و ایام به کامـــــــــــــــــ مهربونای همیشه حاضر

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ
یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳
دی ماه دوست داشتنی مامان نوشین

سلاممممممممممممممممممممم به دوستان خوب و مهربون و همیشه حاضرم

بالاخره 7 دی 93 هم اومد و مامان نوشین هستی خانوم سی و هفت ساله شد

من کلا عاشق فصل زمستون و مخصوصا ماه دی هستم و پر انرژی تر و خوشحال تر از همیشه ،که فکر کنم مال خودشیفتگی دی ماهی ها باشه

اینقدر تو این چند روز مخصوصا دیشب تا حالا، پیام تبریک داشتم از طرق مختلف( که خودتون میدونید )،وقت نکردم زودتر بیام و یه پست تولدی برای خودم بزارم ،واقعا دوستان و فامیل عزیزم بهم لطف دارند و منو شرمنده ی محبتشون میکنند همیشه و خوشحالی منو صدها برابر با حس خوبی که بهم منتقل میکنند ،چندتایی از دوستان برام روزشمار معکوس گذاشته بودن و از چندین روز قبل و حتی چند ماه قبل هر روز یه پیام زیبا و تبریک برام میفرستادند تا امروز که راس ساعت 12 اخرین پیاما و تبریکاشون اومد(بیشتر برای اونا خوشحالم که از امروز راحت شدن ) و دوست عزیزی که مثل هر سال از آلمان بهم زنگ زد و ... همین جا از تک تک عزیزانی که به یادم بودند و هستند صمیمانه و از ته قلبم تشکر میکنم و امیدوارم بتونم تو شادی هاشون جبران کنم

همونجور که گفتم یکماه جلوتر هدیه مو از محمود گرفتم و امشبم از هستی شیرین و مهربونم و چندتایی هم از عزیزترینهام، که همشونو خیلی خیلی دوست داشتم ،ولی از برنامه ی امشب و بقیه ی هدایا خبر ندارم هنوز ،ولی احتمالا یه سورپرایز کوچولو مثل همیشه از محمود و هستی و بعضی دوستان عزیزم تو راهه که ازشون پیشاپیش ممنونــــــــــــــــــــــــــــــــم 

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1852448wnxihr5glr.gif

از بهترین و دوست داشتنی ترین حس ها برای من، بودن تولدم بین کریسمس و ژانویه و سال نو میلادی هستش که چند ساله از بهترین و خاطره انگیزترین روزهای زندگیمه ،بودن کنار دوستان خوب و مهربون مسیحی ،تزیین درخت کریسمس اونها و خونه ی خودمون ،هدیه گرفتن درخت دعا خونده شده ازشون و خیلی لحظه های خوب و قشنگ و دوست داشتنی دیگه 

منم به نوبه خودم کریسمس و سال نو میلادی رو به همه ی هموطنان عزیزم ،مخصوصا دوستان مسیحی گلم تبریک میگم و بهترینها رو براشون آرزومندم

کریسمس نه یه زمانه و نه یه فصل، بلکه یک یادبوده

در واقع گرامی داشتن صلح و حسن نیت،  رحیم و بخشنده بودن

باعث میشه روح واقعی کریسمس رو لمس کنیم 

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2017/2015-new-year1.jpg

مامان اریت مهربونم کریسمس مبارکــــ ،الهی همیشه سلامت و زنده باشی عزیز دلمــ

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1852448wnxihr5glr.gif

 همونجور که بیشتریاتون میدونید تولد یکی از بهترین دوستان عزیز من، که مثل خواهر کوچیکترم دوستش دارم و شماها هم میشناسیدش(فاطمه جویکار) با تولد من یکیه که منم همینجا بهش تبریک میگم و بهترینها رو براش در کنار عزیزانش آرزومندمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان

فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارکــــــــــــــــــــــــــــــ 

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2017/12086293209.jpg

فاطمه جونم زادروزت خجسته مهربونمــــــــــــــــــــــــ

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1852448wnxihr5glr.gif

هستی نوشت: هستی شیرین من، دومین آزمون جامع مدرسه رو هم،که آخر آذر ماه برگزار شد رتبه ی اول رو کسب کرد و مثل همیشه مامان و باباش رو خوشحال کرد و ترم پاییز زبانشم با نمره 100 کتبی پاس کرد و از ترم زمستان امسال وارد گروه بزرگسالان شد،که همونجور که خودش میگه کوچکترین عضو کلاسشونه و از پنجاه ساله و چهل ساله بگیر تا سی و بیست و هفده و چهارده و .... تو کلاسشون دارن، که البته من خودم اینجور رده سنی تو یه کلاس رو اصلا نپسندیدم ... ،الانم تا دو هفته مشغوله امتحانات ترم اول خواهد بود که انشالا برای هستی من و تمام بچه های گلمون دوره ی امتحان ،خوب و به سلامتی بگذره 

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1852448wnxihr5glr.gif

ترشحات خوبی هایت
به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است
سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه
استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد
به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت
من در ترانه های تو غرق شده ام
جنگ دست و پایم بی فایده است
وقتی روحم را از چنگم در اورده ای
من با تو زنده ام یا مرده ؟

 http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2017/222222222222222222.jpg

من زنم …

دست خودت نیست
زن که باشی
گاهی دوست داری تکیه بدی
پناه ببری
ضعیف باشی

دست خودت نیست
زن که باشی
گهگاه حریصانه بو میکنی دستهایت را …
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش
لابه لای انگشتانت باقی مانده باشد

دست خودت نیست
زن که باشی
گاهی رهایش میکنی و پشت سرش آب میریزی
و قناعت میکنی به رویای حضورش
به این امید که او خوشبخت باشد

دست خودت نیست
زن که باشی
همه ی دیوانگی های عالم را بلدی

من زنم …

http://hastiyemaman.persiangig.com/image%2017/IMG_0231.JPG

نمی خواهم بجز من دوست دار دیگری باشی
نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی
نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند
نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی
نمی خواهم کسی یارت شود در راه این هستی

بازم ازتون ممنونم و براتون سبد سبد شادی و سلامتی آرزومندم

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ
جمعه ٢۳ آبان ۱۳٩۳
هستی خانوم و آبان ماه

آبان ماه هم اومد و رفت و تقریبا یکماهی میشه که ننوشتم ،ماه گذشته هستی حسابی مشغول درس و مدرسه بود  ،زبان و پیانو و نقاشی هم مثل همیشه در کنارش هست که خدا رو شکر اونا رو هم خوب پیش میره و معلمهاش راضی هستن ازش ،یک آزمون جامع مدرسه از تمام دروس ازشون گرفته بود که توی تمام کلاسهای هفتم و 104 نفر ،رتبه ی اول رو کسب کرد و از مدیر مدرسه هدیه گرفت و معرفی شد و کلی خوشحال بود ازین بابت و ما نیز  ،یکروزم معلم جبر و هندسه شون که یه آقایی هستن ،از مدرسه و سر کلاس جلوی همه ی بچه ها زنگ میزنه به گوشی محمود و به خاطر نمرات بالای هستی تو ریاضی بهش تبریک میگه و صدای محمودم تو کلاس پخش میشده و هستی خانوم کلی ذوق زده ازین روش تشویق معلم  ،آزمونهای یک هفته در میون جمعه های ق ل م چی هم همچنان ادامه داره و تو اونام خوب پیش میره و معمولا تراز بالای 6500 میاره و جز رتبه های خوب خودش رو نگه داشته  

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1433557253.gif

محرم امسال هم یکی دو باری با پدرش رفت بیرون و یکسری عکس از مراسم گرفت برای کارای مدرسه ش که باید انجام میداد،برعکس هر سال، زیاد دلش نمیخواست بیرون بره و اونم زوری فرستادمش که برای عکساش رفت و خیلی زود هم برگشت ،من خودم تا ازدواجم به زور خونه میموندم و همیشه دلم میخواست برم تو مراسم ها شرکت کنم و یا حداقل تماشا کنم ،ولی هستی اینجوری نیست و تمایلی برای تماشا کردن هم نداره،که احتمالا اونم به خاطر تنها بودنشه ،ما بیشتر به ذوق خونه ی پدر بزرگ و بچه های عمه ها و عموها و دور هم بودن و با هم بیرون رفتن ،دلمون میخواست زودتر تاسوعا و عاشورا برسه ،ولی هستی تقریبا دور و برش خلوته و ترجیح میده سرش با خودش گرم باشه عزیز دلمـــــــــــــــــ   

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1433557253.gif

حدود سه ماهی میشه که رم ان خاصی نخوندم ،برای همینم پی نوشت رم انی ندارم ،اگر بخونم حتما میام و براتون معرفی میکنم مثل همیشه، خیالتون راحت دوستان مهربونمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

http://hastiyemaman.persiangig.com/khat%20faseleha/1433557253.gif

شکستن دل
به شکستن استخوان دنده مى ماند
از بیرون همه چیز رو به راه است ...
اما ...
هر نفس " درد" است که میکشى !! 

 یه وقتـایی لازم نیست حرفی زده شه
بین دو نفر…

همین که دستت رو آروم بگیره…..

یه فشار کوچیک بده…..

این یعنی من هستم تا آخرش…..

همین کافیه….!

 مخاطب خاص اگه خاص باشــه!!!
لازم نیست که شما دورش رو از این و اون خلوت کنی
خودش واسه بودن شمــا جـــا بــاز میکنه
لازم نیست هر کســی رو توجیح کنیــد
که ایــشون مال شماست!!!
خودش تورو به همه دنیــــا نشون میده
و میــگه این مال منه!!!
لازم نیــست به فکر رفتنش باشید

خودش به شما ثابت میــکنه که اومده بمــونه!!!

 دیدین بعضیا خیلی دوست داشتنی ان
انگار مهره ی مار دارن؟!
ولی نه کارِ سحر و جادوست، نه مهره ی مار!
 آدمای دوست داشتنی، رازای دیگه ای دارن ... 

شاد و سلامت و برقرار باشید قلب

+ نوشته شده توسط مامان نوشین در ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ